مهندس حميدرضا همتي
شهاب شَعري مقدم
در زمانهاي دور، ارتباط بين حکمرانان و مردم، چندان سخت و پيچيده نبود. يک حاکم بود و يک دربار نسبتاً کوچک و خيل عظيم جمعيت. حاکمان، معمولاً توجهي به نظر مردم نداشتند و آنها را مايملک خود ميدانستند.
با توسعه جوامع، ديوانهاي حکومتي شکل گرفتند و دولتها پا به عرصه ظهور نهادند. امروزه اکثر دولتهاي دنيا با رأي مستقيم و غيرمستقيم مردم شکل ميگيرند و حکومتها به آرا و نظرات مردم توجه دارند.
از بعد از جنگ جهاني دوم و با توسعه روزافزون جوامع، فاصله بين حکومت و مردم گسترش يافت بهطوريکه نقش مردم در عملکرد دولتها تنها در زمان انتخابات بارز ميشد. به اين دليل، مجموعهاي از نهادهاي مدني مياني مابين مردم و حکومتها به وجود آمد که آنها را سازمانهاي غير دولتي (NGOs)1 يا تشکلهاي مردمي نام نهادند. اين نهادها که فعاليتهايي مستقل، منعطف، دموکراتيک و غيرانتفاعي دارند، نقش قابل توجهي را در جامعه بر عهده دارند.
بخش اطلاعات اجتماعي سازمان ملل، تشکل مردمي را يک گروه داوطلبي در سطح محلي، ملي يا بينالمللي ميداند. مطابق اين تعريف، NGO ها با انگيزه مشترک اعضاي آن در زمينههايي نظير ارائه خدمات، فعاليتهاي انساندوستانه، ترغيب مردم به شراکت در سياستگذاريها و . . . به فعاليت مشغولند.2
تشکلهاي مردمي در کشور ما يک تجربه نسبتاً جديد بوده و مانند هر تجربه جديد ديگري ممکن است از سوي خطرات متعددي تهديد شوند. از جمله خطراتي که در کمين تشکلهاي مردمي است ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
– تبديل شدن به يک بنياد خيريه
– تبديل شدن به ابزاري در دست دولت
– تبديل شدن به پيمانکار دولت
– دچار سياست زدگي شدن
– تبديل شدن به پايگاه کشورهاي بيگانه جهت نفوذ و کسب اطلاعات
ماهنامه علم موفقيت در نظر دارد براي افزايش آگاهي گردانندگان تشکلهاي مردمي جهت حضوري هرچه مؤثرتر و سازندهتر در جامعه، به معرفي انجمنهاي معتبر بينالمللي بپردازد. بدين طريق، ميتوان از تجربيات مثبت آنها سود جست و از حرکتي مبتني بر «سعي و خطا» فاصله گرفت.
لازم به ذکر است که معرفي اين نهادهاي بينالمللي به معني تأييد آنها نيست و لازم است که در الگوبرداري از آنها هوشيارانه عمل کرد و به شرايطي که اين نهادها در آن عمل ميکنند و شرايط کشور ما توجه شود.
معرفي
در سال 1971، گروه کوچکي از پزشکان فرانسوي که بيشتر آنها با صليب سرخ بينالمللي همکاري داشتند، به منظور تشکيل يک سازمان مستقل غيرنظامي و غيردولتي در کمکرسانيهاي پزشکي، از صليب سرخ، جدا شدند و بدين ترتيب، «گروه پزشکان بدون مرز»3 در فرانسه تأسيس شد. اينک MSF از يک گروه کوچک به يک سازمان بينالمللي تبديل شده و در 18 کشور جهان، شعبه دارد که بيش از دو هزار متخصص در امور پزشکي بهطور داوطلبانه با آن، همکاري ميکنند. گروه پزشکان بدون مرز، تاکنون بهخاطر فعاليتهاي بشردوستانه خود، جوايز متعددي کسب کردهاند که در ميان آنها، نشان صلح نوبل سال 1999 نيز به چشم ميخورد. آنها با اين ديدگاه گردهم آمدهاند که نياز انسانها به مراقبتهاي پزشکي و بهداشتي، نبايد تحت تأثير عواملي نظير نژاد، مذهب، اختلافات سياسي و ملي قرار گيرد. دکتر کوچنِر4 که از مؤسسين اصلي سازمان بوده است ميگويد: «رنج انسانها متعلق به کيست؟ به خودشان؟ خانوادهشان و يا همه انسانها؟ پاسخ من، همه انسانهاست.»
