قبل از تصميم بيانديش و قبل از عمل مشورت كن
امام علي (ع)
آنچه در اين مقاله به آن ميپردازيم مختصري از اهميت و ضرورت مشورتگرفتن، مشورتدادن و به طور كلي مشورتانديشي است كه به همراه شرحي كاربردي از چگونگي مشورت گرفتن به آن پرداخته ميشود.
اول: ضرورت مشورت
براي اغلب ما انسانها كاملانديشي، ديدن موضوع از زواياي گوناگون و مشاهده همه جانبة موضوع، به صورت فردي غيرممكن است. تنها عده كمي هستند كه از اين دانش برخوردارند و ديدگاهي همهجانبه و به اصطلاح 360 درجه در موضوع دارند. شايد تعداد اين افراد در جهان به انگشتان دست نميرسد. از طرفي ديگر همه ما در طول روز بارها با مسائل كوچك و بزرگ بر ميخوريم كه براي عبور از آنها بايد تصميم گرفت كدام را انتخاب كنيم؟ اگر مسائلي را كه در طول روز به آنها بر ميخوريم به راههاي گوناگوني با مقاصد گوناگون تشبيه كنيم، از صبح تا شام و شام تا سحر ما با هزاران دو راهي مواجهيم. گاهي دو راهي و گاهي چند راهي و ما كدام را انتخاب كنيم؟ و از كدام راه برويم؟ البته اين راهها همگي از يك اندازه اهميت و يك جنس برخوردار نيستند. برخي از مسائل پراهميتند (ازدواج، دانشگاه، انتخاب شغل و…) و برخي از اهميت كمتري برخوردارند. اما به هر حال تصميمها براي ما به مثابه يك مسئله و همانند يك دو راهي ظاهر ميشوند و ما ناچار به انتخاب هستيم. حال چگونه انتخاب كنيم؟ در شماره قبل در مقاله آموزشي «مديريت به زبان ساده» روشي را به شما معرفي كرديم كه تا حد قابل قبولي شما را در امر انتخاب و تصميمگيري كمك ميكند. آنچه كه در اين مقاله به آن ميپردازيم، بررسي يك موضوع از زواياي گوناگون است، كه يكي از مهمترين روشهاي آن مشورت است. مشورت به زبان ساده يعني: نظرشمادربارة اين موضوع چيست؟ بديهي است ما انسانها با توجه به تفاوت در نوع نگاه و نقطه ديد و تخصصي كه در طول زمان در مورد هر موضوع بدست آوردهايم، ميتوانيم با مشاركت در حل مسائل ديگران، مشكلات را از زواياي گوناگون باز كرده و مورد بررسي و بازنگري قرار دهيم. البته اين مشاركت بايد به شكلي اصولي و قاعدهمند باشد كه سادهترين راه آن مشورت است. يعني ما وقتي به مسائل ديگران وارد ميشويم كه آنها از ما خواسته باشند. از طرف ديگر يكي از تعاريف تفكر متعالي، همانا «كاملانديشي» است. كاملانديشي يعني ما بتوانيم يك موضوع و مسئله را از زواياي گوناگون مورد بررسي و مشاهده قرار دهيم. البته بايد توجه داشت كه بررسي يك مسئله از زواياي گوناگون، به اين معنا نيست كه هر زاويهاي را مورد بررسي قرار دهيم. بلكه زواياي لازم و ضروري كه در تصميم ما اهميت دارند، مورد توجه قرار ميگيرند. براي ما انسانها امكان كاملانديشي به صورت فردي ميسر نيست. به عنوان مثال در بررسي يك طرح اقتصادي (مانند سرمايه گذاري) لازم است تا نكات مثبت و منفي موضوع بررسي شود. نكات منفي نياز به يك ذهن و تفكر انتقادي و حتي بدبينانه دارد. به عنوان مثال كسي كه طعم تلخ شكست را چشيده و از شكست مجدد ابا دارد، ميتواند ديدگاه منفي را در موضوع وارد كرده و نقاط ضعف رابهتر ببيند.
