به قلم : پِريا « شباب حسامي »
متأسفانه اين واقعيت تلخي است كه سرنوشت تحولات بين الملل و تغييرات سياسي ، اقتصادي و فرهنگي دنيا تا حد زيادي تحت تأثير بينش ، تفكر و عملكرد حاكمان آمريكاست . در زمان كنوني در واقع بعد از 11 سپتامبر ، اين موضوع بصورت جدي تر خودنمايي مي كند . بنابراين براي تحليل شرايط موجود جهان و ايران يكي از عناصر مورد نياز داشتن شناخت كافي از حاكمان پيدا و پنهان آمريكا است .
اينكه آمريكا يا اسرائيل يا ناتو به ايران حمله خواهند كرد يا نه ، اينكه اوضاع اقتصادي چطور خواهد شد ، بر سر مردم و دولت عراق چه خواهد آمد ، يا در خاورميانه و خاور دور و آفريقا و آمريكاي جنوبي چه اتفاقاتي مي افتد باور كنيد تا حد قابل توجهي به عادت ها و ديدگاه ؛ و شرايط شخصي حاكمان آمريكا و در حال حاضر « تيم بوش » بستگي دارد . در نوشته ي زير مي توانيم به بعضي از اعضاي اين تيم نگاهي بيندازيم و تا حدي ( هر چند اندك ) با عملكرد آن ها آشنا شويم .
همانطور كه در گفتار « ايران هسته ايي و واكنش جهاني » ذكر شد ، امكان ندارد كه ( در نهايت ) آمريكا و متحدان اش ايران اتمي را بپذيرند و بنابراين در مسير خلع توان هسته ايي ايران حركت خواهند كرد. چه از طرق محسوس چه نامحسوس چه ناگهاني ! حالا در اين نوشته مي خواهيم ببينيم كه جبهه ي آمريكا كه مركب از آمريكا و همه ي دوستان و متحدان اوست چگونه در جهت خلع توان هسته اي ايران گام خواهند برداشت.
از همان زماني كه مذاكرات جريان داشته و حتي از سال ها قبل از آن ، جريان برخورد با ايران همچنان وجود داشته است منتهي اين برخورد غالباًاز جنس نامحسوس بوده است . اخبار و رسانه ها عموماًتوانايي نشان دادن وجوه محسوس و آشكار وقايع را دارند . در همان زماني كه اروپا با ايران در حال مذاكره و مصالحه است آمريكا مشغول بررسي راه هاي تهاجم محدود به ايران است . وقتي كه تروئيكاي اروپايي از روند مذاكرات اظهار ( اندكي ) اميدواري كرد آمريكا با ناتو در حال رايزني بود و نحوه ي تعامل خود را با ناتو ، در صورت ضربه زدن به ايران بررسي مي كرد. در حال حاضر هم آمريكايي ها و مخصوصاً اسرائيلي ها گزينه هاي متعددي را براي پرداختن به مسئله ي هسته ايي ايران در دست دارتد. نكته ايي كه در اينجا مي خواهم بر آن تأكيد كنم اين است كه پرداختن به اين گزينه ها سير خطي و ممتد ندارد . يعني آن طور كه به غلط تصور مي شود پيش نمي رود . تصور عمومي اين است كه آمريكايي ها مثلاً مي گويند ما پنج گزينه داريم اگر اولي نشد ، دومي ، اگر دومي نشد ، سومي و الاآخر . اين تصور اشتباه است . به نظرم آن ها در آن واحد دارند از همه ي گزينه ها استفاده مي كنند و راه حل هاي خود را به موازات همديگر پيش مي برند. مذاكره ، با آمادگي آن ها براي ضربه هاي نظامي همزمان است و اين دو با راه حل جنگ رواني ، تحريم سياسي و سپس اقتصادي ) و ديگر گزينه ها همراه است.به همين دليل لازم است كه دفاع و تقابل مسئولين هسته ايي ايران همزمان در جبهه هاي مختلف باشد . خوب ، حالا ببينيم كه گزينه هاي مختلف برخورد آمريكا و متحدان اش با ايران كدام ها هستند.
