نويسنده: مهوشالسادات پايدارنيا
اگر اصل اراده با تصميم شخص همراه شود هر هدفي در هر بلندايي كه باشد فتح ميگردد. اراده، نيروي بزرگ و عظيمي است كه بشر با كمك آن ميتواند از پيشرفتهاي شگرف و بزرگي برخوردار گردد. كسي به سرمنزل مقصود ميرسد و شاهد مراد را در آغوش ميكشد كه با عزمي راسخ و قدمي محكم، تصميم خود را دنبال نمايد و اگر درعرصه پيكار، جراحتي بردارد، متزلزل و مأيوس نشود و بر تمام موانع و مشكلات راه خويش غلبه نمايد.
آدمي، تنها متفكر دنياي وجود خويش است. به محض اينكه انسان بر آن ميشود كه پا به عالم معنويات بگذارد، افكار والاي او از جزئيات زندگي فراتر ميرود و اين همان ايده سامان دادن هستي انسان بر اساس اعتقاداتش بوده و تصميمگيري افراد بستگي زيادي به اين اعتقادات دارد. اعتقادات، انتخابهاي فراموش شده درگذشتههاي دور و نزديك است كه هنوز از طريق ناخودآگاه بر تصميمات ما نفوذ دارند. هرچه در درون هستيم، دربيرون نيز خواهيم بود. ايمان به خير و نيكي و مثبتانديشي، خير و نيكي و افكار و اعمال مثبت را در زندگي ما افزايش ميدهد و ايمان به آنچه منفي است وحشت و هراس را زياد ميكند و بر مشكلات ميافزايد. تصميمگيري براي قبول مسئوليت شخصي، اغلب مستلزم تغيير در نگرشهاست. هر نقص در كار يا زندگي ما، معلول تصميمهاي گذشته ماست. هرگاه كسي بخواهد براستي موفق باشد بايد با محيط خود هماهنگي حاصل كند. لكن مفهوم هماهنگي و سازش با محيط، تسلط بر محيط نيست بلكه بايد قابليت انعطافپذيري داشته باشيم و با محيط همكاري كنيم و رابطه حسنه با آن برقرار نماييم و از تحميل اراده خودمان بر محيط خودداري كنيم.
تصميمگيري و هدفگذاري
تصميمگيري قبل از عمل است. در لحظات تصميمگيري است كه سرنوشت ما شكل ميگيرد. بايد هدفهاي واقعي خود را معلوم كنيم. تلاش مستمر و فوقالعاده همراه با پشتكار و پيگيري و داشتن نرمش درتعقيب هدفها سرانجام ما را به اهدافمان خواهد رساند. اما بايد اين فكر را از ذهن خود بيرون كنيم كه: «هيچ راه حلي وجود ندارد«. تأثير تصميمگيري خيلي بيشتر از ساير عواملي مانند شرايط زندگي است. يك تصميم، نيروي زيادي دارد و ميتواند دريچههاي بسياري را به روي ما باز كند. در لحظات تصميمگيري است كه سرنوشت ما شكل ميگيرد. اگر تصميم ما قاطع باشد، هميشه راهي به سوي موفقيت هست. تنها راه تغيير زندگي، گرفتن تصميم واقعي است. كساني كه بر موانع غلبه كرده و تغييرات دلخواه را در زندگي خود ايجاد ميكنند، به طور دائم با اين سه نوع تصميمگيري مواجهاند: 1ـ به چه اموري توجه كنيم 2ـ هر چيز را چگونه معني كنيم 3ـ چه كنيم تا به نتايج دلخواه برسيم.
تصميمات روزانه ما، نوع شخصيت و نقش آينده ما را تبيين ميكنند. روشي كه ما در حل و فصل تصميمات بهكار ميبريم، نه تنها الگوي عادت خواهد شد، بلكه تبديل به جزئي از وجود ما نيز ميشود.
صاحب نظران برداشتهاي متفاوتي از موفقيت دارند اما در نظر اكثريت مردم، فرد موفق كسي است كه به آرزوهاي خود برسد و در درون، احساس رضايت خاطر كند و اين خود، حاصل اراده و تلاش و كوشش مداوم و تصميمگيريهاي درست و بهجا در زندگي ميباشد.
ناتواني درتصميمگيري از جمله مهمترين دلايل شكست و ناكامي است و عواملي چون نگراني و ترس (بهجاي حل و فصل مسائل) و در انتظار حالي مطلوب و خوشايند بودن و ساير احساسات بد از قبيل خستگي، استرس و پريشاني باعث اين ناتواني ميشود.
