گردآوري و تأليف: آزاده رضائي
: «همان طور كه ميتوان نهنگي را در دريا با يك ماهي و يا فيلي را در خشكي با يك موش مشغول كرد، براي مهار قدرتها و دشمنان بزرگ هم نياز به بازيچهاي كوچك اما حياتي است.» گرچه ماكياولي اين گفته را در قرون وسطي بيان كردهاست اما امروزه و در هزارة سوم، ميتوان جاي پاي اين تئوري را در سياست هاي كلان آمريكا در تقابل با قدرتهاي ديگرمشاهده كرد. امروزه آمريكا در عرصه رقابتهاي جهاني با استفاده از اين ترفند و بسياري ترفندهاي ديگر، قدرتهاي رقيب را با ايجاد يك بحران منطقهاي از ميدان به در ميكند تا هر چه بيشتر حاكميتش را در جهان تثبيت كند. چند سالي است كه اصطلاح انقلابات مخملين را از گوشه و كنار ميشنويم. ميخواهيم ببينيم كه آيا اين هم بازيچهاي است كه آمريكا فيلها و نهنگها را با آن مشغول كرده و يا در پي اهداف ديگري است. اما داستان از چه قرار است؟
از اوايل دهة 90 ميلادي و پس از فروپاشي اتحاد شوروي، روسيه و آمريكا با يكديگر به رقابت برخاستهاند؛ يكي براي حفظ موقعيتش و ديگري براي كسب نفوذي تعيينكننده و القاي برتري مطلق بر جهان. پس از اين رويداد، روسيه ديگر نتوانست به عنوان يك قدرت بينالمللي ايفاي نقش كند اما روياي احياي امپراطوري بلوك شرق را همواره در سر داشته است. در اين باره، برژينسكي مشاور اسبق كاخ سفيد گفته است: ((اهميت كشورها (محورها)ي ژئوپوليتيك در قدرت يا اهداف آنان نيست بلكه در موقعيت جغرافيايي و ميزان تأثيرگذاري آنان در رفتار با بازيگران ژئواستراتژيك نهفته است… اوكراين، ايران، كره جنوبي، تركيه و جمهوري آذربايجان كشورهايي از اين دست و با موقعيت حساس و مهم هستند … اگر مسكو دوباره بر اوكراين مسلط شود /كشوري كه منابع مهم و دسترسي به درياي سياه دارد/ روسيه بار ديگر امكان تبديل شدن به يك امپراطوري قدرتمند را پيدا خواهدكرد كه از اروپا تا آسيا امتداد خواهد داشت… )). با اين پيشبينيهاي آقاي برژينسكي كه بيشترشان هم (بهخصوص پس از 11 سپتامبر) محقق شده، معلوم است كه آمريكا هم بيكار ننشسته و با طرح يك برنامه چندساله از همه امكاناتش براي جلوگيري از امپراطوري شدن روسيه استفاده كردهاست؛ آمريكا ابتدا روي ناسيوناليسم، بنيادگرايي اسلامي و افراط گرايي سرمايهگذاري كرد اما حوادث 11سپتامبر باعث شد كه تغييري در سياستهايش ايجاد كند و طرحهايي را در زمينة ايجاد دموكراسي و رفاه ارائه دهد زيرا معتقد است كه اگر كشورها در رفاه نسبي و دموكراسي (هر چند وارداتي) به سر ببرند كمتر امكان بروز نارضايتي، تحقيرشدگي و يا اعمال خشونتآميز و تروريستي را خواهند يافت، چيزي كه در برخي كشورهاي عرب، آفريقايي و آسيايي شاهد بوديم. احتمالاً طرح انقلابات مخملين و يك طرح ديگر كه در آينده از آن صحبت خواهيم كرد/ طرح خاورميانه بزرگ/ از اين دست بودهاست.
قطار انقلابات مخملين
همه چيز از چكسلواكي شروع شد؛ چكها كه درحافظه تاريخيشان ورود ارتش سرخ به پراك و اشغال كشورشان را ثبت كردهبودند در سال 1989 با انقلابي مسالمتجويانه و بدون خونريزي توانستند به حكومت كمونيستها پايان دهند. اين حركت، به ((انقلاب مخملي)) معروف شد. به دنبال آن قطاري از انقلابات مخملين به راه افتاد؛ ((انقلاب آهنگينِ)) مردم استوني كه با سرودهاي ملي دوران قبل از كمونيسم توانستند رژيم كشورشان را تغيير دهند، و ((انقلاب گل مرواريد)) درمجارستان و ((انقلاب گل ميخك)) در پرتغال كه از نوعي ديگر بود. اين سير همچنان ادامه دارد و دامنة آن حتي به آمريكاي لاتين هم رسيدهاست….