پيش از تشکيل سازمان پزشکان بدون مرز، کمکهاي پزشکي به نيازمندان، تنها توسط سازمان صليب سرخ بين الملي انجام ميگرفت اما در نظر دکتر کوچنِر، فرآيندهاي قانوني چنين کمکهايي با موانعي روبهرو بود که کمکرساني را کُند ميکرد و يا به تأخير ميانداخت. بنابراين، او نياز به تأسيس يک سازمان مستقلتر و انعطاف پذيرتر را احساس کرد. دکتر کوچنِر معتقد است که در چنين مواردي، نبايد منتظر طي مراحل قانوني بود.
مأموريتها
اولين مأموريت گروه پزشکان بدون مرز، در زلزله 1972 نيکاراگوئه بود. مأموريت مهم بعدي آنها که اولين مأموريت بلند مدت پزشکي گروه نيز بود، مربوط به وقوع طوفان 1974 در هندوراس بود. گروه پزشکان بدون مرز در اواسط دهه 1970، بخشي از مراقبتهاي پزشکي را براي آوارگان ويتنام و کامبوج در تايلند، تأمين ميکردند. از ساير مأموريتهاي مهم آنها ميتوان به زمان وقوع قحطي و خشکسالي در اتيوپي(5) و سودان، جنگ افغانستان با شوروي سابق، زمينلرزه 1985 السالوادور، زلزله 1988 ارمنستان، جنگ داخلي در رواندا(6)، فاجعه جنگ داخلي در بوسني(7) و جنگ چچن اشاره نمود. اين گروه، تيم پزشکي خود را براي کمک به آسيبديدگان زمينلرزه اخير در بم هم ارسال کرده است.
مديريت بحران
MSF به منظور به حداقل رساندن زمان تأمين احتياجات پزشکي براي نيازمندان فاجعههاي گسترده انساني، کيتهايي حاوي تجهيزات از قبل آماده شدهاي را تهيه کرده که تنها ظرف چند ساعت از زمان بروز فاجعه، قابل ارسال به منطقه است. امروزه اين کيتهاي پزشکي، به عنوان يک الگو از سوي بسياري از سازمانهاي امداد، مورد استفاده قرار ميگيرد. علاوه بر آن، سازمان پزشکان بدون مرز، براي تسريع عمليات، چهار مرکز لجستيک را واقع در اروپا، شرق افريقا، امريکاي مرکزي و شرق آسيا تدارک ديده است. وجود اين مراکز لجستيک، به MSF امکان ميدهد که حداکثر ظرف مدت 24 ساعت، هواپيماهاي حامل تجهيزات لازم را به منطقه، ارسال نمايد.
ورود به يک پروژه جديد
در هنگام وقوع يک فاجعه انساني در منطقهاي از جهان، ابتدا يک تيم متشکل از اعضاي متخصص و باتجربه MSF به منطقه، اعزام ميشوند. آنها ابعاد فاجعه، احتياجات پزشکي و غذايي، وضعيت امنيت منطقه، موقعيت جغرافيايي و پتانسيلهاي حمل و نقل و ارتباطات محلي و توانمنديهاي موجود در منطقه را ارزيابي ميکنند. گزارش نهايي به همراه پيشنهادات تيم بررسي به يکي از دفاتر مرکزي بخش عمليات MSF ارسال ميشود. MSF داراي 5 دفتر مرکزي عمليات در شهرهاي پاريس، بروکسل، آمستردام، ژنو و بارسلون است که مسئوليت اصلي اجراي عمليات را بر عهده دارند. در آنجا، تصميم نهايي براي اعزام گروه به منطقه و نيز توالي مراحل عمليات، ترکيب تيم اعزامي و تجهيزات مورد نياز، مشخص ميگردد.
