ترجمه و تأليف: شهاب شَعري مقدم
کارشناس ارشد فيزيک
» اينترنت، نوعي فنآوري نيست، بلکه نوعي ارتباط است. »
اين گفتة رابرت تيلور(1) است. شايد تاكنون نام رابرت تيلور را نشنيده باشيد اما حتماً تاكنون بارها از اينترنت استفاده كردهايد. اينترنت، ايدة تيلور بود. او 35 سال از زندگيش را به ايجاد و توسعة اينترنت، كامپيوترهاي شخصي و فنآوريهايي كرد كه نهايتاً به انقلاب كنوني در عرصة فنآوري اطلاعات و ارتباطات منجر شد. به پاس اين خدمات در سال 1999، نشان ملي فنآوري ايالات متحده(2) كه يكي از معتبرترين نشانها در زمينة فنآوري است به وي اهداء گرديد.
تيلور پيش از آنكه به عنوان يك دانشمند، شناخته شده باشد، به عنوان شخصي كه ديد جامعي در پيشبرد پروژههاي علمي و توانايي خارقالعادهاي در تشكيل و راهبرد تيمهاي متشكل از دانشمندان دارد، معروف است. او خود با افتخار چنين ميگويد: » ما بهترينها را در تيم خود داشتيم. »
زندگي
دوران كودكي رابرت كه فرزند يك كشيش سختكيش بود، در كوچ دائم از منطقهاي به منطقة ديگر سپري شد. در 16 سالگي در دانشگاه ساثِرن مِتُديست(3) ثبت نام كرد. با شروع جنگ كُره(4) به عضويت نيروي دريايي امريكا درآمد. پس از آن به عنوان يك عضو تداركات ارتش، تحصيلات خود را در دانشگاه تگزاس(5) از سر گرفت. در دوران تحصيلات، يك دانشجوي حرفهاي به حساب ميآمد و آنطور كه خود ميگويد تنها براي تفريح، درسهاي مختلف را برميداشت. نهايتاً رشتة روانشناسي تجربي را انتخاب كرد اما در حاشية رشتة اصلي خود، درسهايي در رياضيات، فلسفه و مذهب را هم ميگذراند. او تا اخذ مدرك تحصيلي فوق ليسانس در رشتة روانشناسي تجربي پيش رفت اما ديگر به ادامة تحصيل براي گرفتن دكترا علاقهمند نبود و بنابراين، تحصيلاتش را ادامه نداد.
تيلور، مدتي را در مدرسهاي در فلوريدا(6) به تدريس رياضيات مشغول بود و در ضمن، مربي بسكتبال مدرسه هم بود. تيلور و همسرش در آن زمان يك فرزند داشتند و دو فرزند دوقلو هم در راه بودند. او از آن دوران، هرچند كه با سختي توأم بوده و درآمد مالي او كفاف زندگي را نميداده است، به خوبي ياد ميكند. اين وضع، با تغيير شغل او و تجربة يكي دو شغل مهندسي، تغيير كرد. تيلور، مدتي را هم در ناسا(7) در واشنگتن بر روي يك سيستم نمايشگر شبيهساز پرواز كار كرد.
اما اينك عصر فضا، آغاز شده بود و ايالات متحده در صدد قرار دادن انسان بر روي ماه بود. بنابراين، ميدان، ميدانِ فعاليت در عرصة كامپيوترها بود و امكانات بديعي در اين عرصه، پيشِ رو قرار داشت. در اين فضا بود كه تيلور با دو نفر از پيشگامان عرصة كامپيوترها برخورد كرد. يكي از آن دو، داگلاس اِنگِلبارت(8) از مؤسسه تحقيقات استنفورد(9) و ديگري ليكلايدِر(10)، سرپرست دفتر جديدالتأسيس » تكنيكهاي پردازش اطلاعات » در آژانس پروژههاي تحقيقاتي پيشرفته (آرپا)(11) در وزارت دفاع امريكا بود. بنابراين چيزي نگذشت كه او براي همكاري با ليكلايدِر به آرپا رفت و پس از او نيز به سمت مدير بخش مربوطه منصوب شد و توانست پشتيباني مالي لازم براي تحقيقات پيشرفته در زمينة فنآوري كامپيوتر و ايجاد اولين شبكهها در امريكا را تأمين نمايد.