راز گل سرخ در گرجستان
اولين انقلاب مخملين در قلمرو سنتي شوروي سابق در اين كشور روي دادهاست كه از جمهوريهاي تازه استقلال يافته شوروي است. اين جمهوريها قبلاً ((حيات خلوت)) شوروي ناميده ميشدند و امروزه به ((خارج نزديك)) روسيه معروف شدهاند. از طرفي، جمهوريهاي كوچكتر و خودخواندهاي مانند آبخازيا در ماوراي قفقاز و ضميمة گرجستان وجود داشتند و70 سال را زير نفوذ و سلطة شوروي گذرانده بودندكه با فروپاشي، فرصت را مغتنم شمرده و ساز جدايي از گرجستان را سر دادند و اين منجر به جنگهاي خونين داخلي در گرجستان شد. از سويي اين جمهوريها به طرف روسها تمايل پيدا كردند و با كمكهاي روسيه توانستند دولت مركزي گرجستان را در 1993 شكست دهند و به اين ترتيب هرج و مرج در گرجستان اوج گرفت و ادوارد شواردنادزه وزير امور خارجة قبلي شوروي و رئيسجمهوري وقت گرجستان، تحت فشار بسيار زياد قرار گرفت. او سعي كرد با بازي ميان آمريكا و روسيه، كشورش را از بحران سياسي و اقتصادي برهاند اما ديگر دير شده بود؛ فساد اداري و مشكلات اقتصادي و مهمتر از همه حمايت سياسي آمريكا از مخالفان، او را به سوي شكست سوق داد اما تير خلاص را بنياد يهودي سورس زد و با حمايت اقتصادي از ساكاآشويلي رهبر مخالفان گرجي، فرصت را از شوارنادزه گرفت؛ مردم گرجستان، گلهاي سرخ در دست به خيابانها ريختند و عليه رئيس جمهورشان شعار دادند. آنها وارد مجلس شدند، شواردنادزه و طرفدارانش را بيرون كردند و ساكا آشويلي جوان و غربگرا را جايگزين او كردند. به اين ترتيب گرجستان در سال 2003 كاملاً به غرب وابسته شد. اما در پس ماجرا چه بود؟ توجه آمريكا به گرجستان پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 و در پي هجوم به افغانستان و عراق شروع شدهبود؛ آمريكا همه ساله كمكهاي بلاعوض به مبلغ 150 ميليون دلار به اين كشور اختصاص داده و در سال 2003 هم براي آموزش ارتش اين كشور 64 ميليون دلار هزينه كرده بود. جرج بوش در ماه مي 2005 و پس از انقلاب مخملي در اجتماع عظيم مردم تفليس گفت: راهي كه شما براي آزادي ! برگزيديد آسان نيست اما در اين سفر تنها نيستيد و مردم آمريكا كنار شما ايستادهاند. ادامة راه شما راه عراق، لبنان و اوكراين است)). در مقابل اين حركات، مسكو نيز كه از نفوذ آمريكا به حيات خلوت خود و از دست دادن پايگاههاي نظامياش درگرجستان ناراضي بود سياست حمايت از جمهوريهاي آبخازيا و ساير جمهوريهاي كوچك را در پيش گرفت و دست به برگزاري انتخابات در آبخازيا زد كه گرجستان آن را به رسميت نشناخت. و هنوز هم تنش بين آبخازيا و گرجستان ادامه دارد… بوش ميگويد كه در اين تنش از گرجستان حمايت خواهد كرد اما روسيه بيميل نيست كه وضعيت فعلي همچنان ادامه يابد و چه بسا انقلاب مخملين ديگري در درون مخمل گرجستان و از سوي آبخازيا صورت گيرد. اما آيا رئيس جمهور جوان گرجستان خواهد توانست با مديرعامل سابق يك شركت و رئيس جمهور فعلي وخود خواندة آبخازيا/ سرگي با گاپاش/ كنار بيايد؟
اوكراين، نارنجي يا سرخ؟