يك . يكي از پايه هاي موفقيت هر واكنش تهاجمي يا دفاعي ، ميزان اطلاعات است بنابراين هم اكنون آمريكايي ها و دوستان آن ها شديداً مشغول فعاليت هاي جاسوسي و اطلاعاتي ( پيرامون مشخصات و مختصات توان هسته ايي و نظامي ايران ) هستند. آن ها براي كسب اخبار بيشتر و دقيق تر هر كاري كه لازم بوده و لازم باشد انجام مي دهند. بعضي از بازرسان و ناظران آژانس بين المللي انرژي هسته ايي ، از عناصر مطلوب اينكار محسوب مي شوند اما كار جاسوسي ، عناصر متنوع تري را شامل خواهد شد. نفوذ آن ها به درون تأسيسات ، استفاده از بعضي از عوامل سفارتي و امكانات ديپلماتيك ، آزمون بعضي از كارمندان و دست اندركارانِ … مي تواند از جمله تلاش هاي قابل توجه اطلاعاتي باشد. لازم است كه مسئولان امر دقت بالايي را در اين موضوع مبذول دارند چون در دنياي كنوني اگر قرار باشد هر برنامة نظامي يا سياسي انجام شود ، پشتوانه ي اطلاعاتي خاص خود را مي طلبد و آن ها تجربه و تخصص زيادي در كارهاي اطلاعاتي دارند. البته ابزار و روش هاي جمع آوري اطلاعات خيلي بيشتر از اين هاست و من شك دارم به بيشتر از اين ها اشاره كنم. در بيشتر روش هاي پيشرفته ي جاسوسي ، تخليه ي اطلاعات با تكيه بر تكنيك هاي نامحسوس و غير مستقيم صورت مي گيرد.
دو . ماه هاست كه آمريكا و به موازات آن ، اسرائيل ، مشغول آماده شدن براي وارد كردن ضربه هاي نظامي و مستقيم به ايران هستند . اين را هم منطق مي گويد ، هم تحليل علائم و خبر هاي جسته گريخته ايي كه البته بعضي شان صرفاً جنبه ي جنگ رواني دارند. ضربه ي نظامي مي تواند از طرق مختلفي اتفاق بيفتد. بمباران ، موشك باران ، راه هاي زميني ، نفوذ عناصر ضربه زننده به داخل تأسيسات و يا چند روش ظريف ديگر .
البته گزينه ي حمله ي متعارف نظامي به تأسيسات هسته ايي چه از جانب آمريكا و چه از طرف اسرائيل داراي موانع متعددي است كه بايد ديد آن ها در صورت حمله ، چگونه به حل اين موانع پرداخته اند.
نامعلوم بودن قطعي توان پاسخگويي ايران ، در صورت حمله ي نظامي خارجي يكي از اين موانع است. آن ها دقيقاًنمي دانند كه در صورت ضربه ي نظامي ، ايران چكار خواهد كرد. آيا رفتار ايران بر اساس مصلحت انديشي و كاهش خطر خواهد بود يا ممكن است ايران شيوة انتحاري در پيش گيرد.
آيا هدف قرار گرفتن ايران مي تواند شروعي براي زنجيره ايي از هدف قرار گرفتن هاي ديگر باشد . زنجيري كه اگر حلقه ي اول آن ايران است لابد حلقه ي دوم آن اسرائيل و ديگران است ؟ ديگراني كه بعضي شان خيلي به ايران نزديك هستند و بعضي شان دور تر از فاصله ي بين ايران و اسرائيل اند !
بعد از ضربه زدن به ايران ، بعيد است كه گروه هاي حامي و دوستدار ايران ، در عراق ، افغانستان ، جنوب لبنان و در درون مناطق اشغالي و حتي در دل آمريكا و اروپا ، از خود واكنش نشان ندهند . و خوب ، اين روز ها دنيا پر است از واكنش هاي انتخاري و دل به درياي آتش زدن .
مشكل ديگر ، معلوم نبودن مختصات و پراكندگي تأسيسات هسته ايي ايران است . ايران از قبل اين را مي دانسته ( چون مثلاً بمباران تأسيسات هسته ايي عراق را در سال 1360 ديده و بنابراين موضوع را تدبير كرده است ) به زعم آنان ، تأسيسات ايران در نقاط مختلف اين كشور پهناور پراكنده است بنابراين شناسايي اين مراكز در روي زمين و زير زمين مقدم بر هر اقدام نظامي است . حمله ي نظامي به تأسيسات هسته ايي ايران ، اقدامي با هزينه ي سنگين و پيامد هاي خطرناك تا بسيار خطرناك محاسبه مي شود بنابراين اگر آن ها بخواهند به چنين اقدام خطرناك و هزينه داري دست بزنند ، منطقاً بايد اين كار را يكجا و در يك زمان انجام دهند نه در زمان هاي مختلف . به همين دليل شناسايي دقيق مشخصات تأسيسات هسته ايي ايران ضرورتي است كه پيش از هر حمله ي احتمالي ، خودنمايي مي كند.
