در مورد چيستي خلاقيت تعاريف و تعابير متعددي مطرح شده است كه هر يك به تنهايي داراي نواقصي بوده و نياز به توضيحاتي جهت كامل شدن دارند و تقريباً تعريف جامع و كاملي كه بتواند به تنهايي كليه ابعاد مطرح در اين موضوع را در خود داشته باشد, ارائه نشده است. اما اين تعاريف و تعابيري كه هر يك قسمتي از قسمتهاي مطرح در اين موضوع را بيان مينمايند, دركنار يكديگر فهم و درك قابل قبولي از چيستي خلاقيت ارائه ميدهند. از اين رو در اين شماره در راستاي تلاش جهت انتقال فهم مناسبي از چيستي خلافيت و تعريف يك عمل خلاق، به مرور به تعدادي از اين تعاريف و تعابير ميپردازيم.
ئي. پال تورنس[1] محقق و نويسندة كتابهاي خلاقيت، دركتاب «استعدادها و مهارتهاي خلاقيت و راههاي آزمون و پرورش آن» با تعابيري خلاقيت را تعريف ميكند. از جمله اين تعابير ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
خلاقيت, عميقتر كندن است.
خلاقيت, دوباره نگاهكردن است.
خلاقيت, خطزدن اشتباهات است.
خلاقيت, صحبتكردن و گوشدادن به يك گربه است.
خلاقيت, وارد آبهاي عميق شدن است.
خلاقيت, خارج شدن از پشت دربهاي بسته است.
خلاقيت, وصلكردن دوشاخه به پريز خورشيد است.
خلاقيت, ميل به دانستن است.
خلاقيت, خوشبودن است.
خلاقيت, ساختن قصرهاي شني است.
خلاقيت, آوازخواندن با نتهاي خويش است.
خلاقيت, دست دادن با آينده است.
اين تعابير زيبا, در واقع تلاشي در جهت توضيح دادن عملي است كه شايد تا بحال هيچ وقت انجام نشده و تازه پا به عرصه گذاشته و با اين ظهور خود نياز به زيبايي را رفع نموده است.
تورنس، تعاريف كاربرديتري هم در مورد خلاقيت بيان مينمايد كه در طي آنها دركي درباره فرآيندهاي موجود در خلاقيت حاصل ميآيد:
خلاقيت, ساختن قصرهاي شني و سپس ساختن قصرهاي واقعي است كه حتي از آن فوقالعادهترند.
خلاقيت, تخيل آنچه دركره ماه وجود دارد و سپس رفتن به آنجا و بهره جوئي از آن است.
خلاقيت, مطالعه كتاب 20000 فرسنگ زير درياي ژول ورن, و سپس ساختن يك شهر زيردريائي است.
خلاقيت, سير در ابرها و سپس سكونت در فضاست.
خلاقيت, درك استعدادهاي بالقوه يك كودك و سپس كمك به كودك براي به فعل درآوردن آنهاست.
خلاقيت, تشكيل تصويري از آينده و سپس حل مساله آينده است.
از تعاريف اخير چند عبارت مهم در جهت درك چيستي خلاقيت بطور مستقيم يا غيرمستقيم قابل برداشت است:
- خلاقيت, يك فعاليت است كه پس از يك تصور ذهني صورت ميگيرد.
- خلاقيت, وقتي وجود دارد كه مسئلهاي وجود داشته باشد و به روشني تبين شده باشد.
- خلاقيت, در جريان فعاليت براي حل مسئله تبين شده حاصل ميشود و بعد با پيگيري, تحقق مييابد.
- خلاقيت تا وقتي فعاليت اجرايي عينيشدن آن، انجام نشده باشد, خلاقيت ناميده نميشود و وقتي مسئله بطور عيني حل شد و حل آن مورد قبول قرار گرفت و نيز ويژه بودن آن كشف شد, خلاقيت ناميده ميشود.
اين جمله اخير بدين معني است كه هر عملي امكان دارد كه خلاق شمرده شود و حتي به صورت خاصتر, هر عملي خلاقانه است, تنها كسي پي به خلاقانه بودن آن نبرده است.
بر اساس تعاريف صورت گرفته، دريك كلام ساده، خلاقيت «متعارف» را ميتوان چنين نعريف كرد:
فرآيندي كه در طي آن يك نياز شناخته شده, تبيين شده و به شيوهاي جديد كه تقريباً تا به حال به كارگرفته نشده است, رفع شود (مسئله حل شود). بعبارت دقيقتر, آنچه به صورت متعارف به نام خلاقيت ميشناسيم, قلب فرآيندي است كه آنرا به عنوان فرآيند حل مسئله ميشناسيم. فرآيندي كه در طي آن مسئله شناخته شده، تبيين شده و به روش نويني حل گردد. اين حل مسئله به روش نوين را خلاقيت گويند.