يكسال پس از انقلاب گلهاي سرخ در گرجستان، خيابانهاي كييف شاهد مردمي بود كه گلهاي نارنجي رنگ را روي سپرهاي پليس ميگذاشتند تا نشان دهند انقلابهاي مخملين بدون خونريزي همچنان ادامه دارد. اما چرا اوكراين؟ بهترين تعبير را دربارة اوكراين و ارزش آن براي روسيه، كاترين كبير/ امپراطريس روسيه/ به كار برده است: ((اوكراين نگين تاج امپراطوري روسيه است)). روسها هم خوب ضربالمثلي دارند: ((روسيه بدون اوكراين (و بلاروس) مثل خودروي بدون بنزين است و اين دو كشور هم بدون روسيه مثل خودروي بدون رانندهاند)). در واقع اوكراين كشوري بسيار مهم در اروپاست؛ با وسعت زياد و 52 ميليون جمعيت منابع عظيمي از گاز و نفت، زغال سنگ و كارخانههاي بزرگ صنعتي، هواپيما و موشكسازي و تسليحاتي دارد و كشوري است كه به درياي سياه و شاهراههاي مهم ارتباطي دسترسي دارد. در واقع اوكراين، كليد اوراسيا است و به خاطر تمام اين امتيازات است كه اوكراين صحنة مقابله غرب و شرق شده است. شايد حالا گفتههاي برژينسكي را بهتر درك كنيم؛ پس از 11سپتامبر، غرب و آمريكا به بهانه مبارزه با ترورسيم وارد قفقاز و منطقه درياي خزر و آسياي ميانه شدند و براي تكميل حلقه محاصرة روسيه ودر جنوب غربي آن، به اوكراين رسيدند اما جرقه اصلي انقلاب نارنجي اوكراين در اكتبر 2004 با اعلام نتايج دور اول انتخابات رياست جمهوري زده شد ؛ يوشچنكو نامزد تحت حمايت آمريكا و غرب در رقابتي تنگاتنگ با يانوكوويچ نخست وزيرِ تحت حمايت روسيه، قرار گرفت. ناظراني بينالمللي از سازمان همكاري و امنيت اروپا، ناتو و پارلمان اروپا از تقلب گسترده و نقض قانون خبر دادند. در همين زمان به جان يوشچنكو سوءقصد شد و مادهاي سمي به صورت او پاشيده شد كه صورتش را به شكل آبلهگون در آورد و همين، آتش نارنجي انقلاب را شعلهور كرد. مردم با شا لها و گلهاي نارنجي رنگ به خيابانها ريختند و به نحوه برگزاري انتخابات اعتراض كردند .انتخابات به دور دوم و سوم كشيد و سرانجام ويكتور يوشچنكوي مورد حمايت آمريكا رئيس جمهور شد. انقلاب نارنجي نيز از مدتها قبل تدارك ديده شده بود؛ دولت بوش 64 ميليون دلار براي حمايت از آن هزينه كرده بود و اين كار را از طريق شبكهها، سازمانهاي غيردولتيِ نوليبرال مانند سازمان پورا، آزادي انتخاب و چند گروه دانشجويي انجام داد. به گفته وزير خارجه روسيه، آمريكا 14 ميليون دلار ديگر را هم صرف اعزام ناظران و افكار سنجي در اوكراين كردهاست. در اين ميان روسيه بيكار ننشسته و در مقابل، ابتكارات نظامي، صنعتي و نفتي و تجاري خود را قوت بخشيده است و برنامه سلاحهاي هستهاي را از سرگرفته است. پس از انقلاب نارنجي، بوش در ديداري با يوشچنكو در كاخ سفيد گفت : ((انقلاب صلحآميز خياباني اوكراين مدلي براي ديگران است ما بايد هدف گسترش آزادي! به ساير كشورها را مدنظر داشته باشيم)). بوش از الحاق اوكراين به ناتو وسازمان تجارت جهاني حمايت كرد و گفت كه محدوديتهاي تجاري اوكراين را لغو ميكند و اين ضربه اي ديگر به روسيه است تا هنوز در روياي نامحقق امپراطوري خود حسرت به دل بماند.