براي هدف خود ارزش قايل شويم و نيروي واقعي آن را به ياد داشته باشيم. درمورد هدف خود به جمع آوري و تفكيك اطلاعات بپردازيم و جوانب مختلف آن را ارزيابي كنيم. توجه داشته باشيم كه مهمترين مرحله در رسيدن به هدف، گرفتن تصميم واقعي و اراده براي انجام آن است. خواسته و هدف خود را مشخص كرده ترديد و دودلي را كنار بگذاريم و مسير پيشرفت را قاطعانه پيگيري كنيم. شجاعت داشته باشيم و از عواقب آن نترسيم. اگرخطاكرديم، دوباره آغاز كنيم و چارهانديشي كرده و از آن درس بگيريم. با افراد با صلاحيت و خردمند مشورت كنيم به هدفهاي خود پايبند باشيم، امّا براي تغيير شيوه تفكر خود هميشه آمادگي داشته باشيم. با افكار نااميد كننده مبارزه كنيم. البته توجه به توصيههاي نابهجاي اطرافيان و اهميت دادن به پيشداوري جامعه در مورد ارزش و اعتبار يك هدف خاص، مانع از انتخاب صحيح ميشود. در مسير نيل به موفقيت و رسيدن به اهداف به اصل زير توجه داشته باشيم:
تضاد، افكار ما را تحت فشار قرار ميدهد. دو فكر متضاد و يا دو هدف متفاوت، هر كدام ما را بهسوي خود ميكشاند و باعث پريشاني ذهن ميشود بهطوري كه قدرت تصميمگيري نهايي را از دست ميدهيم. از بين بردن تضاد نيازمند جسارت و برخوردي صادقانه با مسايل است تا بيش از تواناييهايمان به خود مغرور نشده، و دچار اين توهم نشويم كه قادر به انجام هركاري هستيم.
يك الگوي كلاسيك و اوليه در تصميمگيري كه در ماهنامه علم موفقيت به شماره1، در مقاله «مديريت به زبان ساده» ذكر شده است كه به قرار زير ميباشد:
1ـ شناخت مسئله يا موقعيت
2ـ شناسايي چند راهحل (جالب)
3ـ انتخاب بهترين راه حل
در يك نگاه اوليه فرآيند تصميمگيري شامل 3 مرحله زير است:
1ـ انگيزه: شخص تصميم به تصميمگيري ميگيرد.
2ـ تصميم: درباره عمل يا رفتار به خصوصي تصميمگيري ميكند.
3ـ تأييد: پس از رسيدگي به نتايج ناشي از تصميمگيري، خود درباره خوب يا بد بودن آن قضاوت ميكند.
اگر درباره تصميمهاي يك فرد، سه مورد ياد شده روشن شود، ميتوان روش تصميمگيري و سپس مجاب كردن او را فهميد.
تصميم بهتر و موثر:
منظور از تصميم بهتر آن است كه موجب شود ما از چگونگي اتخاذ آن راضي باشيم و در زمان اتخاذ مراجع به ارزش آن هيچ سوالي براي ما مطرح نشود و قاطعانه تصميم بگيريم.
براي اتخاذ يك تصميم بهتر، قدم اول، باز ايستادن از پيگيري يك تصميم ضعيف است و اين، يعني يك جاي خالي كه ميتوان آن را با چيز بهتري پركرد. اغلب براي ما سخت است كه چيزي آشنا را تغيير دهيم، باتغيير ندادن، احساس امنيت بيشتري ميكنيم، درنتيجه روش غير موثر ولي آشنا، موردقبول واقع ميشود، (يعني تصميم ضعيفتر). براي گرفتن تصميمات بهتر، بايد بين دو نيمه وجودمان رفت و آمد كنيم. يك نيمه با فكر كردن بوسيله عقل و نيمه ديگر با گوش سپردن به دل، و فقط معدودي از ما، از هر دو استفاده ميكنيم. كليد كار، متمركز كردن فكر بر نياز واقعي است، تمركز فكر در اينجا يعني تصوير كردن نتايجي كه به آن واقعاًَ نياز داريم و توجه كامل به اين نيازها، بطور واضح و با تمام جزئيات، به طوري كه گويي هم اكنون به آن دست يافتهايم. وقتي فكر خود را فقط روي نياز واقعي متمركز ميكنيم، مصمم بودن و اراده كردن بسيار آسان است. تصميم غير مؤثر، براساس توهماتي كه در زمان تصميمگيري به آنها معتقد بودهايم اتخاذ ميشود و تصميم مؤثر، براساس واقعيت گرفته ميشود.
اگر خود را آن طور كه هستيم و بايد باشيم، نشناسيم هدفها و تصميمهايمان را در اصطكاك و تضادهاي بيهوده سپري خواهيم كرد و در كوران حوادث دچار مشكلات بيشماري خواهيم شد. «خود»ِ درونيمان گم ميشود و لاجرم به بيگانگي از خويشتن دچار ميشويم.
جريان اراده و تصميمات، ارتباط مستقيم با خويشتن دروني ما دارد و اگر با «خويش» آشنا و مأنوس باشيم، بسياري از تصميمگيريها و دشواريها بر ما آسان ميشود و بهتر و مؤثرتر روند اراده و تصميم در ما به تجلّي ميآيد.
با پيگيري مستمر و گام به گام در اين مسير به شناخت و رموز موفقيت نايل خواهيم گشت. (يا دست خواهيم يافت). در شمارههاي آتي به روشها و راهكارهاي ديگري در اين زمينه خواهيم پرداخت.
