تحقيق رؤيابيني يكي از محورهاي فعاليتي روحزايي ميباشد. هر روزه دهها و صدها گزارش از خوابها و رؤياهايي كه افراد مختلف ميبينند يا تجارب فوق العاده و غيرعادي اشخاص، به اين محور فعاليتي ارسال ميشود. اين رؤياها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و احياناً تفسير ميشوند. در صورت تشخيص استعدادهاي فوق العاده در موضوع رؤيابيني، از افراد مربوطه براي تحقيقات رؤيابيني دعوت به عمل ميآيد و براي آنان برنامههاي پرورشي و راهبردي در مسير دستيابي به كنترل رؤياها و جهتدهي به رؤياها در نظر گرفته ميشود. بسياري از اين رؤياها با وقايع بيروني، اجتماعي و جهاني ارتباط دارند. مثلاً از ماهها قبل از وقوع فاجعه و زلزله ويرانگر بم، رؤياهاي متعددي با مضمون زلزله به مركز تحقيقات روحزايي واصل شد كه در اين گفتار كوتاه به يكي از زنجيرههاي كوتاه از آنها اشاره ميكنيم.
)گزيدهاي از نامه خانم م. پ كه حاوي مشروح گزارش رؤياي ايشان بوده است، اين گزارش در 25/8/82 يعني 40 روز قبل از بروز زلزله بم ثبت و ارسال شده است.)
… (1) برادرم هم از صداي من ترسيده بود و [به داخل اتاق] آمد. همه [من و برادر و مادرم] در يك اتاق خوابيديم. وقتي خوابيدم خواب عجيبي ديدم كه دقيقاً يادم نيست ولي صحنههايي را كه يادم است اين بود كه زمينلرزهاي هولناك شروع شد، من به درون حياط دويدم، زمين ميلرزيد و هوا گرگ و ميش بود [يادآور زمان زلزله بم] داد ميزدم و خدا را صدا ميكردم… از خواب پريدم. در خواب عرق زيادي كرده بودم ولي در بيداري نه. بلكه برعكس بدنم سرد بود. وقتي مادرم از خواب بلند شد گفت كه شديداً تب دارم و از آن موقع تا صبح تب و لرز داشتم.
همان شب و در همان اتاقي كه اين فرد (م.پ) خوابيده بود. مادر او تجربه ديگري را شرح ميدهد. زمان اين تجربه تقريباً مقارن با زمان رؤياي دخترش بوده است. به نظر ميرسد اين تجربه، خود تأييدي بر رؤياي زلزله باشد.
(گزيدهاي از رؤياي خانم ف.ج، مادر م. پ)
ديشب شب قدر بود. حدود ساعت چهار صبح به خانه رسيديم و حدوداً چهار و نيم خوابيديم. دخترم [خانم م.پ] كنار من خوابيده بود. ناگهان با فرياد گفت: «اي خدا» و من بيدار شدم. خواستم آراماش كنم كه ناگهان روبروي رختخوابم هيكل مردانهاي ديدم كه ايستاده. ديدم كه اين جسم به رنگ كِرم است. انسان نبود حالت روح را داشت ولي با هيكلي مشخص. شروع به جيغ كشيدن كردم. واقعاً شوكه شده بودم و ميترسيدم. بعد از حدود يك دقيقه اين هيكل مردانه يواش يواش محو شد.
حدوداً يك روز بعد از اين اتفاق خانم ف. ج رؤيايي ميبيند كه در آن درباره مرگ… از او سؤال ميشود.
چند ماه بعد، شبِ پيش از وقوع زلزله بم يكي از آشنايان اين خانواده خواب ديگري ميبيند كه ميتوان آنرا مهر تأييدي بر دو مورد قبلي (كه چند ماه قبل ديده شدهاند) دانست. اين شخص (م.ب) ميگويد: شب (شبِ قبل از وقوع زلزله بم) ساختمانهاي سوختهاي را در خواب ديدم و با خودم [در خواب] ميگفتم اين ساختمانها قرار است فرو بريزند. چرا؟ چرا؟ و بعد سه تن از دوستان خود را ديدم كه در ماشين نشسته و به سمتي ميروند.
سه نفري كه اين اين شخص بعد از تصوير ساختمانهاي سوخته و در معرض زلزله ميبيند، همان مادر و دختر و پسري هستند كه شرح آن در دو مورد قبلي داده شد يعني خانم ف.ج و دختر و پسرش.