اينگلاب ايس تي سان؟ نَرنگي ؟ (انقلاب ميخواهيد؟ چه رنگي؟ 1
بسياري از تحليلگران يكي از ايستگاههاي قطار انقلاب مخملين را جمهوري آذربايجان ميدانند و رنگ آن هم از همين الان معلوم شده است؛ بنفش! اين انقلاب آينده هم با روشهاي مشابه انقلاب نارنجي و گل ُرز در حالت شكلگيري است زيرا شكل بستة اداره كشور موجب نارضايتي عمومي شده است به طوري كه دور از ذهن نيست كه قطار انقلاب رنگي بارديگر به قفقاز سفر كند؛ رهبر جنبش پورا (به معناي وقتشه !) در ديداري با بوش اعلام كرد كه مراكزي علمي و ترويجي ايجاد خواهد كرد كه به جنبشهاي دموكراتيك در منطقه كمك كند. يكي از نمايندگان مجلس طرفدار دولت الهام علياف گفته است مداركي در اختيار دارد كه شركت نفتي بريتيش پتروليوم (BP) يكي از تأمينكنندگان اصلي مخارج احزاب مخالف دولت است زيرا اين شركت نفتي در جمهوري آذربايجان منافع فرواني دارد و با روي كارآمدن احزاب و افراد وابسته به غرب ميتواند منافعش را دوچندان كند. علاوه بر آن جنبشي در آذربايجان به راه افتاده به نام ((يوخ)) به معني ((نه)) و بنابه گفته رهبرانش ميخواهد مردم به ديكتاتوري، فساد و ارتجاع حاكم بر آذربايجان ((نه)) بگويند! يك جنبش دانشجويي نيز ايجاد شده كه خود را جنبش نارنجي آذربايجان ميخواند و با كمك انيستيتوي دموكراسي به رهبري مادلين آلبرايت وزير اسبق امور خارجه آمريكا ايجاد شده است! احزاب اپوزسيون نيز در حال تأسيس شبكههاي ماهوارهاي براي بيان عقايدشان (در كشورهاي چك و هلند) هستندو طي ماههاي اخير كنگره آمريكا 300 ميليون دلار از بودجه دولتي را به حمايت از جنشهاي دموكراتيك اختصاص داده است كه 45 كشور از جمله آذربايجان را در فهرست خود دارد. بله همه چيز براي انتخابات درماه نوامبر آماده است! انتخاباتي كه غرب ميخواهد در طي آن مردم را به خيابانها بكشاند. چيزي كه در گرجستان، اوكراين و قرقيزستان (با انقلاب گلهاي لاله) شاهد آن بوديم. حال بايد ديد آيا علي كريم لي رهبر مخالفان ميتواند نقش ساكاآشويلي ويوشچنكو را در آذربايجان بازي كند و اين انقلاب بنفش را محقق كند يا الهام علي اف رئيس جمهور فعلي ميخواهد طي مانوري وفادارياش را به غرب ثابت نمايد؟
امروز اوكراين، فردا بلاروس(روسيه سفيد)
((امروز اوكراين، فردا بلاروس !)) عضو شوراي شهر مينسك در مراسم سالگرد انفجار نيروگاه چرنوبيل اين را فرياد زد و توسط پليس بازداشت شد. اما اين فرياد در اروپا و آمريكا رساتر بود؛ جرج بوش، لوكاشنكو رئيس جمهور بلاروس را ((آخرين مستبد واقعي اروپا)) ناميد و گفت: ((زمان تغييرات در بلاروس( روسيه سفيد) فرا رسيدهاست)). گرچه لوكاشنكو اسكي باز ماهري است اما در اداره كشور بستهاش چندان موفق نبودهاست؛ بلاروس هنوز به شيوة قبل از فروپاشي شوروي و كاملاً دولتي اداره ميشود. حتي موسيقي راك /كه مخالفان را به شورش در كييف تشويق كرد/ با سختگيري مواجه شده است. لوكاشنكو انقلابات اخير را در اروپاي شرقي به سرقت مسلحانه تشبيه كردهاست! اما يك مقام ارشد اروپايي گفته است: ((پوتين هنوز بلاروس را بخشي از حيات خلوت خانهاش ميداند اگر او لوله گاز به بلاروس را در زمستان قطع ميكرد، بلاروس ظرف دو روز يخ ميزد، بله بازيگر اصلي پوتين است!)) حال بايد ديد كه در اين بازي رنگها، آمريكا و روسيه با چه رنگ كارتي بازي ميكنند؟ و برگ برنده در دست چه كسي است؟
* * * *
اين موج انقلابات مخملين همچنان به پيش ميرود و امكان بروز آن در كشورهايي كه انتخاباتي در پيش دارند بيشتر است؛ جمهوري ارمنستان و مولداوي(با انقلاب خوشههاي انگور) ديگر ايستگاههاي اين انقلابات هستند. .از طرفي كشورهاي غربي هم هرچند وقت يكبار با اشاره به انقلابات مخملين و حمايت از آنها بطور غيرمستقيم، حكام ديگر كشورهاي منطقه را تهديد و خواستههاي خود را به آنان تحميل ميكنند. اما آيا به راستي اينها انقلاب هستند؟ آيا اگر وضع به همين منوال به پيش رود حكايت فروپاشي شوروي بار ديگر در بازماندهاش/ روسيه/ تكرار خواهد شد؟ آيا روسيه مي تواند دوباره به يك قدرت تبديل شود؟ و يا آمريكا براي مهار نهنگها، فيلها و يا خرسهاي روسيه از بازيچههاي ديگري استفاده خواهد كرد؟ بايد منتظر ماند و ديد ..
