نويسنده : مهندس آرين پناهپور
پرده اول:
نامه مدير عامل روي ميزش قرار گرفته. آن هم بدين مضمون كه: «شما به عنوان مسئول گروه تحقيقاتي … رأس ساعت …. در دفتر مديريت جهت اداي توضيحات پيرامون انفعال وظيفهي محوله حاضر شويد و ….»
نامه را خوانده و روي ميزش پرت ميكند. زير لب غرولند كنان ميگويد: «چقدر اين در و آن در زدم تا بودجهاي بدهد، آخر هم نصف و نيمه داده، انتظار كار درست و حسابي هم دارد، خودش رو عقب كشيده تا من را به عنوان مقصر به هيئت مديره معرفي كند، كسي نيست به او ياد بدهد مسئوليت پذيرفتن، اختيار هم لازم دارد نه اينكه من تنها يك مسؤل فرمايشي باشم.»
احساس ميكند بيحوصله است.گوشي تلفن رابرمي دارد، وقتي صداي كارمندش را ميشنود، شروع به فرياد كشيدن برسر او نموده و از او توضيح ميخواهد و اين دور و تسلسل به همين ترتيب ادامه مييابد چرا كه هر كسي …
پرده دوم:
دائم با هم گروهيها تماس ميگيرد و جوياي وضعيت و پيشرفت كار ميشود، دوستانش حرفهاي روشني نميزنند و او به عنوان سرگروه دچار سر در گمي ميشود. وعدهايي داده و بايد سر قولش باشد، پس براي آن كه كسي از او خرده نگيرد تمام مسئوليت هم گروهيها را بر دوش ميكشد و ميگويد: «خودم به تنهايي خواهم توانست تمام كارها را انجام دهم». مدتي ميگذرد كه ناگهان آن فاجعه به بار ميآيد. چرا؟ ….
پردهي سوم:
دوستاني كه دغدغه مشتركي داشتهاند يكي را به عنوان سرگروه انتخاب كردهاند و چند روزي است كه براي بررسي موضوعي جلسهايي تشكيل دادهاند. در اين جلسه مسئول انتخابي گروه در حال بيان مشكلات بوده و راه حلهايي نيز پيشنهاد ميدهد. او ميبيند در حين بيان راهكارها اكثر اعضاء حاضر در جلسه با حركات سر و يا حالت چشم، او را تأييد ميكنند؛ به خودش ميبالد.
يكي از اعضاء گروه وقتي درخشش چشم سر گروه را ميبيند با همان حالت تأييد سر، در گوش فرد كنار خود ميگويد: «چقدر مهمل ميبافد». شنونده هم با تكان سر و لبخندي او را تأييد ميكند.
آنچه در اين سه پرده بدان اشاره شد، گوشهايي از چالشهاي موجود در موضوعي به نام «كار گروهي» است. ولي در واقع اين عملكرد، بيانگر «گروه كاري» است. وضعيت كنوني «گروههاي كاري« به شكلي است كه به سوي يك قهقرا پيش ميرود و همچون يك بيمار در حال اغما بوده كه برگشت او به زندگي در هالهايي از ابهام قرار دارد. ترسيم وضعيت كنوني و همچنين ارائه تصويري صحيح از يك «كار گروهي» ضروري به نظر ميرسد و اين براي گروههاي نو پاي جامعه ما كه به دنبال افزايش قدرت يادگيري و تواناييهاي خويش هستند اجتناب ناپذير است.
الگوبرداري تشكلهاي نو (همچون تشكلهاي مردمي غير دولتي»NGO») از سازمانهاي عريض و طويل كنوني، همچون شبيهسازي خود با شيوه زندگي فردي است كه به آن بيماري مهلك دچار شده و بر روي تخت بيمارستان به حال خود رها شده است. آن بيمار با دستگاههايي كه بدان متصل شده زنده مانده است. و آن سازمانها نيز با تزريق سرمايه ملي ميتوانند به كار خود ادامه دهند ولي به فرض اگر بخواهد خود را همچون سازمان ياد شده تصور كند، به همان بيماري مهلك دچار خواهد شد، با اين تفاوت كه سرمايهاي حامي او نيست كه بتوانند او را زنده نگه دارد؛ پس متلاشي ميشود.
در اين سلسله مقالات ميخواهيم به شما «كار گروهي» را معرفي كرده و تفاوت آن را با وضعيت كنوني يعني «گروه كاري» بيان كنيم. موضوعاتي كه در اين سلسله مقالات به عنوان يك دانش تبيين و معرفي ميكنيم، عبارتند از:
- شيرازه گروه
- نقش هدف در گروه
- شكلدهي و سازماندهي گروه
- اركان گروه
- راهبرد گروه
- عوامل تقويت كننده و تضعيف كننده گروه
- مثلث بنيادين كار گروهي
- و …
با ما همراه باشيد . . .
علم موفقیت شماره 3