از ماهها قبل رؤياهاي متعددي، وقوع يك زلزله فاجعهآميز را هشدار ميدادند منتهي ذكر موارد فوق از اين جهت بود كه اين دو رؤيا و يك نشانه، بطرز جالبي همديگر را تأييد و پشتيباني ميكنند و چون هر سه مورد مربوط به يك نفر نيست اعتبار موضوع، خودبخود افزايش مييابد. به تجربه ثابت شده است كه هميشه قبل از هر اتفاق مهمي چه شخصي و چه اجتماعي يا جهاني، رؤيابينان آنرا يا نمادي واضح از آن را در رؤيا دريافت ميكنند اما گاهي، شخص بدون آنكه رؤيابين باشد و يا حداقل در مرحله رؤيابيني تثبيت شده باشد، ممكن است بصورت حتي ناخواسته از بعضي از وقايع مهم مطلع شود كه نمونه فوق از اين دسته است. اين افراد تصادفاً از موضوع اطلاع پيدا كردهاند و چنين مواردي كم نبوده است. بعنوان مثال رؤياي ديگري را از يك شخص غيررؤيابين نقل ميكنم كه در تاريخ 28/1/82 يعني 248 روز قبل از زلزله بم ثبت و ارسال شده است.
آقاي «س.ش» ميگويد: شخص بزرگي را در خواب ديدم…، به من گفته بود كه در روز فلان يك اتفاق بزرگ خواهد افتاد و آن اتفاق اين است كه همه درختان ميافتند بر روي زمين. من متوجه شدم كه وعده وقوع اين اتفاق در قرآن نيز در يك آيه آمده است [احتمالاً اشاره به سوره زلزال] روز وقوع فرا رسيد [در خواب] و ما و جمعي از بستگان در حياطي بوديم كه شبيه باغ بود و زمينها پر از درختان شبيه نخل بود [يادآور اينكه در بم، درختان نخل فراوان است و خرما كه محصول درخت نخل است يكي از نمادهاي اصلي شهر بم است] من آن موضوع [وعده اتفاق] را فراموش كرده بودم. ناگهان يكي از درختان بلند حياط از پايين تا شد و شروع به سقوط كرد و من شوكه شده بودم [در تفسير رؤيا، چون درخت از پايين به بالا ضربه ديده و سقوط كرده به معني آن است كه نيرويي از سمت زمين به آن وارد شده است نه از سمت هوا مانند طوفان و نيروي زمين عموماً بصورت زلزله وارد ميشود] و بعد ديدم همه درختان شروع به سقوط كردند و ديدم همه درختان خوابيدند و هيچ درخت ايستادهاي ديده نميشد. [طبق نمادهاي رؤيا، درختان، در اينجا ميتوانند نماد ساختمانها باشند] اين يك دگرگوني بزرگ بود. خيليها مردند و خيلي جاها آتش گرفت.
رؤياها يكي از اصليترين راههاي ارتباطي انسان با جهان اسرار شمرده ميشوند. دري كه در اكثر مردم به سختي بسته و مهر و موم شده است و با اينحال دري كه ميتوان آنرا به آرامي دوباره باز كرد و از اسرار جهانها، از آيندهها، از گذشتههاي فراموش شده، از چيزهايي كه بايد بدانيم و نميدانيم، بنا بر مصلحت الهي مطلع شد. اما نبايد با بروز يك يا چند تجربه، فوراً به اين نتيجه رسيد كه در باز شده است چون همين تلقي نادرست به بسته ماندن در كمك ميكند و باز شدن آنرا مشكلتر ميسازد. رؤياهايي كه در اين گفتار ذكر آنها رفت مربوط به اشخاص غيررؤيابين بود بنابراين ميتوان تصور كرد كه افراد رؤيابين قادرند با دقت و احاطه بسيار بيشتري از وقايع مهم و تغييرات خبر دهند. در زمانهاي قديم، رؤيابينان يكي از اركان اصلي قدرت و حكومت فرمانروايان بزرگ محسوب ميشدند. از مشهورترين گزارشهاي تاريخي كه در اينباره وجود دارد مربوط به معبد دلفي يونان باستان، كاهنان دربار فراعنه مصر، رؤيابينان امپراطوري چين و مغول ميباشد. درواقع بسياري از فرمانروايان و پادشاهان زمانهاي كهن، بدون مشورت با جهان رؤيا دست به كار مهمي نميزدند. نمونههاي مهمي از تعيينكنندگي رؤياها در كتب مقدس و من جمله در كتاب مقدس عهد عتيق نيز ذكر شده است. ما هم ميتوانيم در را باز بگذاريم تا رؤياها خبر دهند.
گردآورنده: پِريا
علم موفقیت 5
پينوشت
1) توضيحاتي كه در نامه، ارتباط مستقيمي با اين رؤيا نداشتهاند حذف شده است.