در اينجا ضرورت و اهميت مشورت، معلوم ميشود. يك فرد مثبت انديش ميتواند با يك فرد منتقد و كسي كه ديدگاه منفي دارد مشورت كرده كار را از زواياي گوناگوني مشاهده كند. كسي كه انديشه و فكر خود را بي نياز ببيند خواهد لغزيد. خداوند به عده كمي همه چيز را داده و به همه اندكي (همه چيز را همگان دانند) بنابراين براي دانستن همه چيز بايد به اين عدة اندك رجوع كرد (كه البته بسيار دور از دسترسند) و تا وقتي كه آنها دور از دسترسند از هر كسي همان اندك را بياموزيم و به آموختن قطره قطره بپردازيم تا دريا شود.
از طرف ديگر ضرورت مشورت تنها به اين خاطر نيست كه بررسي بعضي از جوانب توسط عده مشخص انجام ميگيرد و ديگران شرايطش را ندارند. بلكه به فرصتها و حداكثر استفاده از زمان هم بستگي دارد. براي مثال در برخورد با مسائل تخصصي، لازم است تا نزد متخصص آن موضوع برويم. وقتي يكي از لوازم خانگي ما خراب ميشود يك راه آن است كه خود به دوره هاي آموزشي تعمير آن برويم و پس از كسب دانش و تخصص كافي، به برطرف كردن آن عيب بپردازيم و راه ديگر آن است كه از كسي كمك بگيريم كه در آن موضوع تخصص و تجربه كافي را داشته كه در اين صورت مقدار زيادي از زمان ما ذخيره شده و براي كارهايي صرف ميشود كه خود به آن علاقه داريم و در آن تخصص پيدا كردهايم. از طرفي اگر آن كار را به متخصص بدهيم، فرد متخصص هم در كار خود تجربه بيشتري پيدا ميكند.
دوم: در چه مواردي مشورت بگيريم:
توصيه مي شود كه هر گاه با مسائل، شرايط و موضوعات زير برخورد كرديم از مشورت استفاده كنيم:
- نسبت به موضوعي كه در آن تخصصي نداريم و دانش ما نسبت به آن موضوع اندك است.
- موضوعاتي كه خود موظف به حل آن هستيم و به دليل حساسيت موضوع بايد از چند زاويه مورد بررسي و نگرش قرار بگيرند. در اين موارد اغلب بعضي ازمسائل از چشم ما دور ميمانند كه با وارد كردن ديدگاهي نو (مشورت) به موضوع، ميتوان آنها را بررسيكرد.
- مواردي كه به غير از خود ما افراد ديگري نيز در آن ذينفع هستند. در اينجا بهتر است نظر تمام كساني كه در موضوع دخيلند را جويا شويم و به آنها مشورت برسانيم. مثلا پدري كه ميخواهد خانهاي نو براي زندگي خود و خانوادهاش تهيه كند لازم است تا در تصميمگيريهاي خود پيرامون اين موضوع، از خانواده اش نيز مشورت بگيرد چون به هر حال، آنها هم ميخواهند در همان خانه زندگي كنند.
هر چند كه مسائل و موارد زيادي وجود دارند كه ميتوان با مشورت گرفتن، بر كيفيت آنها افزود و از آن مسائل عبور كرد. اما در حال حاضر در موارد فوق مشورت كردن ضروريتر به نظر مي رسد.
سوم: از چه كسي و چگونه مشورت بخواهيم؟
ويژگيهاي زير براي كسي كه از او مشورت ميگيريد لازم است:
- نسبت به موضوع از آگاهي و تجربه كافي برخوردار باشد و ما نيز نسبت به اين دانش و تجربه اعتماد هوشمندانهاي داشته باشيم. لازم است تا اعتماد ما نسبت به شخص مشاور بر پايه و اساسي مستند و مدلل باشد. بايد منبع مشورت و كيستي مشاور را بشناسيم.
- داراي خصوصيات اخلاقي لازم باشد: برخي از ضروريترين اين خصوصيات عبارتند از:
- خيرخواه باشد و در ارائه نظر غرضورزي نكند. كسي كه نظر مغرضانه ميدهد خيرخواه نيست و ممكن است نظري بر خلاف دانش و تخصصش بدهد.
- حريص نباشد زيرا منفعتطلبي را در او بيدار كرده، و بجاي نفع مشورت گيرنده، در جهت منافع شخصي خود اظهار نظر كند.
