مروری بر روش های تصمیم گیری متعارف و نا متعارف
قسمت اول متعارف
این شماره روش هارتنت
مقدمه -این روزها و تصمیم گیری ها
وضعیتی را تصور کنیم که یکدفعه بین انتخاب دو کفش ورزشی از دو برند جداگانه گیر افتاده ایم. خوب نمیدانیم این دوتا برای ورزش بخصوص که دنبالش هستیم مناسب هستند یا نه. فروشنده هم به نظر وارد نیست. پس چه کار باید کرد؟
اینجاست که سلفونمان را به کار میگیریم: اول از هرکدام عکس گرفته، بعد در برنامه هوش مصنوعی که داریم آپلود میکنیم. اینجاست که شناختی از برند مربوطه پیدا کرده و در نهایت به ما قدرت انتخاب میدهد.
بله این روزها هوش مصنوعی به شدت کارآمد است حتی من برای این سلسله مقالات، از هوش مصنوعی در مورد تیتر مجموعه مقالاتم پرسیدم. زیاد هم پیشنهاد داد، اما راستش برای من و منظورم جذاب نبود.
بله، کلمه “جذاب” را به کار بردم. گویا هنری در کار است. من به دنبال آنچه هستم در تیترهای پیشنهادی هوش مصنوعی ندیدم . میتوانم به زبان دیگر بگویم که تیترهای دادهشده انگار حامل پیام موضوع من نبودند. با اینکه هسته موضوع را هم به آن گفتم، ولی در آخر به نظرم تیتر بالا که از AI نبود، برای نوشتن من حرکتدهنده بود.
اما ویژگی خوب هوش مصنوعی، تمرکز لیزری بر قدمهای فرمولهای تصمیمگیری است که به نظرم خیلی کاربردی است. در این مقالات به آن اشاره میکنم.
من ابتدا فرمولهای تصمیمگیری متعارف را در هر مقاله آورده، سپس به پارهای از شیوههای نامتعارف میپردازم. منظورم از نامتعارف، شیوههایی است که ما در کتب مدیریتی یا درسی شاید پیدا نکنیم و یا اهل مدرسه به آن برچسب “غیرعلمی” بزنند، اما بدان خواهیم پرداخت. من در این نوشتهها اصراری هم نخواهم داشت که اثبات کنم علمی هستند یا خیر
برای شروع، به شیوه هارتنت خواهم پرداخت:
مدل تصمیمگیری هارتنت، مدلی بر پایه اجماع است. پس کاربرد آن در گروهها و تیمهای پروژه است که تصمیم جمعی برای دینامیک بودن و عدم توقف ضروری است. به این دینامیک بودن و عدم توقف دقت کنید؛ این خمیرمایه همه روشهای تصمیمگیری است. اگر هر روشی خالی از این صفت باشد یا خود را نشان ندهد، آن تصمیم ضعف عمده دارد.
در این روش باید به اجماع رسید؛ یعنی همه از تصمیم حاصل خشنود باشند. منظورم از “همه”، اعضای گروه یا تیم پروژه است. این توافق، یک توافق عمومی است، نه کامل؛ یعنی شاید بعضی اعضای گروه مخالف باشند و یا با جزئیاتی موافق نباشند، اما بهطور کلی موافقاند یا اکثریت بالایی با تصمیم همراه هستند.
اما چطور به این تصمیم میرسند؟
بر اساس فرمول هفتگانه زیر:
1. چارچوببندی
2. بررسی مسئله
3. فرمولبندی
4. ارزیابی
5. گزینه انتخابی
6. اجرا
7. ارزیابی پس از اجرا
چارچوببندی
اینجا باید مشکل را خوب شناخت. باید مشکل را در جمع به بحث گذاشت. میتوان از روشهای تحلیلی مثل ریشهیابی عامل بوجودآورنده مشکل یا بررسی دامنه نفوذ آن استفاده کرد. البته برای این روش تحلیل هم فرآیندی وجود دارد که اینجا مجال پرداختن به آن نیست.
بررسی مسئله
همه اعضای گروه بهصورت منظم و منسجم اطلاعات خود را در مورد موضوع بیان کرده و در اختیار جمع قرار میدهند. بعضی اینجا از روش طوفان فکری استفاده میکنند. در هر صورت، در این مرحله به این سؤال کلیدی پاسخ داده میشود که مسئله از چه ابعادی برخوردار است و وزن هرکدام از این ابعاد در تأثیرگذاری آن بر مسئله چقدر است؟
فرمولبندی
در واقع، مرحله دوم خروجیاش غربال میشود تا از دل آن پیشنهادهای خوب استخراج شود. در اینجا به این سؤال پاسخ داده میشود که با توجه به امکانات در دسترس و زمان، کدام بهترین است و جمع با آن موافق است؟
ارزیابی
هرچه جلوتر میرویم، انگار به گزینه اجرایی نزدیکتر میشویم. اینجا باید آن گزینههای اولیه که به آنها رسیدیم، ارزیابی اولیه داشته باشیم؛ مخصوصاً نقاط مثبت و منفی هرکدام را در مقایسه با هم، به همراه جمع برآورد کنیم.
گزینه انتخابی
وقتی که مقایسه کردیم و نقاط مثبت و منفی دو به دو بهصورت ماتریسی در جمع بررسی شد، یک گزینه نمره بالاتری خواهد داشت. آن میشود گزینه جمع؛ گزینهای که رضایت اکثریت را خواهد داشت.
اجرا
تصمیم را از منظر اجرایی بررسی میکنیم، منابع لازم را به کار میبریم و تصمیم را عملی میکنیم.
ارزیابی پس از اجرا
باید همیشه هوشیار بود. گزینه اجراشده باید به کمک اعضای گروه بررسی شود. اگر لازم باشد، بهبود پیدرپی برای آن لحاظ میشود. شاید بتوان شیوههای ارزیابی را فرمول کرد تا برای تصمیمات دیگر هم از آنها بهره برد.
ویژگیها و کاربردها
این روش تصمیمگیری بر اساس اجماع، از انعطافپذیری بالایی برخوردار است. چرا؟ چون برای رسیدن به اجماع و توافق عمومی، افراد روشهای خلاقانهای را بروز میدهند و این انعطاف را بالا میبرد.
از طرفی، چون افراد میبینند در این تصمیم دخالت داشتهاند، در اجرای آن با رویکردی پرانرژی وارد میشوند. این انرژی بالا باعث همافزایی میشود که یکی دیگر از ویژگیهاست.
و در نهایت، از کاربرد این روش بگوییم: همانطور که در بالا ذکر شد، از کاربردهای اصلی این روش در کارهای گروهی و همینطور تیمهای پروژه است. در سازمانهای غیردولتی نیز کاربرد فراوان دارد.
یادمان باشد، قرار نیست همه این هفت مرحله در یک جلسه انجام شوند. شتابزدگی عامل بنبست بزرگی خواهد بود.
نویسنده و محقق : آرین پناهپور