در مقالهاي كه در 1968، بطور مشترك توسط ليكلايدِر و تيلور با عنوان » كامپيوتر به عنوان يك وسيلة ارتباطي » منتشر شد، تولد اينترنت به آينده، نويد داده شد. مقاله مزبور با اين عبارت آغاز ميشود: » تنها در عرض چند سال آينده، بشر توسط ماشينها، به ارتباطي مؤثرتر از ارتباط مستقيم دست خواهد يافت. «
شبکة « آرپا «
زماني كه تيلور به دنياي كامپيوترها وارد شد، اين ماشينها با شكل امروزي آن بسيار متفاوت بودند. اشخاصي كه با كامپيوترها كار ميكردند، بايد دستورالعملها را روي كارتهايي پانچ ميكردند، سپس كارتها بر روي كامپيوتر، بارگذاري ميشد. معمولاً حداقل يك روز طول ميكشيد تا نتيجة كار توسط ماشين، ارائه شود. همة اينها در صورتي بود كه در طي فرآيند، اشتباهي صورت نميگرفت، در غير اين صورت بايد همة مراحل از ابتدا تكرار ميشد.
در آن زمان، يكي از پروژههايي كه ليكلايدِر و آرپا از آنها حمايت ميكردند، نوعي سيستم محاسباتي بر مبناي به اشتراكگذاريِ زماني(12) بود. در اين روش، كاربران بسياري بطور همزمان به يك كامپيوتر مركزي متصل ميشوند. زمان پردازش اطلاعات از سوي كامپيوتر مركزي بهگونهاي و با سرعتي مابين كاربران تقسيم ميشود كه گويي هريك در مقابل كامپيوتر جداگانهاي نشستهاند. تيلور ميگويد: » در سيستم به اشتراكگذاريِ زماني، كاربراني با همديگر كار ميكنند كه همديگر را تنها از طريق كامپيوتر ميشناسند. » اين براي تيلور، يك پديدة جامعهشناختي بسيار قوي و جذاب بود، پديدهاي كه در آن زمان، کاملاً بديع بود.
تيلور در مورد دفتر خود در 1966 در پنتاگون چنين ميگويد: » دفتر ما از طريق يك ترمينال به MIT (13)، از طريق ترمينال ديگري به دانشگاه كاليفرنيا در بركلي(14) و از طريق ترمينال سومي به شركت توسعه سيستمها در سانتامونيكا(15) در كاليفرنيا متصل بود. بنابراين براي ارتباط با MIT بايد پشت ترمينالي مينشستيم كه به آنجا متصل بود. براي ارتباط با بركلي، مجبور بوديم بر روي صندلي ديگري نشسته و از طريق ترمينالي ديگر به برکلي متصل شويم. در آن زمان اين فكر از ذهنم گذشت كه آيا ميشود شخصي را مستقيماً از MIT به بركلي متصل كرد؟ از اين فكر، فكر بزرگتري متولد شد: چرا يك شبكه نداشته باشيم كه همة سيستمها را به همديگر متصل كند؟ » و اين، ايدة اصلي شكلگيري آرپانِت (هستة اولية اينترنت) بود.
بلافاصله، پشتيباني مالي براي تحقق اين ايده، آغاز شد. با يک شركت مشهور، براي طراحي و ساخت زيرساختها و قطعات لازم، قرارداد بسته شد. اما در نشستي كه در همين مورد در 1967 تشكيل شد، اغلب شركتكنندگان در مورد امكان پيادهسازي چنين شبكهاي، ابراز ترديد كردند. به نظر ميرسيد اين ترديدها، منجر به كندي روند تحقيقات شود ولي چنين نشد و تيلور و همکارانش از عملكرد شبكه، اطمينان داشتند. بنابراين، روند تحقيقات، همچنان ادامه يافت. به اين ترتيب، در اواخر سال 1969، پروژه شبکة » آرپا » با چهار گِرِه واقع در دانشگاه کاليفرنيا در لسانجلس(16)، مؤسسه تحقيقات استنفورد، دانشگاه کاليفرنيا در سانتاباربارا(17) و دانشگاه يوتا(18) تکميل گرديد. نهايتاً با ارسال اولين پيام بر روي » آرپانِت » در آخرين روزهاي سال 1969، اينترنت، متولد گشت. اين، آغازي بود براي برقراري نوع جديدي از ارتباط. تيلور در اين باره ميگويد: «به اين ترتيب، نگرشي جديد نسبت به كامپيوترها آغاز شد.»