درقديم, عمل خلاقيت را كه نتيجة انجام عمل تفكر خلاق بود, نوعي عمل پست و سير قهقرائي ميدانستند و در واقع انجام تفكر خلاق و در نتيجه ايجاد خلاقيت را سير قهقرائي در خدمت نفس بر ميشمردند. اما نظريههاي جديد, خلاقيت را بر خلاف گذشته قهقرائي نمي داند و آنرا عملي بسيار مفيد ميداند. به عنوان مثال سيلوانو آريتي[2] خلاقيت رابه عنوان «سنتز سحرآسا[3]» شرح داده است. وي عبارت «فرآيندسوم» را براي قائل شدن وجه تمايز اين فرآيند با فرآيندهاي پست (ناخودآگاه) و ثانويه (منطقي و خردگرا) بكار ميبرد و «رولامي» عقيده دارد فرآيندهاي خلاقيت غيرعقلاني نبوده بلكه فوق عقلانياند.
حال بپردازيم به اين كه: به چه كاري ميتوان خلاق گفت؟ شاخصهاي يك كار خلاق چيست؟
معروفترين شاخصة شناساننده يك كارخلاق كه اكثر افراد نيز بر آن اتفاق نظر دارند, نو و تازه بودن است. اين فاكتور در نظر عدهاي آنقدر مهم است كه شايد آن را بعنوان تنها فاكتور مشخص كنندة يك كار خلاق برشمارند. اما اين فاكتور با آنكه لازم است، اما كافي نيست چون چيزهاي زيادي وجود دارد كه نو و تازه است اما خلاقانه نيست از جمله يك خانه كه در جاي يك خانه كلنگي ساخته شده است و يا يك دست لباس جديد كه از بازار خريداري ميشود و به جاي لباس كهنه گذشته استفاده ميشود و يا هر شيء جديد كه به تازگي خريداري شده باشد.
در نتيجه علاوه بر نو و تازه بودن، فاكتورهاي ديگري را نيز بايد بررسي نمود. يكي ديگر از اين فاكتورها، موضوع تناسب و ارزش است. «استين[4]» (1974) خلاقيت را بر مبناي اين دو عامل چنين تعريف ميكند:
خلاقيت، فرآيندي است كه نتيجه آن يك كار تازهاي باشد كه توسط گروهي در يك زمان به عنوان چيزي مفيد و رضايتبخش مقبول واقع شود.
«آمابيل[5]» (1983, 1990) فاكتور ديگري را به فاكتورهاي شاخص عمل خلاق ميافزايد و اينكه عمل خلاق از طريق اكتشاف انجام ميگيرد نه از طريق الگوريتم. (الگوريتم, عمل قانونمندي است كه براي رسيدن به جواب, راه روشن و مشخص را طي ميكند در حالي كه اكتشاف راه معين و و از پيش تعيين شدهاي را تقريباً ندارد.) بر اين اساس, يك شيميدان كه زنجيرة تركيبي شناختهشده را عيناً براي تركيب تازهاي كه قبلاً نبوده طي كند كار خلاقي انجام نداده است؛ هر چند كار او مفيد و با ارزش باشد. اين در مورد هركار ديگري از هنري گرفته تا علمي نيز صادق است.
«ماير[6]» (1983) و «وايزبرگ[7]» (1986, 1995) تعريف ساده و روشني از خلاقيت ارائه دادند:
خلاقيت، توانايي حل مسائلي است كه فرد قبلاً آنها را نياموخته است.
بعبارت ديگر زماني كه فرد راه حل تازهاي را براي مسئلهاي كه با آن مواجه شده به كاربرد خلاقيت شكل گرفته است. براين اساس پاسخ ثابتي براي فردي ممكن است خلاق بوده و براي ديگري غير خلاق باشد.
بر اساس صحبتهاي بيان شده, بطور خلاصه فاكتورهاي شناسايي يك كار خلاق را چنين ميتوان برشمرد:
- نو و تازه بودن كار
- تناسب و ارزش
- داشتن حالت كشفي (مكاشفهاي) نه الگوريتمي.
در مورد خلاقيت تعابير و تعاريف نابجايي نيز وجود دارد كه بطور نادرست به خلاقيت نسبت داده ميشود و براساس آنها اعمالي را كه خلاقه نيستند، خلاق ميپندارند.
بسته به اينكه چه تعريفي از خلاقيت را پذيرا باشيم و به عنوان اصل بپذيريم، تصورات اشتباه درباره خلاقيت آشكار و درك و فهم ميشود. يكي از تعريفهاي جالب در مورد خلاقيت, تعريفي است كه «اشو[8]» ارائه نموده:
وي چنين ميگويد:
خلاقيت چيزي است كه از طريق تو آشكار ميشود؛ چيزي كه وقتي هر چه تو كمرنگتر باشي آن پر رنگتر ميگردد.
او ميگويد: شاعر كه محو شد, خلاقيت مجال بروز و ظهور مييابد. بعد او تسخير ميگردد. به تسخير در ميآيد.
او عقيده دارد: به تسخير خداوند درآمدن, يعني خلاقيت.