مديريت پروژه
تيمهاي عملياتي MSF در منطقه، اغلب ترکيبي از 4 تا 12 نفر اعضاء داوطلب سازمان هستند که با حدود 200 نفر اعضاي محلي، همکاري ميکنند. بدين ترتيب، اعضاي MSF بيشتر نقش راهبرد عمليات و آموزشهاي تخصصي را برعهده دارند. همکاران محلي، با شناختي که از منطقه و وضعيت اجتماعي و فرهنگي آن دارند، به MSF کمک ميکنند. تيم راهبرد، متشکل از هماهنگ کنندههاي امور پزشکي، لجستيک و مالي است. اين تيم، معمولاً از همکاري يک مدير مشخص شده از سوي کشور فاجعه زده نيز بهره ميبرد. تيم عمليات، بهطور منظم، گزارشات خود را به دفاتر مرکزي بخش عمليات MSF ارسال ميکند. چنانچه در يک کشور، بيش از يک پروژه در حال اجرا باشد، هر پروژه، يک هماهنگ کننده مجزا خواهد داشت.
اتمام يک پروژه
پس از احياء زيرساختارهاي پزشکي و بهداشتي در منطقه، MSF به مرحله تکميل پروژه وارد ميشود. اين مرحله معمولاً وقتي است که کارهاي ضروري به پايان رسيده و زمان انجام برنامههاي ميان و بلند مدت بازسازي در منطقه، فرا رسيده است. عموماً در اين فاز، کل پروژه يا بخشهايي از آن به سازمان ديگري تحويل داده ميشود.
تأمين نيازهاي مالي
سازمان پزشکان بدون مرز، به منظور حفظ استقلال و انعطافپذيري خود تا حد امکان، به کمکهاي مردمي متکي است. اما بخشي از نيازهاي مالي سازمان نيز از طريق سازمانهاي بينالمللي، مؤسسات غير انتفاعي، شرکتها و نيز کمکهاي دولتي برخي کشورها تأمين ميگردد.
برنامهها
علاوه بر کمک در زمان وقوع فجايع انساني، MSF در مواردي نظير آموزش، تغذيه، توزيع دارو و تجهيزات پزشکي، گردآوري اطلاعات بهداشتي، تأمين آب آشاميدني سالم، واکسيناسيونهاي گسترده، بازسازي و تجهيز بيمارستانها و . . . نيز به کشورهاي متقاضي، کمک ميکند.
MSF اخيراً فعاليت گستردهاي را براي مبارزه با بيماري اِيدز در افريقاي جنوبي آغاز کرده است. حاصل اين تلاش، ارزان شدن داروهاي ضد ويروس اِيدز در افريقاي جنوبي به ميزان 90 درصد بوده است.
برطبق اساسنامه اين سازمان، عضويت در آن، داوطلبانه بوده و اعضا لازم است آگاهانه، ريسکها و خطرات مأموريتهاي اين سازمان را بپذيرند. دکتر کوچنِر، اعضاء اين تشکل مردمي را به مبارزان تشبيه ميکند. او ميگويد: «ما در آغاز هزارهاي جديد، به عنوان يک پزشک، يک داوطلب و يک مبارز، در حال ايجاد ديدگاهي نو و تازه در جهان هستيم.»
پينوشت
1) Non-Governmental Organization
2) Department of Public Information (DPI) از زيرمجموعههاي سازمان ملل است.
3) (MSF) Médecins Sans Frontières
4) Bernard Kouchner برنارد کوچنِر که متولد 1939 است داراي مدرک دکتراي پزشکي است. او تا کنون، مشاغل مهم و متعددي داشته است که وزارت بهداشت فرانسه يکي از آنهاست. وي مابين سالهاي 1999 تا 2001 نيز نماينده موقت سازمان ملل در کوزوو بود. دکتر کوچنِر بهخاطر فعاليتهاي انساندوستانه سفرهاي زيادي داشته است. او چنين فعاليتهايي را در ويتنام، سومالي و السالوادور هدايت نموده است. علاوه بر اين کشورها، کوچنِر براي انجام وظيفهاي که بر دوش خود حس ميکند، به کامبوج، تايلند، اوروگوئه، پرو، گواتمالا و هندوراس هم سفر کرده است.
5) قحطي سال 1984 در اتيوپي، منجر به مرگ صد هزار نفر شد.
6) Rwanda . در جنگ داخلي 1994 در رواندا، حدود هشتصد هزار نفر، کشته شدند.
7) ما بين سالهاي 1992 تا 1995، حدود ده هزار نفر در منطقه سارايوو در بوسني و هرزگوين، کشته شدند.
منابعي براي مطالعه
براي کسب اطلاعات بيشتر در مورد سازمان پزشکان بدون مرز، به وِب سايت رسمي آن به آدرس http://www.msf.org مراجعه نماييد.