تيلور در جنگ ويتنام(19) هم نقش ايفا كرد. در آن زمان، جانسون(20) رييسجمهور امريكا بود. او از راه دور و در كاخ سفيد، بر روند جنگ، نظارت ميكرد. آنچه جانسون با آن روبهرو بود، دريافت اخبار ضد و نقيض از جبهة جنگ بود. بنابراين خواستار رفع اين مشكل شد. به اين ترتيب، تيلور براي رفع مشكل مزبور، عازم ويتنام شد. به او كه تنها 35 سال داشت، درجه افتخاري سرتيپ اهدا شد و بدين ترتيب به راحتي ميتوانست در جبهه، با افسران ارشد، ملاقات نمايد. تيلور در نزديكي سايگون(21)، يك مركز كامپيوتر را نصب و راهاندازي كرد و با برنامهريزي آن، شيوهاي استاندارد براي ارسال پيامها ايجاد نمود. تيلور در اين باره ميگويد: » اگرچه هنوز امكان ارسال اخبار دروغ از جبهه جنگ به واشنگتن وجود داشت، اما حداقل اين اخبار با هم متناقض نبودند! »
در اين دورة زماني بود كه كنگره امريكا به پشتيباني همهجانبه از آرپانِت به منظور توسعة مأموريتهاي نظامي پرداخت. نهايتاً با توسعة شبکة » آرپا » و شکلگيري شبکههاي ديگري در کنار آن و نهايتاً اتصال تمامي اين شبکهها به همديگر، اينترنت به عنوان يک شبکة بينالمللي، شکل گرفت.
تيلور از گسترش وسيع اينترنت تا حد امروزي آن، شگفتزده نشده است چراکه چنين گسترشي را پيشبيني کرده بود. او اين شبکه را با يک شبکة بزرگراهي مقايسه ميکند و معتقد است که همانگونه که براي رانندگي در بزرگراهها به يک سيستم تأييد صلاحيت (گواهينامه رانندگي) نيازمنديم، براي استفاده از اينترنت نيز بايد سيستم مشابهي طراحي گردد، چراکه در اينترنت، امکان صدمهزدن به ديگران در ابعاد بسيار خطرناکتري وجود دارد. تيلور ميگويد: » همه بايد حق استفاده از اينترنت را داشته باشند. هيچ شخصي نبايد به دليلي مثلاً فقر مالي از استفاده از اينترنت، محروم شود، اما در کنار آن، بايد روشي براي تضمين مسئوليت و پاسخگويي اشخاص در استفاده از اينترنت، پيدا کرد. «
منابعي براي مطالعة بيشتر در مورد تاريخچة اينترنت
خود تيلور، کتاب A Brief History of the Future: Origins of the Internet by John Naughton, 2000 را توصيه ميکند.
وب سايت www.computerhistory.org/timelineنيز اطلاعات جالبي در مورد تاريخچة کامپيوترها و اينترنت به علاقهمندان، ارائه ميدهد.
منابع
– نشرية Scientific American, April 2000
پينوشت
1) Robert W. Taylor
2) براي کسب اطلاعات بيشتر در زمينة نشان ملي فنآوري ايالات متحده به وب سايت http://www.technology.gov/medal مراجعه نماييد.
3) Southern Methodist University
4) جنگ کُره، در سالهاي 1950 – 1953 مابين دو کشور کُره شمالي و چين از يک سو و کُره جنوبي و نيروهاي سازمان ملل به ويژه ايالات متحده از سوي ديگر به وقوع پيوست.
5) University of Texas
6) Florida
7) National Aeronautics and Space Administration (NASA) سازمان ملي هوانوردي و فضانوردي امريکا
8) Douglas Engelbart
9) Stanford Research Institute (SRI)
10) J.C.R. Licklider
11) (ARPA) Advanced Research Projects Agency
12) Time-Sharing
13) Massachusetts Institute of Technology مؤسسه فنآوري ماساچوست
14) University of California at Berkeley
15) Santa Monica
16) University of California at Los Angeles (UCLA)
17) University of California Santa Barbara (UCSB)
18) University of Utah
19) جنگ ويتنام در 1954 مابين کمونيستها در بخش شمالي ويتنام و بخش جنوبي آن آغاز شد. ايالات متحده به طرفداري از ويتنام جنوبي وارد جنگ شد. اين جنگ که تا 1975 طول کشيد با پيروزي ويتنام شمالي پايان يافت.
20) Johnson Lyndon Baines مابين سالهاي 1963-1969 رييس جمهور امريکا بود.
21) Saigon بزرگترين شهر ويتنام که در بخش جنوبي اين کشور واقع است.