اگر حمله ي نظامي به ايران را به مثابه « پرتاب نيزه » تلقي كنيم همين حمله به نوعي پرتاب سوزن تلقي خواهد شد به بعضي از كشور هاي ديگر . در بمباران تأسيسات هسته ايي ايران شايد بتوان گفت كه كشوري مانند پاكستان از بعضي جنبه ها خوشحال مي شود ( مثلاً از اينكه يك همسايه ي اتمي اش كمتر مي شود ) اما از زواياي ديگر فشاري مانند فرو كردن سوزن را تجربه خواهد كرد و بنابراين قبل از چنين حمله ايي مي تواند بعنوان يك عامل قابل محاسبه محسوب شود . اگر قرار باشد آمريكا بتواند با زور و قدرت نظامي ، زيربناي توان هسته ايي و ماشين نظامي ايران را نابود كند پس ممكن است ( البته با احتمالي بسيار ضعيف تر ) همين كار را با پاكستان هم بكند. چه بسا براي اين اتفاق براي هر كشور ديگري مانند عربستان و مصر ( در آينده ) يا برزيل و كره ي شمالي هم بيفتد . بنابراين چنين كشور هايي كه تعداد شان هم كم نيست يك عامل محاسبه ايي شمرده مي شوند كه اگر چه وزن شان زياد نيست اما به هر حال يك عامل و مانع به حساب مي آيند.
از طرفي چنين تهاجمي در حكم سوزن ( نه نيزه ) زدن به روسيه است. ايران جزء آخرين متحدان استراتژيك روسيه بوده و صنعت هسته ايي اش در ارتباط با روس هاست . وارد آمدن چنين ضربه ايي به روسيه مي تواند علاوه بر كاهش قابل توجه اعتبار روسيه در جهان ، يكي از امكانات بزرگ و استراتژيك را از روسيه بگيرد .
وقتي دنيا ببيند كه نتايج سال ها زحمت روس ها در ايران در عرض چند لحظه نابود مي شود و به عبارتي روس ها توان و عرضة دفاع از محصولات ( توان سرويس پس از فروش ) خود را ندارند ، صنعت و صادرات نظامي روسيه و بويژه تكنولژي هسته ايي روسي تا حد زيادي بي اعتبار مي شود . اگر آمريكا ، انگليس يا فرانسه در جايي راكتور بسازند ، نابودي اين راكتورها كار هر كسي نخواهد بود. اما روسيه چطور ؟
شايد اين يكي از دلايلي باشد كه روس ها حاضر شدند موشك هاي ضد هوايي مخصوص را به ايران بفروشند و چه بسا كار هاي ديكري هم كرده اند كه كساني كه بايد بدانند لابد مي دانند . البته من شخصاً فكر نمي كنم كه روسيه مصمم باشد كه ايران به يك كشور هسته ايي تمام عيار تبديل شود . زيرا در اين صورت روسيه همسايه ايي خواهد داشت كه اگر روزي دشمن شود يا بر سر مسئله ايي مانند سهم اش در درياي خزر از كوره بدر رود بحران بوجود مي آورد . و مسائل ديگري از اين دست .اما از سوي ديگر روسيه منافع زيادي از داستان هسته ايي شدن ايران مي برد كه در اينجا فرصت توضيح آن نيست . به عبارتي روسيه خيلي ميل دارد كه داستان هسته ايي ايران پيچيده و طولاني شود و ايران هم هسته ايي شود اما تا حدي كه خودش قادر به توليد محصولات خطرناك نباشد . عملكرد روسيه در اين بازي بر اساس يك ضرب المثل انگليسي است كه مي گويد « تمام هنر در اين است كه انسان از يك آشفته بازار به هم ريخته حداكثر استفاده را ببرد » به نظرم حتي يكي از نقاطي كه ممكن است از آن ضربه بخوريم خود روسيه است . اگر روسيه بنابر تغيير شرايط و كسب امتياز هايي ناگهان در مواضع و ديدگاه هاي خود چرخش كند مي تواند تا حد زيادي مشكل ساز شود آيا ما چنين احتمالي را تدبير كرده ايم ؟
اگر از بحران هاي احتمالي در عراق ، افغانستان و در درون سرزمين هاي اشغالي ، در صروت حمله نظامي به تأسيسات هسته ايي ايران بگذريم به نقطه ي ديگري مي رسيم كه اگر دستخوش بحران شود مي تواند لااقل بطور موقت آشفتگي هايي را در سطح منطقه و در سطح بين المللي بوجود آورد . اين نقطه خليج فارس است . ايران توانايي مانورهاي خطرناك متعددي را در حوزه ي خليج فارس دارد . اين مانور هاي احتمالي بعلاوه ي وحشت و واكنشي كه سران عربي حوزه ي خليج فارس از آن دارند دو عامل ديگري است كه در محاسبات و تحليل هاي پيرامون حمله ي احتمالي به ايران بايد در نظر داشت .
