آزاده رضائي
شب کوير است. آسمان چادر پر ستارهاش را گشوده و بر فراز شهر خيمه زده است. شهر خفته است …
اينجا بم است؛ شهر خشتها و گلها، شهر ستارهها و کوير، شهر ارگها و قلعهها، شهر طاقيها و ضربيها، شهر مسجدها و منارهها، شهر نخل و خرما، شهر ليمو و بهارنارنج، شهر مردان سختکوش و زنان بيآلايش و قانع. اينجا بم است، قلب تپنده کوير.
سحرگاه جمعه است. گروهي در خوابند و دستهاي خود را براي نيايش صبحگاهي آماده ميکنند. زير پوست شهر، فاجعه است که موج ميزند … و سرانجام زمين ميلرزد و ميلرزد و زمين و زمان را به هم ميکوبد …
هر چندگاه يک بار، نقطهاي در اين کره خاکي و يا در اين سرزمين ميلرزد و موجي از اندوه و غم و ماتم را به دنبال ميآورد و موجي از حسرت بر گذشته، موجي از بحثهاي احساسي، اجتماعي و گاه فني در سطوح ملي و جهاني در ميگيرد که کاش چنين بود و کاش چنان ميشد و يا بايد چنين شود … و پس از مدتي نيز رودخانه زمان خاکستر اين حسرتها موجها و بحثها را با خود ميشويد و ميبرد تا زلزله بعد …
اما نقش و وظيفه ما چه ميشود؟ آيا بايد با بحثهاي موسمي و موج هاي احساسيِ به راه افتاده در هنگامه زلزله همراه شده و سپس با سکوت خويش در بي تفاوتيِ پس از آن شريک گرديم؟
مسائل بسياري برانمان ميدارد که درباره اين پديده طبيعي شگفتانگيز بيشتر بينديشيم و با کنار هم گذاردن واقعيات و حوادث، جوانب مختلف اين پديده را نگريسته و به ابعاد تازهاي از آن دست يابيم و از تلخ و شيرين آن درس بگيريم.
زلزله چيست؟
زلزله ارتعاشي است که در طول پوسته زمين به حرکت در ميآيد. اصليترين عامل زلزله، حرکات صفحات زمين است. طبق تئوري تکتونيک صفحهاي، لايههاي سطحي زمين از صفحاتي تشکيل شدهاند که روي لايههاي نرمي مستقرند. عواملي که باعث بروز زلزله ميشوند عبارتند از: حرکت صفحهها در خلاف جهت يکديگر و دور شدن از هم، حرکت صفحهها به سمت يکديگر و فشار آوردن بهم و اصطکاک و تماس شديد صفحهها زماني که خلاف جهت يکديگر حرکت ميکنند. در جايي که اين صفحه ها به هم ميرسند گسل تشکيل ميشود. احتمال وقوع زلزله در اطراف خطوط گسل بيشتر از جاهاي ديگر است و بيشترين خسارات زلزله ناشي از امواج موسوم بهL است که امواج سطحي بوده و ارتعاشات شديدي را بوجود ميآورند. هر ساله 3 ميليون زلزله در زمين رخ ميدهد يعني هر 11 ثانيه يک زمين لرزه و بيشتر آنها بسيار ضعيف بوده و در مناطق غير مسکوني روي ميدهند. ميزان تخريب زلزله به قدرت زلزله، ساختار زمين و طراحي و مکان سازههاي ساخت بشر بستگي دارد. امروزه معروفترين واحد زلزله، ريشتر است و زلزلههاي بالاي 6 ريشتر معمولاً تخريب بسياري به همراه دارند.
تاريخ زلزله :
تاکنون زلزلههاي بسياري در زمين روي داده است. در سال 1556 زلزله «شاسني» در چين، حدود 820 هزار قرباني گرفت که مرگبارترين زلزله تاريخ نام گرفته است. بعضي از معروفترين زلزلههاي قرن بيستم که دنيا را تکان دادند عبارتند از:
زلزله معروف سانفرانسيسکو در سال 1906، که آتش سوزيهاي متعاقب آن حدود 3000 کشته بجاي گذاشت و پس از اين زلزله بود که محافل علمي و مراکز تحقيقاتي کار جدي و علمي را روي زلزله شروع کردند و در سال 1910، تئوري معروف خاصيت ارتجاعي منبع زلزله را کشف کردند.
زلزله3/8 ريشتري «کانتو» ژاپن در سال 1923 که در دو دقيقه اول جان 15 هزار نفر را گرفت و سرانجام با کشته شدن حدود 100 هزار نفر و مفقودالاثر شدن 40 هزار نفر و صدها هزار بيخانمان به پايان رسيد و 75 در صد از منطقه عظيمي در توکيو و يوکوهاما از بين رفت.
