نويسنده: مهندس علي نيازي مشوري
محقق و مدرس خلاقيت
از ديدگاهي، از نخستين گام ها براي شناختِ نحوه بازيابي خلاقيت، شناسايي خصوصيات افراد خلاق و درك چگونگي زندگي آنها ميتواند باشد. بدين صورت كه با دريافت اين شناخت، خواهيم دانست كه چه خصوصيات و ويژگيهايي را بايد درخود احياء ساخته و از آنها مراقبت نماييم تا از اين طريق خلاقيتمان در روند احياي مجدد قرار گيرد. با فهم اين شاخصهها و مراقبت از آنها در جريان زندگي روزمره بستر و مقدمات تجلي خلاقيتمان فراهم خواهد شد.
امّا شايد پرداختن به اينكه چه كسي خلاق است و به چه كسي نميتوان خلاق گفت، كار چندان سادهاي نباشد، از آن جهت كه، پاسخ گويي به اين سؤال، ارتباطي مستقيم به تعريفي دارد كه از خلاقيت ميپذيريم. تعاريف مطرح شده براي خلاقيت متفاوت و گوناگون و گاهي ضد و نقيض است و معيارهاي شناخت افراد خلاق و در نتيجه تعريف كيستيِ فرد خلاق را متغيير ميسازد؛ با اين حال در اينجا سعي شده است آنچه را كه اكثر صاحب نظران و محققان (در زمينة خلاقيت) مطرح نمودهاند، عرضه نماييم.
ابتدا بدانيم خلاق به چه معناست؟
خلاق يكي از اسامي خداوند است و به معني بسيار خلقكننده، آفريننده، آفريدگار و … در لغتنامه دهخدا معنا شده است. دراصطلاح، خلاق به كسي ميگويند كه در موقعيتهاي لازم و ضروري، در برخورد با مسائل، راهحلهايي مؤثر و كاربردي براي حل مسائل و رفع موانع ارائه مينمايد. عدهاي پا را فراتر نهاده و چنين عقيده دارند كه فرد خلاق نه تنها درموقعيتهاي مختلف، ايده ارائه مينمايد بلكه خود آستينها را بالا زده و تا عملي شدن ايدهاش كار را پيگيري ميكند. عدهاي نيز چون «رابرت ويزبرگ» از آن جهت كه خلاقيت را كاري عادي و روزمره تعريف مينمايند، عقيده دارند كه همگان در هر لحظه در حال خلاقيتاند و در نتيجه هر كسي شايستة لقب خلاق است و مسئله را اين ميدانند كه كسي فعلاًَ به خلاقيت آنها پي نبرده است. مثالي از اين مورد، افراد خلاقياند كه در طي زندگي خود كسي آنها را نشناخت و پس از مرگشان تازه به خلاق بودن آنها پي بردند؛ از جمله، وانگوگ، نقاش بزرگ، كه درفقر و گمنامي مُرد. وي را بعدها بنيانگذار سبك اكسپرسيونيسم دانستند و آثار وي، به عنوان آثاري خلاق و گرانبها به شمار آمد. ولي در زمان حياتش، كسي وي را خلاق ندانسته و به قابليتهاي هنري او توجه چنداني نشان نداد.
عبور روزمره ما از خيابان مثال ديگري در تاييد اين موضوع است كه هر كسي را ميتوان خلاق دانست. اين پندار بر اساس اين تعريف خلاقيت است كه: «خلاقيت كاري است نو كه تا به حال كسي آنرا انجام نداده است». تصور نماييد از خياباني شلوغ عبور ميكنيد و ماشينها درحال حركت هستند. كاري كه شما انجام ميدهيد هيچكس تا بهحال درجهان انجام نداده است و انجام هم نخواهد داد و حتي اگر شما دست كسي را بگيريد و با هم از خيابان عبور كنيد باز هم هيچكدام مانند هم عبور نميكنيد. در توضيح آنكه، هيچگاه ماشينهايي كه در حال عبور از خياباناند يك وضعيت توزيع ثابتي ندارند و ثانياً هيچ دو نفري به صورت يكسان از خيابان عبور نميكنند (مكثها و شروع به حركتهاي آنها با هم متفاوت است). اين، مثالِ قابلتعمقي است كه سؤالي را برميانگيزد و آن اينكه اگر همة ما خلاقيم و دائم درحال خلاقيت، پس چرا خلاقيت عدهاي به چشم ميآيد و خلاقيت عدهاي ديگر خير؟ عدهاي عنوان «خلاق» را ميگيرند و مورد تشويق و توجهاند و عدهاي ديگر خير؟ پاسخ شايد اين است كه براي درك خلاقيت و شناخت فردِ خلاق، بايد جامعه و مردم، خلاقشناس و پذيرندة خلاقيت باشند؛ بايد نگاه «خلاقبين» پيدا نمايند. مردم خلاقيتهايي را كه برايشان قابل درك و فهم است، مورد تشويق قرارميدهند و نه غير آن را. در اين نگاه هر چه اعمالي كه فرد انجام ميدهد عامالمنفعهتر ميگردد، به گرفتن عنوان «خلاق» نزديكتر ميشود؛ (البته اين تنها يكي از فاكتورها ميباشد). براساس نظريهاي ديگر، عدهاي بر اين عقيدهاند كه هر چقدر فرد دانش، مهارت و ممارست بيشتري داشته و ازحافظه قويتري بهرهمند بوده و قدرت تجزيه و تحليل مسائل را از ابعاد متنوعتري دارا باشد، احتمال بيشتري دارد كه «خلاق» باشد. اكثر صاحب نظران در زمينة خلاقيت با اين ليستِ صفات موافق بوده و آن را معياري براي اعطاء لقب «خلاق» به فرد ميدانند؛ تقريباً تمام كساني كه براي خلاقيت فرمول ارائه ميكنند.