بر اساس اين تعريف، بسياري از فعاليتهايي كه ما خلاقيت ميدانيم, دست و پا زدني بيش نخواهد بود. به عنوان مثال سازندگي, توليد و اختراع و حتي كشف، چون در كشف هم باز رد پايي از كاشف وجود دارد در صورتي كه خلاقيت زماني است كه تو فقط هستي, همين. در اين حالت است كه خداوند اگر خواست و از طريق تو آشكار شد, آنچه آشكار شده است خلاقيت است و تو به يمن اين آشكاري ممكن است از طرف ديگران خلاق ناميده شوي و باز خود تو ميداني كه اين تو نبودي كه چنين شده است.
عدهاي مهارت داشتن در يك كار را شرط خلاق شدن و خلاقيت داشتن ميدانند و تقريباً مهارت را بستر و حتي مساوي با خلاقبودن ميدانند و آنچه را كه يك ماهر انجام ميدهد خلاقيت ميپندارند در صورتي كه ممكن است ماهر بودن شرط لازم باشد ولي كافي نيست. خلاقيت چيزي است كه در بيعملي در اوج عمل, آشكار ميگردد.
بر اساس اين ديدگاه, خلاقيت تنها در كارهاي علمي و تحقيقاتي و يا هنري رخ نميدهد بلكه حتي شستشوي كف زمين, البته اگر آن را عاشقانه و با تمامي وجود انجام دهيم, چيزي از طعم خوش زندگي را خواهيم چشيد كه بسيار به خلاقيت نزديك است.
به طور خلاصه, تعريفهايي كه از خلاقيت (توسط صاحبنظران) ارائه شده است را چنين ميتوان تقسيمبندي نمود: بعضي از تعريفها, ويژگيهاي شخصيتي افراد را محور قرار داده و بعضي ديگر بر اساس فرآيند خلاق و تعريفهاي ديگر بر حسب محصول خلاق به خلاقيت نگريستهاند. از جمله افرادي كه بر حسب شخصيت به خلاقيت مينگرد «گيلفورد[9]» (1950) است. او معتقد است خلاقيت مجموعهاي ازتواناييها و خصيصههاست كه موجب تفكر خلاق ميشود. (از جمله توانايي نوع ديگر ديدن, دقت, كنجكاوي, پيگيري و…)
عدة زيادي به خلاقيت براساس محصول توجه نمينمايند. به طور مثال «گيزلين[10]» (1954) معتقد است: خلاقيت ارائه كيفيتهاي تازه از مفاهيم و معاني است.
«تايلور[11]» (1988) معتقد است: خلاقيت يعني شكل دادن به تجربهها در سازمانبندي تازه.
تا به حال در مفاهيم و تعاريفي كه از خلاقيت ارائه شده بُعد اجتماعي خلاقيت در نظر گرفته نشده بود. امروزه عده زيادي ازمحققان و متخصصان اعتقاد دارند ما نميتوانيم خلاقيت را بدون توجه به زمينههاي اجتماعي نظر بياندازيم.
«سيكرنتمي هالي[12]» (1989) ميگويد: ما نميتوانيم به افراد و كارهاي خلاق جدا از اجتماعي كه در آن عمل ميكنند بپردازيم, زيرا خلاقيت هرگز نتيجه عمل فرد به تنهايي نيست.
در مطالعهاي «آمابيل» و همكارانش (1988) به اين نتيجه رسيدند كه محيط عامل برجستهاي از مسائل فردي است.
در مطالعه ديگري, «هنسي[13]» و آمابيل (1989) ميگويند: تحقيقات ما نشان داده است عوامل اجتماعي و محيطي نقش اصلي را در كار خلاق ايفا ميكنند.
نتيجه حاصل از همة اين تعاريف بيان شده، ميتواند بيانگر اين واقعيت باشد كه به خلاقيت نميتوان با تمركز بر يك بُعد نگاه كرد. بُعد فردي, محيطي, فرآيندي و محصولي به تنهايي نميتواند بيانگر ماهيت خلاقيت باشد، بلكه همراه با آنها ما نياز داريم به نظام اجتماعي خلاق.
بنابراين خلاقيت مجموع عوامل شخصي, فرآيند و محصولي است كه در يك محيط اجتماعي در حال تعامل هستند.
مهندس علي نيازي مشوري
محقق و مدرس خلاقيت
علم موفقیا شماره 2
منابع:
1ـ كتاب استعدادها و مهارتهاي خلاقيت و راههاي آزمون و پرورش آنها از دكتر ئي پال تورنس، ترجمه دكتر حسن قاسم زاده.
2- كتاب ماهيت خلاقيت و شيوههاي پرورش آن از دكتر افضل السادات حسيني
3ـ كتاب خلاقيت اشو ترجمه خانم مرجان فرجي
[1] E. Paul Torrance
[2] Silvano Arieti
[3] magic synthesis
[4] Stein
[5] Amabile
[6] Mayer
[7] Weisberg
[8] Osho
[9] Guilford
[10] Ghiselin
[11] Taylor
[12] Cikzentmihalyi
[13] Hennessey