زلزله 3/7 ريشتري رودبار و زنجان در سال 1991 که حدود 40 هزار کشته بر جاي گذاشت.
زلزله 7/7 ريشتري گجرات هند که 20 هزار کشته و 15 ميليون آسيب ديده و آواره بر جاي گذاشت.
زلزله 7/8 ريشتري مکزيکوسيتي در سال 1985 که 9500 کشته و 4 ميليارد دلار خسارت بر جاي گذاشت.
زلزله تاکنون 3 ميليون انسان را در جهان به کام مرگ کشانده است.
آيا زلزله قابل پيش بيني است؟
به گفته دانشمندان زلزلهشناس، جاي مشخص زلزله قابل پيش بيني قطعي نيست. اما ميتوان از امواج رسيده و مطالعه روي گسلهاي ايجاد شده حدود تقريبي آن را تخمين زد. به طوري که اکنون بسياري از گسلهاي زمين و کمربند زلزله شناسايي شده است. حدود 80 درصد از زلزلههاي جهان در منطقه اقيانوس آرام روي ميدهد.
چينيها که در تاريخ خود سابقه چند زلزله بزرگ را داشتهاند با بسيج اقشار مختلف مردم مانند کشاورزان، کارگران، معلمان، دانشآموزان و حتي تلفنچيها در برنامههاي پيشبيني زلزله مشارکت دارند. کودکان چين در دوران ابتدايي ميآموزند که براي جلوگيري از زلزله به تغييرات رفتاري جانوران، گياهان، ميزان شيب زمين و تَرُکهاي منطقه مسکونيشان دقت کنند و با 18 هزار پژوهشگر زلزله که در مناطق و روستاهاي دور افتاده چين مشغول تحقيقاند همکاري داشته باشند. در سال 1974 چينيها توانستند زلزله 3/7 ريشتري را در استان ليايو- نينگ پيشبيني کنند و در 1975 با پيشبيني مکان وقوع زلزله «هاي چنگ»، با تخليه به موقع منطقه با وجود تخريب 90 درصد خانهها تنها يک کودک زخمي شد.
امروزه با استفاده از بسياري تغييرات زمين، تغييرات محل گسل ها و وقوع پيشلرزههاي متعدد به امکان وقوع زلزله ميتوان انديشيد.
آيا مي توان با زلزله کنار آمد؟
ژاپن زلزله خيزترين منطقه جهان است و 10 درصد زلزلهها در آن اتفاق ميافتد. اما ژاپنيها با زلزله کنار آمدهاند؛ در سال 1994 زلزله بزرگي در شهر «کوبه» ژاپن روي داد که 4500 کشته و 15 هزار زخمي بر جاي نهاد. دولت ژاپن 16 ميليارد دلار براي جبران خسارت اختصاص داد. يک سال بعد در 1995، انجمني از سوي دولت ژاپن براي حمايت از ساکنين مناطق زلزلهخيز و پيگيري خسارات و صدمات تأسيس شد. هدف اجراي پروژههاي بازسازي شهرها و مناطق زلزلهخيز و تجهيز آنها به سيستمهاي ضد زلزله بود. براي اين کار چند مرحله در نظر گرفته شد: گام اول آموزش خدمات اضطراري در حين وقوع زلزله در 10 هزار مدرسه ژاپن بود. گام دوم برگزاري ارگانهاي DWC در 187 منطقه از کشور بود اين ارگانها موظف به جمع آوري نظرات و انتظارات مردم و انتقال آنها به دولت بودند. گام سوم شامل ساماندهي زندگي شهري، ساخت و ساز ساختمان هاي ضد زلزله، طرح اشتغال زايي مددکاران و امدادگران و ايجاد خدمات درماني رايگان بود. 5 سال پس از زلزله «کوبه»، 149 هزار واحد مسکوني به صورت ضد زلزله نوسازي و بازسازي شد. طرح ديگر ژاپن استفاده از فضاهاي باز و بلا استفاده در کشور براي اسکان مردم مناطق زلزله زده بود. به اين ترتيب جمعي از جمعيت ساکن در شهرهاي بزرگ و واقع روي گسلهاي زلزله، به مناطق بکر و امنتر انتقال داده شد. اکنون با بکارگيري تکنولوژي پيشرفته در زمينه زلزلهشناسي و ثبت لحظه به لحظه حرکات دروني زمين و تجهيزات مدرن امدادرساني، مردم ژاپن با زلزله کنار آمدهاند. اکنون سالانه 97 سمينار درباره زلزله در ژاپن تشکيل ميشود که بيش از نيمي از جمعيت کشور در آنها شرکت ميجويند.