- پرهيزكار باشد زيرا در اين صورت خداوند را در همه كارها (مانند مشورت دهي) در نظر ميگيرد و راهي را پيش ميگيرد كه خوشنودي خداوند در آن است.
- بخيل نباشد چون بخيل در ارائه نظر بخل ميورزد و در آنچه ميداند كوتاهي كرده و همه را نميگويد. بنابراين راهحلهاي او ضعيف و متزلزل است.
- ما بايد از آگاهي و فهم شخص مشاور اطمينان داشته باشيم. توجه كنيد كه بسياري هستند كه ميتوانند مشاور باشند و ما از آنها مشورت بگيريم. مشاور هرچقدر هم كه مشاور خوبي باشد اگر نتوانيم نظر او را درك كرده و بفهميم يا بهكار ببنديم هيچ فايدهاي ندارد. تصور كنيد كه يك متفكر ژاپني پاسخ بسياري از سؤالات ما را بداند. اگر نتوانيم با او صحبت كرده و از نظر او آگاه شويم براي ما چه سودي ميتواند داشته باشد؟ لذا بهتر است به سراغ كسي برويم كه بتوانيم نظرش را تشخيص داده و آن را كاملا بفهميم.
چهارم: با مشورت داده شده چه كنيم؟
بايد توجه داشت كه در نهايت، اين ما هستيم كه مسئول اعمال و تصميمهاي خود ميباشيم و نتيجة اين تصميمها به خود ما بر ميگردد از اين رو، تصميمگيري نهايي به عهده ما ميباشد و حق ماست كه نظر مشاور را بپذيريم يا نپذيريم (و يا مقداري از آن را بپذيريم). اما بهتر است كه ما مشاور خوبي را انتخاب كنيم و نظر او را قبولكنيم. يعني بر پايه و اساسي مستند و معتبر مشاور را انتخاب كنيم و از اينجا به بعد نظر او را پذيرفته و مدام او را مورد ريزبيني قرار ندهيم. اين ريزبيني بهتر است در هنگام انتخاب مشاور صورت گيرد و هر كسي را به عنوان مشاور انتخاب نكينم. اما به هر حال در نهايت پذيرشنهايي نظر مشاور با ماست. در اين باره ما مختاريم ولي به اين نكته هم توجه داشته باشيم كه اگر مشاوري نظري داد و ما به نظر آن توجهي نكرديم اين حق مشاور است كه ديگر به ما نظر ندهد.
فضيل ميگويد: يكبار اما صادق(ع) درباره كاري رأي مرا خواست. گفتم خدا خيرت دهد آيا چون مني به چون تو (بزرگي) نظر مشورت ميدهد؟ امام گفت: آري، در آن هنگام كه از تو طلب مشورت كند.
اما علي(ع): در مشورت اول از جوانان نظر بخواهيد، زيرا باهوشترند (خلاقترند) سپس از پيران نظر بخواهيد زيرا ايشان تجربه بهتري دارند و بهترين راه را نشان ميدهند.
امام صادق(ع): (به هنگام رأيزني) نخستين رأي دهنده مباش و از رأي ناپخته بپرهيز، از بديههگويي و بيانديشه سخن گفتن دوري كن، به انسانهاي خود رأي احمق و فرومايه، متلون و لجوج نظر نده، از خداوند بترس، از اينكه (مصلحت واقعي را در نظر نگيري) و به دلخواه مشورت خواه رأيدهي زيرا كه دلخواه او را در نظر گرفتن، (در مقام مشورت) پستي است همچنان كه درست گوشندادن به سخنان او و دقت نكردن در آنها نيز خيانت است.
امام صادق(ع): لقمان به پسرش گفت: چون با گروهي سفر كني در كار خود و ايشان، با آنان بسيار مشورت كن و چون تو را بر حق گواه گيرند، گواه ايشان باش و اگر از تو مشورت خواهند، بكوش تا نظر درست به ايشان بدهي. سپس تا نيك نظر نكني و امر بر تو آشكار نشود رأي خود را ظاهر مساز و تا در مشورتي بر پا نخيزي و ننشيني و نخوابي و نخوري و نماز نگذاري و فكر و حكمت خويش را در آن بكار نگيري، به اظهار رأي اقدام مكن كه هر كس نيكخواه محض مشورت خواهان نباشد، خداي متعال رأي و امانت را از او خواهد گرفت.