از ديگر صفاتي كه براي افراد خلاق برميشمرند و اكثر صاحبنظران با آن موافقند عبارتند از:
1ـ داشتن تخيّل قوي
2ـ كنجكاوي فراوان
3ـ دقت خاص (دقت به مواردي كه ديگران به آنها توجه ندارند)
4ـ توانايي نوع ديگر ديدن مسائل وموضوعات
5ـ شوخطبعي و بذلهگويي (به طوركلي داراي شخصيت غيرمتعارف و غيررسمي)
6ـ توجه به زمان و وقتشناسي
7ـ اعتماد به نفس بالا و وقار
8ـ خودانگيختگي
9ـ داشتن تفكر شهودي
10ـ داشتن ظرز فكر انتقادي
11ـ نوعي شجاعت خاص در بيان آراء و نظرات خود و دفاع از آنها
12ـ پذيرنده و يادگيرنده (عاشق و آماده يادگيري و دريافت از درون و بيرون)
…
هر چقدر موردهاي بيشتري از موارد ياد شده در فرد مشاهده گردد، احتمال بروز خلاقيت در وي بيشتر خواهد بود. اين موارد در واقع همان فاكتورهاي سنجش ميزان خلاقيت افراد است. مكانيزمهايي كه براي سنجش ميزان خلاق بودن، از آنها ياد ميشود، در واقع مكانيزمهايي هستند كه از طريق آنها ميزان حضور و فعال بودن اين ويژگيها بررسي ميشوند. البته بايد دقت نمود چنانكه بيان شد حضور اين فاكتورها و خصوصيات در فرد تنها احتمال بروز خلاقيت توسط وي را افزايش ميدهد و وجود اينها دليل بروز حتمي خلاقيّت در اشخاص نيست. به هرحال هميشه استثناء وجود دارد و ممكن است بعضي از افراد خلاق اين خصوصيات را نداشته باشند. شايد به هيچوجه نتوان قبل از آنكه فرد در عمل، خلاقيتي را به خرج دهد گفت كه وي خلاق هست يا نيست، تنها ميتوان با مشاهده حضور يا عدمحضور خصوصيات افراد خلاق در وي حدس زد كه احتمال بروز خلاقيت از او زياد است يا كم.
در اينجا سؤالي مطرح ميشود و آن اينكه آيا خلاقيت، سبب بروز خصوصيات در افراد خلاق ميشود يا اين خصوصيات سبب خلاقيت ميشوند؟
جواب به اين سؤال مشكل و شايد غيرممكن است. شايد بتوان گفت كه خلاقيت و خصوصيات ياد شده لازم و ملزوم و يا علت و معلول يكديگرند و تفكيفناپذير هستند.»
عليرقم كليه خصوصياتي كه براي فرد خلاق برشمرده شد، اُشو نظر متفاوتي در مورد فرد خلاق ارائه مينمايد كه جالب توجه است؛ وي ميگويد: «خلاق كسي است كه از بينش برخوردار است. او آنچه را كه هيچكس تا به حال نديده و نشنيده، ميبيند و ميشنود و به هستي ارائه مينمايد. از نظر وي خلاق در واقع كسي است كه از خود چيزي ندارد و مجرايي بيش نيست. او نه در گذشته زندگي ميكند و نه براي آينده. او فقط در لحظه و براي اين لحظه زندگي ميكند. اين لحظه همه چيز است. او فردي است خودانگيخته. فرد خلاق باورهاي زيادي را يدك نميكشد او فقط حامل تجربههاي خويش است. فرد خلاق نميتواند راهِ رفته را طي كند بلكه بايد خود، در ميان جنگلهاي انبوه زندگي راه را بيابد؛ بايد تنها گذر كند… كسي كه چنين زندگي ميكند هر لحظه درحال خلق خواهد بود و اين همان معني واژة خلاق است.
به هر حال نظرات گوناگوني در مورد اينكه به چه كسي ميتوان «خلاق» گفت وجود دارد كه در بيشتر موارد جاي تامل دارند و اينجا به اندازة مجال، به معدودي از آنها پرداختيم. در پايان به ذكر چندين خصوصيت رفتاري افراد خلاق در زندگي روزمره اشاره مينماييم. آگاهي از اين حالات ميتواند به مديران و مسئولان در شناسايي پرسنل خلاق و به اولياء و مربيان در شناسايي كودكان و افراد خلاق كمك نمايند تا در صورت مشاهدة اين فاكتورها، اين افراد را تحت توجه ويژهتر قرار دهند:
