در شماره پيش به اهميت بازي و مسابقات فكري در امر تفكر پرداختيم، در اين مبحث سعي داريم به ساختار كلي مسابقه بپردازيم.

مسابقات به طور كلي از ساختاري مشابه تشكيل شده‌اند و چارچوب كلي مسابقه را مي‌توان به صورت زير ترسيم كرد:

  1. شركت كنندگان
  2. داور
  3. ناظرين
  4. تماشاچيان
  5. قواعد
  6. برندگان وبازندگان
  7. تجهيزات
  8. جايزه يا جوايز

همة موارد ذكرشدة فوق مي‌توانند در مسابقه حضور داشته باشند يا فقط بعضي از آنها نقش ايفاكنند. به عنوان مثال در مسابقات علمي همچون المپيادها, تماشاچي و يا فردي به نام داور وجود ندارد در حالي كه در اكثر مسابقات ورزشي انبوهي از تماشاچيان داريم و داور يا ناظر مسابقه (يا گاهي هر دو) از اركان برگزاري مسابقه محسوب مي‌شوند. در بيشتر مسابقات ورزشي گروهي، مربي نقش عمده‌اي دارد و تماس با مربي زياد است. در مسابقاتي مانند فوتبال , طول بازي, زمان تغييرات تاكتيكي از طريق تعويض ونيمه‌ها، زمان اصلاح استراتژي است.

انواع مسابقات فكري نيز بسته به نوعشان اجزاي مختلفي دارند اما همه در دو نكته مشترك‌ هستند و آن حضور شركت كنندگان و يك يا چند تصميم‌گيرندة نهايي براي تعيين برنده يا برندگان است. گاهي نيز حضور ناظر براي تأمين پيوسته شرايط مسابقه و نظارت بر انجام صحيح مسابقه و مراحل مختلف آن ضروري به نظر مي‌رسد. تصميم‌گيرنده نهايي يا داور بر اساس معيارهاي از پيش تعيين‌شده به قضاوت‌‌ مي‌نشيند و برنده يا برندگان را در پايان مسابقه يا در مراحل مختلف آن تعيين مي‌كند. يك مسابقه مي‌تواند يك برندة نهايي داشته باشد و درعين حال در مراحل مختلف صعود بسته به امتيازات كسب شده برندگاني وجود داشته باشد، البته ممكن است در مسابقه‌اي برنده نداشته باشيم و آن به سبب محدوديت‌هاي حاكم بر مسابقه است مانند مسابقاتي كه در آنها زمان، نقش اساسي بازي مي‌كند و شركت‌كننده ناچار است در فاصله زماني كوتاهي تا كسب امتيازي مشخص در مرحله‌اي گذر كند (مانند بعضي بازي‌هاي كامپيوتري و شطرنج‌هاي سرعتي)

حضور شركت‌كنندگان يك شرط مهم براي برگزاري مسابقه است. افراد به صورت انفرادي يا گروهي در مسابقه شركت مي‌كنند در مسابقات انفرادي تاكيد بر فرد و توانايي‌هاي فردي است و هيجان كم است. در مسابقات گروهي, بين افراد تعامل وجود دارد و شوق و هيجان زياد است. در هر صورت لازم است افراد، خود را براي شركت در مسابقه آماده كنند و بدين منظور، داشتن حداقل اطلاعات يا مهارت لازم و يا تعيين‌شده براي هر مسابقة فكري ضروري به نظر مي‌رسد كه البته با توجه به سطح مسابقه متغير است. در ضمن افراد بايد قصد خود را از حضور در مسابقه بدانند تا بتوانند با حداكثر توان خويش پيشروي كنند. شناخت حريف نيز سبب مي‌شود فرد در صورت لزوم توانمندي‌هاي خويش را افزايش دهد و هم از لحاظ رواني خود را آماده كند.

جايزة مسابقه مي‌تواند فقط به يك نفر تعلق گيرد ويا اين‌كه طبق قواعد مسابقه و معيارهاي داوري جوايزي به بيش از يك نفر اختصاص داده شود. مثلاً براي سه نفر اول يا براي گذر از هر مرحله كه البته تعداد شركت‌كنندگان هم در اين امر موثر است. درضمن جايزه بايد با اهميت مسابقه تناسب داشته باشد. در هرصورت برگزاركنندگان مسابقه بايد در مورد نحوة دادن جايزه و نوع آن تصميم مناسب اتخاذ كنند چرا كه اين دو عامل خود از محرك‌هاي قوي شركت در مسابقه محسوب مي‌شوند.

