ارتباط زنان و مردان در محيط كار
ترجمه و تأليف : مريم مداح
برگرفته از كتاب : «چگونه در محل كار به آنچه ميخواهيم برسيم» – نوشته جان گري
زندگينامه جان گري(1 )
دكتر جان گري داراي مدرك خانواده درماني، مشاور سردبير مجله «خانواده»، عضو انجمن بينالمللي «مشاوران ازدواج و خانواده» و عضو انجمن «مشاوره آمريكا»، متخصصي با آوازه بينالمللي در زمينه ارتباطات و روابط افراد است. هدف وي كمك به زنان و مردان در درك و احترام گذاشتن به تفاوتهايشان است. جان گري به مدت بيش از سي سال سمينارهاي عمومي و خصوصي را براي هزاران نفر برگزار كرده است. او در كتابها، نوارهاي صوتي و تصويري و سمينارهايي كه بسيار نيز تحسين شدهاند با ارائه ديدگاههاي كاربردي و تكنيكهاي ساده ارتباطي كه به راحتي براي غني سازي روابط قابل اجرا هستند، الهامبخش مخاطبان بوده است.
جان گري سخنراني محبوب است: در برنامههاي راديويي و تلوزيوني شركت ميكند و درباره كارش توضيح ميدهد. او در برنامههاي معروف تلوزيوني حضور يافته است.
جان گري به مدت نه سال، زندگي رهباني داشته كه به وي كمك كرده است در مورد انزوا و آرامش بيشتر بداند. او سالها نزد «ماهاريشي ماهش يوگي» به تحصيل پرداخته و مدرك كارشناسي ارشد خود را در زمينه «هوش خلاق» از دانشگاه تحقيقاتي اروپايي ماهاريشي دريافت كرده است. او در سال 1982 دكتراي خود را در زمينه «روانشناسي و جنسيت» از دانشگاه Columbia Pacific اخذ نمود. معروفترين كتاب او كه به فارسي نيز ترجمه شده است، «زنان ونوسي و مردان مريخي» ميباشد.
پيشگفتار
محيط دروني يك سازمان و نحوة ارتباط بين خانمها و آقايان در محيط كار، نمودي از مسائل روانشناختي و خصوصيات شخصيتي است. بايد قبول كرد كه شناخت افراد كار آساني نيست و خانمها و آقايان براي دستيابي به اين منظور به حوصلهاي فراوان نيازمندند. تسلط بر خويشتن براي آنها ضرورت دارد و خوب است در جهت وقوف بر نقاط ضعف و قوت خويش گام بردارند. سرشت افراد متفاوت است و منشأ ويژگيهاي رفتاري متفاوت. خصوصياتي نظير «اجتماعي بودن»، «سخت كوشي»، «سرعت عمل» و «درونگرايي» يا «برونگرايي» در رفتار خانمها و آقايان، در محيط كار نمود بارزي مييابد و گاهي نيز شباهتهاي فراواني بين ويژگيهاي شخصيتي آنان به چشم ميخورد. در نتيجه، بين آنها ارتباط و همدلي قابل توجهي چه در مورد مسائل كاري و چه زندگي خصوصي به وجود ميآيد و البته گاهي هم به عكس، نيروها به جاي جذب يكديگر حالت دافعه ميگيرند.
بنابراين بهتر است هر يك به تنهايي طرف مقابل را درك كنيد. همان طور كه در محيط خانه، اطرافيان خود را درك ميكنيد، همين شيوه را نيز در محيط كار خود الگو قرار دهيد و محيطي سرشار از صميميت و يكرنگي به وجود آوريد تا در فضايي دلچسب، ساعاتي از زندگي خود را با تفاهم و دوستي سپري سازيد. گاهي اوقات با وقت گذاشتن براي صحبت و برقراري ارتباط، فضايي براي همكاري و حمايت دو جانبه ايجاد كنيد. ايجاد زمينه براي گفتگو دربارة پارهاي مسائل كه حتي به ظاهر نامربوط به نظر ميرسند، زياده روي به شمار نميرود بلكه در كمال ناباوري گامي ارزنده در پديد آوردن احساس نزديكي و درك متقابل به شمار ميآيد.