پي نوشت:
1) اشاره به تحركات آمريكا براي ايجاد انقلابي مخملين در جمهوري آذربايجان است و به همين دليل براي بيان مطلب از لهجه شيرين آذري استفاده شده است.
فهرست منابع و مآخذ:
- روسيه كي فرو ميپاشد؟ گزارش تحقيقي ، منبع استراتفود ، ترجمة عليرضا عبادتي ، شرق11/3/84
- اوكراين صحنه نبرد ،دكتر جواد وعيدي ، همشهري ديپلماتيك 28/3/83
- نگاه متفاوت آمريكا و روسيه به تاريخ ، مصاحبه مجله پرافيت چاپ مسكو با استيفن هادلي / مشاوره امنيت ملي آمريكا / مسكونيوز 9 مي 2005 ، ايران 12/3/84
- سياست آمريكا و انگليس در قبال ازبكستان ، گزارش كرگ موري سفير سابق انگليس در تاشكند، منبع گاردين، ترجمه الف مزارعي ، ايران 12/3/84
- انقلاب بنفش علياف را تهديد ميكند؟ مقاله – گزارش كورش آريامنش ، ايران 22/1/84
- حمايت بوش از حاكميت و آزادي گرجستان ، گزارش گروه بينالملل شرق 21/2/84
- آيا باكو مقصد بعدي انقلاب رنگين است؟ محمود آقاكثيري ، ايران 18/1/84
- اسلامگرايي افراطي، اسب ترواي آمريكا در آسياي مركزي ، روزنامه اومانيته چاپ پاريس، مندرج در ايران 18/1/84
- مقاومت آخرين ديكتاتور اروپا در برابر تغيير ، گزارش نيك پي تن والش ، ترجمه اكرم ديداري ، شرق 25/2/84
- انتخابات آبخازي و تنش دوباره در روابط تفليس مسكو ، گزارش تحقيقي عارف واحد ناوان ، شرق 28/10/83
- انقلاب نارنجي اوكراين مدلي براي ديگران است ، گزارش گروه بينالملل آفتاب يزد 17/1/84
- خاورميانه و انقلابات مخملي ، گفتگوي اسماعيل آزادي با دكتر اسدا… اطهري ، ايران ديپلماتيك 1/10/83
- ويژگي سياست روسيه و آسياي مركزي ، گفتگوي خبرگزاري ريانووستي روسيه با يوگني كوزوكين /مدير مؤسسه تحقيقات استراتژيك روسيه/ترجمه محمدرضا خداقليپور ، ايران ديپلماتيك 1/10/83
- اوكراين كليد اوراسيا دكتر بهرام اميراحمديان ، همشهري ديپلماتيك 28/9/83
- اوكراين نقطة تلاقي منافع قدرتها ،ساندي هرالد 8 دسامبر 2004 ، مندرج در همشهري ديپلماتيك 28/9/83
- اوكراين در نگاه برژينسكي ، همشهري ديپلماتيك 28/9/83
- اوكراين در دستور كار آمريكا، گفتگويي از جواد حميدي با مشاور ارشد وزارت خارجه آمريكا ، همشهري ديپلماتيك 28/9/83
- اوكراين بازيچه خطرناك براي خرسها ، عبدالمهدي مستكين ، 28/9/83
- رنگ نارنجي انقلابات مخملين ، سهيلا قاسمي سالنامه شرق 1383
– سايت بنياد كارنگي و هريتيج