داور يا داوران نقش تمام‌كننده در مسابقه دارند, گرچه نقش تفكر و استفاده از نيروي خلاق ذهن، در طول مسابقه مي‌تواند انگيزة شركت و لذت‌بردن ازمسابقه باشد اما نتيجة اين رقابت نيز درگام‌هاي بعدي از اهميت بسزايي برخودار است. ازاين رو وجود معيارهايي روشن, منطقي و خدشه‌ناپذير براي امر داوري حياتي به نظر مي‌رسد چرا كه تصمييم‌گيري نهايي را آسان‌تر مي‌كند و حق كسي ضايع نمي‌شود.

از ديگر اجزاي مسابقه, تجهيزات آن است. در مسابقات فكري مي‌توان از ساده‌ترين و سهل‌الوصول‌ترين تجهيزات ممكن استفاده كرد از طرف ديگر مي‌توان بنابه تجهيزات موجود، مسابقه طراحي نمود. بسته به مكان و نوع مسابقه مي‌توان از كاغذ, خودكار, تخته سياه, وايت‌برد, ميز و صندلي, قطعات چوب و تخته, سنگ, ليوان آب, تصاوير مختلف و… كمك گرفت.

تماشاچيان نيز در روال مسابقه نقش دارند. بسته به شرايط, يك مسابقه مي‌تواند با حضور يا عدم حضور تماشاچي برگزار شود. حضور تماشاچي مي‌تواند بر عملكرد شركت‌كنندگان در مسابقه تاثيرگذار باشد. تماشاچيان مي‌توانند فضا را تشنج آميز كنند و يا محرك حركت, تلاش و صعود شركت‌كنندگان باشند. بنابراين گاهي مسابقه مي‌تواند براي تماشاچيان نيز نقش آموزشي داشته باشد و جرقه‌هايي از سير تفكري و انگيزة حركت و خلق‌كردن ايجاد كند.

اگر بخواهيم مسئلة مسابقه را سياه و سفيد در نظر بگيريم، در پايان آن برنده‌اي هست و بازنده‌اي. بازندگان نيز بخشي از مسابقه، محسوب

مي‌شوند اما مي‌توان ديدگاهي ديگر داشت و ترتيبي اتخاذ كرد كه اگر طبق قواعد مسابقه بازندگاني وجود دارند, به جاي غلبه حس نااميدي و عدم توانايي, درعين حال كه بازندگان نيم‌نگاهي به عوامل عدم صعود خود دارند، براي بهبود و رفع وضعيت موجود بكوشند و اين را در نظر داشته باشند كه هيچ كس كامل نيست و همه از درجاتي از آگاهي و توانايي برخوردارند. در ضمن مي‌توانيم اهداف مسابقه را از برد و باخت خارج به شركت‌كنندگان اعلام كنيم؛ براي مسابقات ادامه در نظر بگيريم و موضوع را به طوركلي آموزشي ـ تفريحي، آموزشي ـ مسابقه‌اي تعريف كنيم.

حال به قواعد مسابقه مي‌پردازيم . آنچه در اجراي يك مسابقه بايد منظور داشت رعايت قوانين تعيين‌شده است. هر مسابقه طبعاً داراي قواعدي است كه خاص خود آن مسابقه مي‌باشد. اما مي‌توان قوانين مشتركي را هم در نظر آورد كه اجراي آنها در همه انواع مسابقات در بهبود كيفيت و نتيجه تاثيرگذار است مانند رقابت سا‌لم، داوري مسابقه، محترم دانستن نظر داور و فراهم‌بودن محيطي در خور اجراي مسابقه.

در زمينه فضاي رقابتي بايد افزود كه بازي يا مسابقه بستري است براي پرورش خلاقيت و تواناييهاي فردي. بنابراين عبور از حدود گفته و ناگفته و دخالت‌دادن مسائل شخصي و روزمرة زندگي در حيطة بازي و مسابقه نه‌تنها توجيه‌پذير نيست، بلكه نشانة اين است كه فرد از هدف اصلي خود دور شده است و به دنبال پيروزي شخصي است تا پرورش خلاقيت و توانايي‌هاي فردي.

 

 در پايان به ذكر يك مثال در زمينه برخي از بازيهاي تفكري مي‌پردازيم:

رياضيات, دانش كميّت‌هاست. پس هر جا كه با كميّت‌ها سر و كار داريم, پاي رياضيات هم به ميان مي‌آيد. بدون رياضيات, تسلط بر جهان كميت‌ها غيرممكن مي‌نمايد. اگر بشر توانسته به دنياي پر راز و رمز اتم‌ها نفوذ كند يا برسياره‌اي ديگر فرود آيد و يا ازهمه‌جاي زمين با جاي ديگرآن ارتباط برقراركند، همه اينها به كمك رياضيات، ميسّر شده است.