بياييد تفاوتهايمان را به خاطر بياوريم
آقاي «كوشا» بابي حوصلگي به حرف هاي خانم «دوستدار» گوش ميداد و در اين فكر بود كه : «بالاخره كي ميخواهد سرِاصل مطلب برود، وقتم را تلف كرد و فكر هم نميكنم بتواند به نتيجهاي برسد» و مترصد فرصتي بود تا حرفش را قطع كند. از طرفي خانم «دوستدار» با رنجشي آشكار در حال توضيح مطلب بود و فكر ميكرد «بهتر است به جاي اين كه ساعتش را نگاه كند به حرفهاي من گوش كند».
بالاخره آقاي «كوشا» حرف خانم «دوستدار» را قطع كرد، ادامه صحبت را به زماني نامعلوم موكول كرد و به سراغ كار خود رفت. خانم «دوستدار» هم با عصبانيت به اتاقش رفت و در را محكم بست؛ در حالي كه خودش را براي ادامه كار در اين شركت سرزنش ميكرد.
آيا تا به حال از خود پرسيدهايد چرا چنين مسائلي روي ميدهد؟ چرا با وجودي كه افراد فكر ميكنند كه منظور خود را واضح بيان ميكنند اما در نهايت با بيتوجهي و كجفهمي طرف مقابل روبهرو ميشوند؟ فهميدن حرف يكديگر گاهي بسيار مشكل به نظر ميرسد، گويي از دو سياره متفاوت آمدهاند و يا در زمان متفاوت حرف ميزنند. بله همين طور است؛ زنان و مردان تفاوتهاي بسياري دارند و به زعم «جان گري» زنان از ونوس و مردان از مريخ هستند؛ با ويژگيهاي متفاوت كه ميتواند منشأ بسياري از اختلافات و سوء تفاهمها باشد. گاهي پيامد اين تفاوتها چنان است كه برقراري ارتباط بين دو طرف را به كلي مختل ميكند.
زن و مرد در هيچ مكاني بيشتر از محل كار با هم مشكل پيدا نميكنند. مردان و زنان نه تنها از دو سياره متفاوتند و به زبان متفاوت سخن ميگويند، بلكه حتي از اين نكته، آگاهي نيز ندارند. و همين مسئله، سبب بروز مشكلات بزرگ و كوچك ميشود. آنها فكر ميكنند به يك زبان صحبت ميكنند، اما گرچه واژهها و عبارات، يكسان است ولي مفهوم آنها ميتواند كاملاًَ متفاوت باشد و حسي متفاوت القأ كند. عدم درك اين تفاوتها در نحوه بيان مقصود و احساسات، منشأ سوء تعبيرها، رنجشها و دلزدگيهاي بسيار در محل كار است. زن با رفتار مرد دچار اين شبهه ميشود كه او تا چه اندازه خودخواه و بيتوجه است و مرد با رفتار زن به غلط چنين نتيجه ميگيرد كه او ناتوان و نالايق است و در نتيجه هر دو از يكديگر سلب اعتماد ميكنند.
مسئله اين نيست كه مردان و زنان به ذات يا به عمد نسبت به جنس مخالف تبعيض قائل ميشوند بلكه دربيشتر موارد ريشه مسئله، ناتواني در درك زبان يكديگر است كه عامل بسياري از بيعدالتيها درمحل كار ميشود. درگذشته زنان و مردان در دو محيط كاملاًَ جدا كار ميكردند و بين مشاغل آنها خط مرز پررنگي وجود داشت. اما امروزه هر دو كنار يكديگر هستند و حتي زنان در پستهاي كليدي و رده بالا به فعاليت مشغولاند. اما اين مسئله، خود باري است بر دوش مردان و زنان. اگر افراد نتوانند درك صحيحي از ويژگيهاي فردي و جنسيتي يكديگر داشته باشند، نارضايتيشان از شغلي كه دارند، افزايش يافته و كارآييشان كاهش مييابد.
با آگاهي و درك بيشتر از شيوههاي متفاوت برقراري ارتباط، زنان و مردان ميتوانند به صورت گروهي و در كنار هم فعاليت كنند و به جاي اينكه در برابر يكديگر مقاومت نشان دهند و يا يكديگر را تحمل كنند، ازديدگاههاي متفاوت هم بهرهمند شوند. تعبير صحيح از رفتار يكديگر خودبهخود به هماهنگي منجر ميشود و حياتي نو در كالبد فضاي كار دميده خواهد شد.
