چرا میان رویای شخصی ما و چیزی که بدان مشغولیم فاصله وجود دارد ؟ چه رویایی داریم و این رویا از کجا آمده و از کجا بدانیم که این یک رویای مبدل یا fake dream نباشد ؟
گویا ما در دوران برداری نوینی هستیم. در برده داری نوین٬ انسانهایی٬ دیگر انسانها را بَرده رویای خود می کنند. در این روش فرد برده دار سعی می کند که رویای تقلبی یا مبدل اش را جانشین رویای اصلی و یا همان رویای مادر و یا رویای بارور کننده ما کند. از اینرو آنرا رویای بارور کننده می نامم چون زاینده است٬ زاینده زندگی برای فرد حامل و آورنده رضایت پایدار و سیر کننده برای وی است نه اینکه بر حرص و آز او بیفزاید.
استقرار در رویای مادر٬ فرد را آرام میکند و آورنده چیزهایی نیکو در فرد است. در فرد دوست داشتن و محبت بدون شرط را بوجود می آورد اما در رویای تقلبی فرد حریص و نا آرام است و سعی می کند با مشغولیاتی این استرس و نا آرامی را کنترل کند اما در واقع وقتی آن استرس را از در بیرون میکند آن اضطراب پنجره را می شکند و با شدت بیشتری دوباره وارد می شود.
برده دار٬ رویای تقلبی را دربردگان٬ رویای مادر جا می زند و به آن رنگ و لعاب می بخشد و تمام تلاش خود را می کند که فرد را از رویای مادر بیگانه کند چون میداند که بیداری فرد بر رویای مادر برابر است با مرگ رویای وی و البته مساله اینجا که آیا رویای فرد برده دار رویای مادراست و یا آن هم یک رویای مبدلِ آزمند گونه است ؟
میتوان گفت راه تشخیص یک رویای مادر با تقلبی نقطه اثر رویا است اینکه چقدر منشا خوبی بوده و چقدر پایا است و چقدر آرامش را برهمه ابعاد زندگی حاکم کرده و چقدر فراگیر خوبی است .
اینرا باید درنظر گرفت کار از کار پدید می آید٬ اگر شخصی که رویای شخصی و یا مادر دارد و مشغول کاری شود که ناهماهنگ با رویای شخصی اش باشد و با این ذهنیت خود را فریب دهد که مدتی در این مشغولم و بعد که پول ام را جمع کردم میروم دنبال آن کاری که می خواهم که شاید دیگر خیلی دیر شده باشد چرا که شخص در وضعیت بردگی چیزهایی را تجربه می کند که اکثرا به رویای اصلی وی آسیب می رساند. اگر رویای اصلی را همچون دانه ای فرض کنیم بردگی برای رویای دیگری همچون پرورش علف یا علف های هرزی است که این دانه یا رویای شخصی فرد را خفه می کند و یا اگر رویای اصلی را همچون لامپ هایی بدانیم که منبع الکتریسیته آنها نیاز به شارژ دارند٬ برده داران ٬ انرژی الکتریسیته لامپ های ما را برای خود به تاراج می برند .
برگردیم به همان دانه رویا و آنرا از این منظر ببینیم؛ این دانه رویا نیاز به مواد مغذی دارد که آن توجه فرد است این دانه از طریق توجه ما رشد می کند و ما همچون باغبانهایی هستیم که باید به رشد و باروری این دانه که یک درخت مثمر خواهد شد همت گماریم یعنی آنرا در بستری مناسب گذاشتن و به موقع آبیاری کردن٬ در معرض نور مناسب و دمای مناسب قرار دادن ٬ به موقع مواد مغذی را با آب بدان رساندن و نهایت تسلط به هنر هرس تا درخت به میوه و دانه برسد اما ما در زندگی واقعی بجای توجه به« دانه خود» به دانه های دیگران توجه می کنیم که همچون علف های هرز در اطراف این دانه روئیده و نهایت دانه ما از بین می برند .
ما در زندگی باید به دنبال رویای مادر باشیم ما باید رد پای آنرا رصد کنیم و آنرا بگیریم و همچون جان عزیز بداریم ما باید این دانش را در خود توسعه بدهیم که منشا رویای مادر چیست یا کیست یا به زبان هنر باغبانی این دانه از کدام درخت است ما اگر تصویری از درخت و منشا دانه داشته باشیم می توانیم دانه آن درخت عالی را از دانه علف های هرز تشخیص بدهیم . این یعنی تصویر روشنی از آینده داشتن می توان گام به گام تصور کرد که این دانه چگونه رشد می کند و مثل یک فیلم سینمایی رشد درخت را متصور شویم داشتن تصویری از درخت با خود نجات دهنده است.
اکثرا سهامداران بزرگ و صاحبان تجارت امروز و آنان که دست بر قضا اهرم های تبلیغاتی را در کنترل دارند به شکل های مختلف به دنبال آن هستند که مردم را برده رویای خود کنند سوال اینجاست که آیا اینان ذی شعوران و یا باغبانان باغ زندگی ما هستند ؟ یا فراعنه نوین اند شاید
باید مراقب باشیم که در حسرت رویای خود از دنیا نرویم و جزو کسانی نباشیم که در حالیکه برده رویای دیگرانیم از دنیا برویم. باید هرچه سریعتر رویای مادر را بیابیم.
آری ما باید خود را از فرعون امروز مان برهانیم و خوردن خار شتر صحرای آزادگی را ترجیح بدهیم به غذای عدس فرعون ولی در بردگی
…
موسی خود را بیابیم و با او همراه شویم ؛ تا…
فرعون زندگیمان را بشناسیم و از آن رها شویم ؛ و…
به معجزه عصای موسی از نیل عبور کنیم و فرعون را به نیل غرقه سازیم و..
نیل به سرزمین موعود مان کنیم تا …
در جوار آن کوه مقدس و حامل آن درخت فروزان و رهاننده جاودان شویم.
نویسنده :آرین پناه پور