رياضيات، يك فعاليت ذهني است. در واقع بشر با كمك فكر خود به بسط رياضيات پرداخته و در مقابل, رياضيات هم خود به پرورش تفكر انسان و گسترش ظرف وجودي آن كمك كرده است.

رياضيات, يك شناخت ذهني از ساير حوزه‌هاي جهان هستي را براي انسان مقدور ساخته است و از آن جا كه ظرف تفكر بشر, حاصل تعامل انسان با محيط بيروني است, بنابراين شناخت حوزه‌هاي ديگر جهان هستي ـ كه در بعضي موارد رفتارهاي كاملاً متفاوتي با حوزة ملموس جهان اطراف ما دارد ـ نقش قابل توجهي درگسترش اين ظرف داشته است.

رياضيات, خود يك فعاليت ذهني است و به همين دليل, علاوه بر گسترش ظرف تفكر بشر, مي‌تواند تمريني  در پرورش تفكر هم باشد. در واقع در تاريخ رياضيات, مسائلي بوده‌اند كه سال‌ها به عنوان يك چالش فكري براي انسان محسوب مي‌شده‌اند. از ميان اين مسائل شايد مشهورترين آن قضيه‌اي به نام «آخرين قضيه فرما» است. اين قضيه كه حدود 300 سال پيش توسط رياضيدان فرانسوي به نام «Pierre de fermat» مطرح شده بود. ظاهر كاملاً ساده‌اي دارد.

ثابت كنيد معادله  به ازاي n>2  پاسخ صحيح غير صفر ندارد؟

حدود 300 سال طول كشيد و قدرت فكر بشر و رياضي‌دانان بزرگ، عاجز از حل اين مسئله بود تا نهايتاٌ در سال 1994، رياضي‌داني به نام «اندرو وايلز» (Andrew Wiles) توانست راه اثبات آن را ارائه نمايد. چنين مسائلي كه نيازمند دانشي تخصصي در رياضيات است، تنها رياضي‌دانان را با چالش روبرو مي‌كند. اما مسائل رياضي، مختص رياضي‌دانان نيست. مي‌توان بازي‌هايي طرح نمود كه تنها با 4 عمل اصلي قابل انجام هستند. همين‌طور مي‌توان بازي‌هاي رياضي را در قالب يك مسابقه عرضه نمود.

در يك نگاه كلي، بازي‌ها و مسابقات رياضي را مي‌توان در رده‌هاي زير طبقه‌بندي كرد:

الف)  بخش عمده بازي‌ها و مسابقات رياضي جنبه حل مسئله دارد و اين مسائل را مي‌توان به تناسب مخاطب، از ساده تا پيچيده طراحي نمود. مشهورترين مسابقات در اين  رده، المپيادهاي رياضي بين‌المللي هستند.

يك مثال ساده :

روزي در سرزميني پادشاه تصميم مي‌گيرد به هر كشاورز، يك قطعه زمين بدهد. پادشاه مي‌گويد به هر دهقان به اندازه‌اي زمين تعلق مي‌گيرد كه بتواند در يك روز آنرا دور بزند. بهتر است هر كشاورز مسير خود را به چه شكلي انتخاب نمايد؟ (دايره، مربع يا شش ضلعي منظم)

مثال ديگر:

5 عدد سيب را به چند طريق مي‌توان در سه ظرف چيد؟

ب)  در نوع ديگري از بازي‌هاي رياضي از پارادوكس استفاده مي‌شود. به عنوان مثال ثابت مي‌شود كه 3=2 در اينجا شركت‌كنندگان بايد اشتباه موجود در استدلال را بيابند.

ج) دستة ديگر بازي‌هاي رياضي تنها از نتيجه قضايايي كه ويژگي‌هاي جالبي از اعداد يا نمادها را نشان مي‌دهند استفاده مي‌كنند. نوار موبيوس, مربع‌هاي جادويي، نمونه‌ايي از اين نوع بازي‌ها هستند.

در پايان بايد گفت كه در طراحي هر مسابقه بايد به مخاطبين آن نيز توجه شود. مسابقات و بازي‌هاي رياضي معمولاً مخاطبين و علاقه‌مندان خاص خود را دارند.