متخصصان طراحي استراتژي سازمان معتقدند بيشترين بازگشت‌هاي سرمايه، زماني حاصل مي‌شود كه بر يك استراتژي خاص تمركز شود، تعهد كامل به آن وجود داشته باشد و تمام منابع بر همان اساس بسيج شوند. زمانيكه به گذشته شركت‌هاي موفق جهان نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه اغلب آنها نیز از همين روش استفاده كرده‌اند.

 

اما سرمايه‌گذاري صرف بر فرصتهاي بزرگ تنها شانس رويارو شدن با فاجعه عظيم را ببار مي‌آورد! همانطور كه مايكل رينور در پارادوكس استراتژي مي‌گويد: «از آنجاييكه دنياي واقعي در بازارهاي رقابتي و عمومي مملو از ناشناخته‌هاست، همان تعهد و توجهي كه مي‌تواند بيشترين بازگشت سرمايه را به ارمغان بياورد، مي‌تواند زمينه‌ساز بروز شكست باشد.» رينور معتقد است كه صاحبان مشاغل مي‌خواهند مطمئن شوند كه آيا «توانايي پيگيري استراتژي‌هاي مختلف را دارند يا خير»… اما اين امر به چگونگي حل ابهامات مهم در آن مشاغل بستگي دارد. وي همچنين پيشنهاد مي‌دهد كه مدير عاملان شركتها نه تنها بر نتايج نهايي بلكه بر مديريت ابهام نيز تمركز كنند.

 

يك قرن پيش، اندرو كارنگي اين توصيه را مطرح كرد: «براي انجام هر كار انرژي، افكار و سرمايه خود را يكجا جمع كنيد. يك مرد عاقل تمام تخم‌مرغ هايش را در يك سبد مي‌گذارد اما تمام سعي خود را براي مراقبت از آن بكار مي‌گيرد.» اما البته بايد مراقب باشيد سبدي كه از آن مراقبت نموده و تمام توجهتان را صرف آن كرده‌ايد، اشتباهاً انتخاب نكنيد.