زلزله بم:
ساعت پنج و بيست دقيقه صبح جمعه پنجم ديماه در مدتي کوتاهتر از سي ثانيه شهر تاريخي بم با زلزله مهيبي فرو ريخت عمق فاجعه بسيار زياد بوده است. بيش از 30 هزار نفر کشته و دهها هزار نفر زخمي و بيخانمان، تنها گوشهاي از اين فاجعه ملي است. هزاران نفر در لحظات اوليه جان سپردند. صداي قربانيان از زير آوارها تا مدتها به گوش ميرسيد. سنگفرش خيابانها پر از مجروحان حادثه شد. مردم آواره و داغديده حيران و مبحوت با ناله و فغان سراغ عزيزانشان را ميگرفتند. هنوز از نيروهاي امدادگر خبري نبود زيرا ضعف اطلاعرساني به موقع، موجب گرديد که ساعات طلايي امدادرساني و نجات قربانيان از دست رود. چند ساعت پس از وقوع حادثه، مردم و مسئولان هنوز در بيخبري به سر ميبردند و همين امر باعث شد که صدها تن از نجات محروم گردند و جان بازند. تنها ساعاتي پس از زلزله بود که اقدامات امدادي شروع شد و به اصطلاح مديريت بحران کليد خورد. به گفته پژوهشگران زلزلهشناس، دليل تخريب زياد منطقه بم وجود مؤلفه قائم بر گسل بم همراه با حرکات جانبي بوده است. تخريب بعضي از ساختمانها به گونهاي است که انگار کل ساختمان به يکباره از جا بلند شده و در محل ديگري افتاده است. به گفته اين پژوهشگران گسل سروستان در غرب بم در مسير کرمان به جيرفت فعال است و امکان زلزلههاي ديگري وجود دارد. اين در حالي است که چند روز قبل از زلزله بم، زلزله 7 ريشتري در کاليفرنيا تنها 3 کشته بر جاي گذاشت.
ابعاد ديگر حادثه بم:
حادثه غمبار بم علاوه بر آثار اندوهبار و متأثر کننده، اثرات و ثمرات بسياري را نيز به دنبال داشت. بالا رفتن آگاهيهاي عمومي نسبت به حوادث غيرمترقبه و توجه بيشتر به پيرامون، از اين دست بود. اين حادثه، زلزلهاي در آگاهي جامعه بود.
آنان که حماسه آفريدند:
با انتشار اخبار مربوط به زلزله بم، سيل کمکهاي مردمي از تمام نقاط ايران به بم سرازير گشت. صفهاي طويل اهداي خون تشکيل شد. داوطلبان زيادي از پزشکان، پرستاران، امدادگران، کارگران، مهندسان و تمامي اقشار مردم به سوي بم روان گشتند. در حالي که بيمارستانهاي بم به علت عدم مقاومت و ساخت و ساز نامناسب فرو ريخته بودند، مجروحين به شهرهاي ديگر انتقال داده شدند و تحت مداوا قرار گرفتند. بزودي هزاران کاروان از کمکهاي مردمي بسوي بم به راه افتاد. بسياري از ورزشکاران، هنرمندان، پزشکان، سازمانهاي غيردولتي و مردمي شروع به جمعآوري کمک کردند. اگر در 41 سال پيش جهان پهلوان تختي، يک تنه براي کمک به زلزلهزدگان بوئينزهرا برخاست اما در اين حرکت بزرگ مردمي، تنها در يک روز در گردهمايي قهرمانان کشتي در ورزشگاه شيرودي، مبلغ شگفت انگيز 130 ميليارد ريال جمعآوري شد. در هر کوي و برزني که عبور ميکرديم شاهد ايثار اين مردم باگذشت بوديم. مردمي که گويي ديروز در خواب بودند و اکنون ناگهان زلزلهاي آنها را بيدار و هشيار کرده بود.