خوب حالا فرض كنيد آمريكا و دوستان به اين نتيجه مي رسند كه در صورت حمله به تأسيسات ايران ، واكنش هاي ايران بر اساس مصلحت انديشي و ضرر هر چه كمتر خواهد بود . اگر آن ها امروز به اين نتيجه برسند امشب ضربه ي خود را خواهند زد .
و اگر آن ها فرض كنند كه واكنش ايران خشونت آميز خواهد بود حمله را به عنوان آخرين گزينه و در بهترين زما ممكن به عقب مي اندازند . طي اين فاصله ي زماني آن ها تلاش خواهند كرد كه امكان هرگونه تحرك فوق العاده ايي را از ايران بگيرند بنابراين در طول اين زمان فعاليت هاي اطلاعاتي و شناسايي اوج خواهد گرفت ، تحريم هاي سياسي و اقتصادي تشديد خواهد شد ، تلاش براي افزايش نارضايتي دروني چند برابر خواهد شد ، تدابير ايمني و پيشگيرانه فشرده ايي در اسرائيل ( مثلاًديوار دفاع موشكي يا برخورد با حماس و حزب و الله ) ، عراق ، افغانستان و حوزه ي خليج فارس به اجرا در خواهد آمد . افكار عمومي جهاني به سمت معلوم راهبرد خواهد شد و از حساسيت هاي روسيه و چين و ديگر بازيگران كم شده ، آنگاه زمينه براي ضربه اي وسيع و استراتژيك فراهم مي شود . و ما بايد اين ها را از حالا بدانيم و اي كاش از ديروز و ديروز ها بر آن ها واقف بوديم. در اواخر تابستان 1384 در مقاله ي بازي هاي هسته ايي عرض كردم كه گذشت زمان آن هم در حالت توقف فعاليت هاي هسته ايي و بلاتكليفي شديداً به زيان ماست .
ما يا از ابتدا نبايد وارد مقوله ي توان هسته ايي مي شديم يا حالا كه شده ايم و بيش از نيمي از راه را رفته ايم بايد تا آخرش برويم . وضعيت تعليق و بلاتكليفي ما را از بازي هاي پشت پرده عقب نگه مي دارد .
گزينه ي ديگري كه آمريكا و متحدان اش ممكن است در برخود با مسئله ي هسته ايي ايران در پيش گيرند چيزي است كه آن را « جنگ خاموش » مي نامم. در جنگ خاموش كه تا حدي به جنگ سرد شبيه است اما تفاوت هاي زيادي با آن دارد ، رابطه ي ايران با غرب گسترش يافته و به تبع آن حضور آن ها در ايران و تهران افزايش مي يابد . در اين مدل از جنگ روابط اقتصادي ، سياسي و فرهنگي بر قرار مي شود اما زمينه هاي لازم براي كودتاي نرم و موازي فراهم مي شود . بجاي آنكه سر دشمن بريده شود او را با شيريني هاي خوشمزه و كنسروهاي بسته بندي شده كه تركيبات آن ها دقيقاً مشخص نيست به تدريج سرنگون مي كنند . جنگ خاموش شبيه به مراسم عروسي است اما اين عروسي در اصل ، مجلس عزاست و در آن دارند مرده ايي را به سمت قبرستان تشيع مي كنند.
تفکرمتعالی شماره 3

سلام اسم مقاله نويس رو اشتباه نوشتين شباب حسامى هستن
لایکلایک
Thanks ; it ‘s been corrected
لایکلایک