همانطور كه در شمارة گذشته اشاره شد، در اين سلسله مقالات سعي بر اين است كه با به تصوير كشيدن شيوه‌هاي مختلف در هنر(هاي) رزمي، الگوهاي مناسبي از مبارز و مبارزه را با پايه‌ايي مفهومي و كامل ارائه نمود تا بتوان شيوه‌اي كاربردي براي حل مسائل تخصصي در جريان زندگي روزمره استخراج كرد.

در اين مقاله، سعي مي‌كنيم از ديدگاهي ديگر، ‌هنر(هاي) رزمي را تعريف كنيم و در ادامه موضوع به نگرش‌هايي كه دربارة هنر(هاي) رزمي و ابعاد مختلف وجود دارد، چه در عرصه ورزش و يا آنچه كه عرف به عنوان مفهوم مبارزه استنباط مي‌كنند بپردازيم.

1 – هنر(هاي) رزمي چيست و چه ويژگي‌هايي دارد؟

به طور كلي از ديدگاهي، هنر(هاي) رزمي مجموعه حركات موزوني هستند كه جهت دفاع از خود، ‌به كار گرفته مي‌شوند. ‌در مرحله اول اين امكان وجود دارد كه با ديدن دو واژه «هنر» و «رزم» كنار هم دچار اين تعارض شويم كه چطور «هنر» كه مفهومي ظريف و باطني دارد با واژة رزم كه مفهومي بيروني و ظاهراً خشن دارد،‌ همراه شده است؟ در يك بررسي مي‌توان گفت كه اين موضوع خود مي‌تواند نشانة اين مفهوم باشد كه برخورد اين دو واژه در يك انعكاس ظاهري به پاره‌اي از تحولات خلاقانه منتهي مي‌شود. اما بايد اين نكته را نيز عنوان نمود كه رزم، مفهومي باطني و ظريف هم دارد.

2 – منشأ پيدايش هنر(هاي) رزمي كجاست و توسط چه كسي ابداع شده؟

در مورد پيدايش و منشأ هنر(هاي) رزمي بيان‌ها و نظرات متفاوتي وجود دارد. ‌عده‌اي آن را به بوديدهارما (عارف بزرگ شرق ) و بعضي آن را به ديگر عابدان شرقي نسبت مي‌دهند، اما بايد گفت اين هنر قدمتي كهن دارد و پيدايش آن در هاله‌اي از ناشناختگي قرار داشته و اساتيد و معلمين آن افرادي باطني و لب به سكوت، بوده‌اند. ‌تقريباً مي‌توان گفت هر ملتي هنر رزمي خاص خود را داشته و دارد و هر يك نيز متناسب با شرايط اجتماعي و فيزيكي خود شيوه‌ايي را براي خويش ابداع و راهبري نموده‌است. به عنوان مثال چيني ها: كونگ فو – ايرانيان، كشتي و يونانيان پانكرشين.

نكته قابل توجه اين است كه همان‌طور كه عنوان شد اساتيد اين هنر(ها) افرادي با مَنِشي باطني بوده‌اند كه در كنار اين هنر(ها)، به ساير موضوعات باطني نيز مي‌پرداخته‌اند. مي‌توان گفت كه زمان و مكان دقيق و مشخصي را نمي‌توان براي پيدايش اين هنرها ذكر كرد اما اين هنرها در بين تمام ملل رايج بوده‌اند و اين امكان محتمل است كه در گذر زمان اكثر اين هنرها مورد سوء استفاده و تحريف واقع شده باشند.

3- مبارزه بر چه اصولي استوار است؟ مبارزه بر اصول سه‌‌گانه استراتژي، تكنيك و تاكتيك استوار است. استراتژي شيوه‌اي است كه مبارز براي رسيدن به هدفش در مبارزه اتخاذ مي‌كند. مبارز قبل از ورود به ميدان رزم براي انتخاب استراتژي خويش به سئوالاتي پاسخ مي‌دهد تا بتواند چيرگي در مبارزه را تجربه كند. او با سؤالاتش فرصت‌ها و محدوديت‌ها را شناسايي كرده تا از اين طريق اصل راهبرد در مبارزه را رعايت كند. سؤالاتي كه روشنگر استراتژي براي يك مبارزه است در حوزه مكان، زمان و ويژگي‌هاي ذهني حريف مي‌گنجد، همچون در چه مكاني مبارزه خواهم كرد؟ ميزان تأثيرگذاري مكان بر من چيست؟ آيا آن مكان ويژگي‌هاي مناسبي با وضعيت روحي و جسمي‌ام دارد؟ توانمندي فيزيكي و ذهني حريفانم چيست؟ و در نهايت با اين بررسي‌ها، مشكلات و خطرات پيش رو را استخراج كرده و براي آنها تدبير مي‌انديشد تا بتواند تاكتيك‌هاي خوبي را پيشنهاد داده و توانمندي‌هاي خويش را در كاربرد صحيح مهارتش (تكنيك) بالا ببرد.

تكنيك ابزار يك مبارز در هنر(هاي) رزمي‌ است. بعد از اينكه مبارز استراتژي خود را تعيين و تكنيك را تقويت كرده، به تاكتيك مي‌پردازد. تاكتيك از مجموع بررسي استراتژي و تكنيك استخراج مي‌شود؛ يعني شيوه زد و خورد و اينكه در چه موقعيتي از چه تكنيكي استفاده كند، تا با توجه به شرايط زمان و مكان و توانايي‌هاي موجود در حريف بتواند با بكارگيري صحيح تكنيك، او را از پاي درآورد.

نويسندگان : رضا اميني (عضو سابق تيم ملي كاراته سبك كيوكوشين و عضو سازمان جهاني كيوكوشين‌كاي كاراته) – علي توكلي (رزمي‌كار و محقق هنرهاي رزمي)

علم موفقیت 2