ابعاد جهاني و سياسي زلزله بم:
کمکهاي خارجي نيز به سرعت از راه ميرسيد. جمعه شب يعني تنها ساعاتي پس از زلزله هواپيماهاي کشورهاي اروپايي به تهران و سپس به کرمان رسيدند و حدود 30 کشور و سازمان جهاني کمکهاي خود را ارسال کردند که مبلغ ارزي اين کمکها سر به چندين ميليون دلار ميزد. اين کمکها در حالي بود که کشور ايران هنوز با بحران پروتکل الحاقي و مسائل جانبي ناشي از حمله آمريکا به عراق و ديگر مسائل منطقهاي دست به گريبان بود. اما پس از حادثه بم، کشورهاي اروپايي و غيره بيشترين کمکها را به ايران کردند. کشورهاي غرب منطقه خليج فارس نيز که در رقابت هميشگي با ايران بسر ميبردند موافقت کردند که مبلغ 400 ميليون دلار به ايران کمک کنند. چنين بود که بم عرصه واقعي گفتگوي تمدنها و محل ظهور نوعدوستي فرهنگها شد. امدادگران کشورهاي خارجي با آموزشهايي که ديده بودند وقت را از دست نميدادند و به محض رسيدن به بم در مکاني مستقر ميشدند آنها از تمام امکانات زندگي بر خوردار بودند و چندين بيمارستان صحرايي را نيز بر پا کردند. به گفته يکي از کارشناسان 1600 امدادگر خارجي، از نظر کارايي و سرعت عمل با 30 هزار امدادگر داخلي برابري ميکردند. در اين جستجوها 4680 نفر نيز توسط سگهاي ردياب نجات يافتند. با وجود مسائل بالا و عدم برنامهريزي و فقدان مديريت توانمند در سطوح مختلف، کاستيها و کمبودهاي فراواني در توزيع و رساندن کمکهاي مردمي و جهاني به دست آسيبديدگان ملاحظه ميشد. چادرها مناسب و بهداشتي نبودند. کمکهاي خارجي به طور کامل بدست حادثهديدگان نرسيده بود و به گفته بسياري از مطبوعات در حالي که انبارها پر از کالاهاي ارسالي بود اما توزيع مناسبي ديده نميشد. بهداشت شهر بم از سطح پاييني بر خوردار بوده و نياز به احداث سرويسهاي مناسب بهداشتي و دفع مناسب فاضلابها و زبالهها داشت. به خاطر بياوريم که بيش از 30 هزار جسد و آن هم به صورت دسته جمعي به خاک سپرده شدهاند.
عدم سازماندهي در ارسال امدادگران و بينظمي موجود در متطقه اشکالات بسياري را در بم ايجاد کرده بود. بسياري از انرژيهاي انساني صرف ساماندهي افراد ميشد که از سرعت کار امداد و نجات ميکاست مسائل رواني بازماندگان و آسيبديدگان بسيار عظيم بوده و نياز به امدادرساني طولاني و پيگير داشته و دارد. امنيت منطقه بايد هرچه سريعتر برقرار گردد. با توجه به ناامنيهاي قبلي و قديمي و وجود باندهاي اشرار در منطقه کرمان، ربوده شدن اطفال و دختران و بازماندگان زلزله که اغلب در شوک به سر ميبرند، نيز احساس ميشود.
مديريت بحران يا بحران مديريت:
براستي چرا شاهد چنين مسائلي هستيم؟ در تمام حوادث غير مترقبه کشور، با نوعي بي نظمي، شتابزدگي، انفعال، عدم برنامهريزي و نابساماني روبرو هستيم. چرا هرگاه حادثهاي رخ ميدهد، انگار اولين و آخرين از نوع خود روي داده است؟ واقعيات تمامي ندارند؛ انتشار اخبار مربوط به وجود سه گسل عمده در شهر تهران و زلزلهاي که مدتهاست که در راه است، و عمق فاجعهاي که صدها برابر فاجعه بم است، ما را بر آن ميدارد که تمامي مسائل فوق را جدي بگيريم و براي کاهش آن گامهاي مؤثري برداريم. در اخبار آمده که هزينههاي بازسازي و نوسازي براي تنها 40 درصد از شهر تهران بيش از 195ميليارد دلار است. درسهاي زلزله به ما ميآموزند که هنوز زلزلهها را جدي نگرفتهايم و هنوز از دانش فني استفاده نميکنيم و هنوز مديريت بحران منسجمي نداريم.