يكي از تفاوتهاي اصلي شيوه ارتباطي زنان و مردان، اين است كه مردان وظيفهگرا و زنان رابطهگرا هستند. درمحيط كار، هدف مردان از برقراري ارتباط، دراصل، انجام دادن وظايف محوله، حل مسائل و يا تبادل اطلاعات براي حل مسائل است. درحالي كه زنان مقاصد ديگري را نيز مدنظر دارند مانند آزاد ساختن تنشهاي دروني، ايجاد احساس بهتر، ايجاد الفت جهت تقويت روابط و نيز برانگيختن خلاقيت و كشف ايدههاي جديد. چنين تفاوت سادهاي منجر به كجفهمي و سوء تعبيرهاي فراوان ميشود، اگر هر دو جنس از اين تفاوت آگاه باشند، به راحتي ميتوانند توجه، احترام و اعتماد يكديگر را جلب كنند و در ضمن بدانند كه در ديد جنس مخالف چگونه به نظر ميرسند.
مسئلهاي كه دربالا به آن اشاره شد، هنگام صحبت كردن نيز صدق ميكند. در محل كار، هدف مردان از صحبت كردن، بيشتر حل مسائل يا جمعآوري اطلاعات براي حل مسائل است. آنها وقتي ميخواهند مقصود خود را بيان كنند از حداقل واژهها استفاده ميكنند و بدون حاشيه رفتن، مستقيم به اصل مطلب ميپردازند؛ چرا كه براي آنان «وقت طلاست». اين روشي است كه در بين مردان نوعي توانايي محسوب ميشود. استفاده زياد از واژهها يا ايدههاي نامرتبط، اتلاف وقت است و به هر قيمتي كه شده از مكث بيش از حد بر روي مسئله و يا نشان دادن ترديد، اجتناب ميشود. آنها مطمئن هستند كه بدين طريق از احترام همكاران مرد خود در محل كار برخوردار خواهند شد. اما آنچه نميدانند اين است كه در برخورد با زنان كاربرد چنين روشي به ضررشان است و بسيار محتمل است كه در جلسات و در مواجهه با مشتريان، همكاران، كارمندان و يا مديران زن، حمايت و اعتمادي را كه لازم است به دست نياورند.
در مورد زنان، مسئله متفاوت است. آنها نيز به اندازه مردان در حل مشكلات توانا هستند اما شيوه ارتباطيشان چنان است كه سبب ميشود مردان در تواناييهايشان ترديد كنند. زنان از واژهها نه تنها براي بيان منظور خود و يافتن يا ارائه راهحل، بلكه براي بيان احساس خود نيز سود ميجويند. آنها به طور طبيعي ميل دارند اطرافيان را در آنچه فكر ميكنند، سهيم كنند. اين شيوه رفتاري در بين زنان بسيار مورد قبول است، عاملي براي ايجاد ارتباط و جلب كنندة حمايت است. اما در بين مردان همچون زنگ خطر است زيرا فكر ميكنند فرد مورد نظر، از توانايي خويش در حل مسئله پيشآمده، مطمئن نيست.
روش تدريجي زنان در بيان نكته مورد نظر و نه طرح مستقيم آن، از ديدگاه مردان، نشانه عدم لياقت و كارداني است. در مقابل، وقتي مردي خيلي مستقيم وارد موضوعي ميشود، زن به اشتباه تصور ميكند، او عصباني است يا به وي اهميت نميدهد، در نتيجه، اين رفتار را به خود ميگيرد و نشانه بياحترامي ميداند، چرا كه در سياره خودش، وقتي زني عصباني است يا از كسي خوشش نميآيد، مختصر صحبت ميكند.
اگر مردان و زنان بتوانند اين تفاوت هاي ساده را درك كنند خواهند فهميد كه چرا در مواقعي به نظر ميرسد طرف مقابل به حرف آنها گوش نميدهد يا تعبير نادرستي از مطالب بيان شده دارد.
بياييد تفاوتهايمان را به خاطر بياوريم
در شمارههاي آينده به بخشهاي ديگري از تفاوتهاي زنان و مردان خواهيم پرداخت.
پينوشت:
1) John Gray
