خلاصه قسمتهاي گذشته
در شمارههاي قبل ، چهار پرسش مهم و کليدي جهان پرسشها مطرح شد. اين چهار پرسش، ساختار (اسکلت) اصلي جهان پرسشها را تشکيل ميدهند. کسي که که بر اين چهار پرسش تسلط يافته و توان به کار گيري آن ها را داشته باشد ميتواند بر بسياري از مسائل در زندگي خود فايق آيد. پرسشهاي چهارگانه عبارتند از:
من کيستم؟ در نقش فرمانروا
بهترين کدام است؟ در نقش نايب فرمانروا
يعني چه؟ در نقش فرزانه خردمند
وضعيت از چه قرار است؟ در نقش فرمانده
ساير شخصيتهاي جهان پرسشها متأثر و برگرفته از اين چهار پرسشاند ولي با توجه به ميزان اهميت، آنها را به صورت جداگانه مورد بررسي قرار ميدهيم.
«بهترين كدام است؟» چگونه كارهايش را به بهترين شكل انجام مي دهد؟ او بر كاري كه مي خواهد انجام دهد اشراف و آگاهي دارد و ابعاد گوناگون آن را مي شناسد. مي داند چه كساني در آن دخيل هستند و بر روش هاي هماهنگ كردن آن تسلط دارد.
«بهترين كدام است؟» چگونه بر كار خود، اشراف و تسلط پيدا مي كند؟ عدم اشراف و تسلط بر امور ناشي از ابهام، آشفتگي و پيچيدگي است. زدودن ابهامات با آگاه شدن و رفع آشفتگي و پيچيدگي ونيز با نظم و طبقه بندي، ميسر مي شود. به بيان ديگر بايد از طريق آموختن بر ناداني و ناتواني توفق يافت.
مهمترين چيزي که لازم است هرکس بياموزد چيست؟ مطالب بسياري را ميتوان فراگرفت و بعضي از اين مطالب بسيار جذاب هستند. ولي آيا لازم است که همه اين مطالب را آموخت؟ پاسخ منفي است. بهتر است هر كس، مطلبي را فراگيرد که بدان نيازمند است و با يافتن پاسخ آن، بخشي از زندگياشرا تکامل ميبخشد. هر آموختنياي سودمند نيست، بلکه تنها آنچه که به عمل در ميآيد سودمند است. بنابراين بهتر است هر پرسش ببيند که چه مسئوليتي دارد و در راستاي انجام مسئوليت خويش لازم است چه چيزي را بداند. اگر وقت و زمان صرف فراگيري مطلبي شود که کمکي به انجام مسئوليت نميکند، زمان به هدر رفته است.
چگونه ميتوان آن چه را که بدان نيازاست فرا گرفت؟ براي آموختن، راههاي بسياري وجود دارد ولي در همه اين راهها، اولين گام يکي است و آن اينکه مجهول چيست. شناخت مسئوليت، يکي از دستاوردهاي سؤال «من کيستم؟» است که قبلاً بدان اشاره شد. حال فهم اين موضوع لازم است که اين مسئوليت چگونه انجام ميشود و آيا کيفيت انجام مسئوليت راضي کننده است يا خير. اگر کافي نيست بايد ديد که براي اجراي مسئوليت به شکلي راضي کننده چه مطالبي را بايد آموخت.
کدام پرسش منجر به طي گام اول آموختن ميشود؟ «چه چيزي را نميدانم؟» منجر به آگاهي از وضعيت خويش ميشود. با آگاهي از وضعيت خويش و شناخت از مسئوليت، ميتوان فهميد که مجهول چيست. مجهولات نقاط تاريکاند ولي براي گذر از تاريکي لازم نيست که همه تاريکيها را روشن کرد. تنها روشن کردن آن قسمت از مسير که منجر به خروج ميشود کافي است. يک رانندهاتومبيل، در شب نياز ندارد که همه محيط اطراف خود را روشن نمايد. بلکهلازم است که آن محوطهاي از جاده را که پيش روست روشن نمايد که عمق اين محوطه هم خيلي زياد نيست، و در حدي است که راننده براي عکسالعمل به موقع بدان نياز دارد.
«چه چيزي را نميدانم؟» چه نقشي را در جهان پرسشها دارد؟ اين پرسش نقش يادگيرنده را دارد. يادگيرنده با تکيه بر اين سؤال مطالب بسياري را خواهد آموخت و تبديل به دانايي بزرگ خواهد شد. «چه چيزي را نميدانم» منجر به افزايش هوشياري و ميل به مشاهده و تعمق در خويش ميگردد.
درقسمتهاي آينده به پرسشهاي ديگري از اين جهان شگفت انگيزميپردازيم
مهندس حمیدرضاهمتی