مواردي که به آنها اشاره شد مسئله بحران در مديريت بود اما براستي مديريت بحران چيست؟ ارکان اصلي مديريت شامل شناخت صحيح از مسئله، داشتن ديد وسيع و فراگير پيرامون موضوع و مراحل آن شامل برنامهريزي، سازماندهي، بکارگيري نيروهاي مؤثر و کنترل تمامي مراحل است. در تمام حوادث غيرمترقبه کشور، مراحل فوق به ترتيب و بهگونهاي صحيح بايد اجرا گردد. آيا در حادثه بم اين موارد رعايت شده است؟ و آيا در حوادث آينده رعايت خواهد شد؟ شايد بتوانيم از حادثه بم درسهاي فراوان بگيريم و سئوالات بسياري مطرح کنيم؛ سئوالاتي مانند:
– چه اقداماتي بايد انجام دهيم و چه اقداماتي نبايد انجام دهيم؟ بايدها و نبايدها چيست؟
– چهکارهايي ضروريترند و چه کارهايي ضرورت ندارند؟
– چهافرادي در اين مسايل دخيل هستند و از تجربيات چه کساني بايد کمک گرفت؟
– چه الگوها و روشهايي در دنيا در اين موارد وجود دارد؟
اگر محدودت امکانات نداشتيم، چه ميکرديم؟
چه سازمانهايي اعم از دولتي و يا غير دولتي بايد فعال شوند؟
چقدر بودجه نياز داريم و براي تصويب آن چه بايد بکنيم؟
فاجعه بم به ما آموخت که بيدار شويم و حوادث را جدي بگيريم و با تدبير از آنها جلوگيري کرده و يا به هنگام حادثه به بهترين نحو عمل کنيم.
پيشنهاد ها و راهکارها:
در اين راستا پيشنهادهاي براي رفع مشکلات ناشي از زلزله ارائه ميگردد:
1- تقسيم کشور به چند منطقه زلزلهخيز به روش علمي و با استفاده از نظرات کارشناسان زلزلهشناس براي شناسايي گسلها و مناطقي که قابليت وقوع حادثه دارند.
2- تشکيل ستاد دائمي بحران متشکل از وزراي کشور، دفاع، مسکن و شهرسازي، رئيس جمعيت حلال احمر، کارشناسان موسسه زلزلهشناسي کشور، امراي ارتش و نيروهاي نظامي و انتظامي، نمايندگاني از مجلس و سازمانهاي مردمي غيردولتي ((NGO
3- تشکيل سازمان امداد و نجات يا سازمان دفاع غير نظامي کشور که هم از نيروهاي دولتي و هم از نيروهاي مردمي کمک بگيرند.
4- ايجاد ستادهايي که بر مقاومسازي ساختمانها و بناها نظارت جدي داشته باشند و از طرف وزارت مسکن و شهرداري و سازمانهاي نظام مهندسي بر مقاومسازي ساختمانها و اجراي آييننامههاي مصوب، نظارت جدي داشته باشند.
5- انتقال گروههايي از جمعيت که در مناطق حادثه خيز مانند اطراف گسلها زندگي ميکنند به مناطق امنتر.
6- اجراي آموزشهاي همگاني وسيع در سطح مدارس، ادارات، سازمانها و ارگانها در جهت شناخت و مقابله با زلزله و ديگر حوادث غيرمترقبه و ايجاد آمادگي هرچه بيشتر در اقشار مختلف مردم.
7- انجام مانورهايي بافاصلههاي زماني کوتاه براي آمادگي عمومي
8- تعليم حيوانات زندهياب و ردياب و نگهداري آنها در نزديکي مناطق حادثه خيز
9- آموزش امدادگران زبده و تعليم افراد ورزيده در زمينه حوادث غير مترقبه
10- ايجاد ستادهايي براي رفع نيازهاي رواني حادثه ديدگان متشکل از روانپزشکان، روانکاوان و مددکاران اجتماعي
11- ساخت مکانهاي مناسب براي نگهداري و فرود وسايل نقليه امدادي مانند هليکوپترهاي نجات
12- افزايش زمينههاي پژوهشي و تحقيقاتي در زمينه زلزله و ساير حوادث در کشور و افزايش واحدهاي زلزلهشناسي و امداد و نجات در رشتههاي مختلف دانشگاهي
زلزله بم شگفتيهاي زيادي به همراه داشت. در حالي که گروه گروه مردگان بودند که دفع ميشدند، دو کودک در بيمارستان صحرايي به دنيا آمدند و يا کساني که پس از چند روز از زير آوار زنده خارج ميشدند و از طرف امدادگران خارجي به عنوان معجزه کريسمس ناميده شدند.
در پايان خوب است به اين موضوع بينديشيم که شايد زلزله خود نمودار و نمونهاي کوچک از رستاخيز عظيمي است که در راهست؛ آنجا که در قرآن آمده است:
«هنگامي که در سراسر زمين زلزله بزرگ روي دهد. و بارهاي سنگين خارج گردد.
انسان با اضطراب و تشويش ميگويد: زمين را چه شده است؟ آن روز زمين
مردم را به حوادث بزرگ آگاه ميکند. زيرا پروردگارت به آن چنين امر فرموده
است . «
آياتي از سوره مبارکه زلزله
منابع:
ICLEI
UNITA
SEIS SCHOOL
IRNA
ISNA
