ترجمه: سامي فرش‌فروش

 

سه وظيفه اصلي و کليدي

هيچ سازماندهي مصون از تغييرات نيست.

براي برآمدن از پس نيروهاي جديد تکنيکي و رقابتي و آماري رهبران روش کيفيت کلي مديريتي –  مهندسي و ساخت – ادغام و اکتساب و انتقال  را امتحان کرده اند.

در حال حاضر تعدادي از قولهاي آنان تحقق يافته است.

چهار اشتباه اصلي موجبات شکست را فراهم مي آورد.

1)نوشتن يادداشت به جاي روشن کردن آتش.

خيلي از رهبران اولين اقدام خود را با ترتيب دادن ملاقات و يا به جريان انداختن يک گزارش قرار مي دهند سپس انتظار دارند تا ديگران براي انجام آن اقدام با سرعت اقدام نمايند.

 

به اين شکل قابل انجام نيست.

براي افزايش اوژانسي بودن يک موضوع بايستي گروههايي کليدي  از مردم را در يکجا براي يک روز جهت بازآموزي  جمع کرد.25 فاکتور مشخص همکاري براي رضايت و راههاي به هم ريختگي فکر شمارش هر يک از اين فاکتورها مي باشد.

براي تحقق ايده هاي خود يک راهکار با نقشه عملي را گسترش دهيد.

2)کم بگوييد و گزيده.

بسياري از رهبران ديد تغييري خود را تحت ارتباط قرار داده و تلاشهاي آنها براي انتقال پيغامهايشان متقاعد کننده نمي باشد.

يک ديد جديد نه تنها بايد داراي استراتژي جديد و ساختار نو باشد بلکه در امتداد فعاليتهاي مهم اجرايي نيز بايد قرار بگيرد.

رهبري براي مثال معني صرف زمان با يک مشتري و يا جدا کردن موضوعات بي فايده در راس مي باشد.

مردم رئسهاي خود را تحت نظر دارند.يک فعاليت متناقض موجب نااميدي و تحريک فلسفه ذهني آنها مي شود.

3)اعلام پيروزي قبل از پايان جنگ.

وقتي که يک پروژه به اتمام مي رسد و يا اينکه به يکي از اهداف تعيين شده مي رسد بهتر است تا به تمامي افراد درگير تبريک گفته و ظهور يک دوره جديد را به همگي اعلام نماييد.

زمانيکه بايد نتايج را جشن بگيريد ديگران و خود را در رابطه با مدت انجام پروژه و يا سختيهاي موجود اغفال نکنيد.

يکمرتبه نتايج دلگرم کننده اي را مي بينيد در مدت 6 ماه براي يک پروژه 3 ساله .اگر شما براي موضوع خيلي کوچک زود طرح ريزي نماييد شکست خواهيد خورد.

جشن گرفتن يک روش خوب براي تحمل تعهدات مي باشد اما توجه داشته باشيد که چه مقدار کار براي انجام شدن وجود دارد.

4)گشتن به دنبال مقصر در هر کار اشتباه.

مشکلي که اکثر اکثر گروهها دارند حضور رهبران سرکش مي باشد کهدر برابر مسائل غير منصفانه و نادرست مقاومت مي کنند .

در اکثر اجتماعات مردم دائما درگير پروسس تغييرات مي باشند.در واقع بزرگترين موانع بر سر راه تغييرات در اکثر مواقع بدي مديران و گردانندگان و مدير عاملان و ديگراني که چيزهاي زيادي را با تغيير از دست مي دهند مي باشد.

بنابراين شما نيازمند تشکيل يک ائتلاف راهنما براي نشان دادن به کارمندان هستيد.

مردم اغلب دلخوشي دادن مديراني را مي شنوند که وعده ايجاد فرصتها را به مردم مي دهند.اغلب مردم دوست دارند تا باور کنند اما خيلي از

مديران باور آنها را از بين مي برند.

 

سه وظيفه کليدي

چهار اشتباه سه راه کليدي را براي تغيير به وجود مي آورد.

1)مديريت زمان

براي ايجاد حس اورژانسي بودن کارها و جلوگيري از اعلام نتايج پيروزيهاي نابهنگام مديران بايستي متوجه باشند که تغييرات اساسي سالها به طول مي انجامد.

در همان زمان بايد پيروزيهاي کوتاه مدت را به وجود آورده و به ديگران ياد آوري نمايند که تغيير ضروري است و تغييرات کوتاه مدت لازمه تغيير کلي مي باشد.

تغييرات در زمان کوتاه موجبات تغييرات اساسي را فراهم مي آورد.

2)ايجاد همبستگي

مديران بايد در ياري گرفتن از کارمندان- شرکا – سرمايه گذاران خود براي رسيدن به اهداف موفق باشند.از زماني که شما در رويارويي با يک دوره غير پيش بيني شده قرار داريد ايجاد يک همبستگي بين افراد بسيار ضروري مي باشد.

سه راه براي ايجاد اين خط مشي وجود دارد.

  • درگير شدن با اهداف صحيح

مفهوم همبستگي و ائتلاف سر هم کردن و چيدن مهارتها-تجربيات و ارتباطات حسي لازم در کنار هم مي باشد.

بهترين شرکا کساني هستند که داراي قدرت – تجربه وسيع –اعتبار فراوان و قدرت رهبري افراد را دارا باشند.

  • رشد استراتژي همبستگي

ايجاد يک روند همبستگي احتياج به تفاوت در نگاه و بيان دارد.رهبران بايد بدانند که کجا کمک بگيرند.که معني آن دادن انگيزه به ديگران براي پيروزي در کارها مي باشد اما سرزنش به موقع براي اشتباهات نيز موجب ايجاد تفکر انديشيدن در رابطه با نتايج بين افراد مي شود.

گرفتن نتيجه بهترين انگيزه براي پيروزيهاي بعدي مي باشد.

  • کار گروهي به جاي کار يک گروه جدا از هم

هر اندازه شما به کار تيمي اهميت بيشتري قائل شويد همبستگي سالمتري بين افراد گروه ايجاد مي شود.

در حين تغييرات رهبران نياز دارند تا انرژي  – مهارت و درستي را حفظ نمايند.تيمهاي موفق کارهاي موفق و درست را با يکدگر به وسيله تقسيم ديدگاها و دورنماها و رسيدن به اهداف انجام مي دهند.

3)ايجاد ديدگاه

چه گونه شما ديدگاه براي خود ايجاد مي کنيد؟

خيلي از افراد تصور مي کنند که ايجاد ديدگاه بايد شبيه به برنامه ريزي براي برنامه هاي دراز مدت باشد و نياز به ابزار-ثبت و طراحي دارد.

ولي توضيح ديدگاههاي آينده به وسيله جدول زمان بندي و فلوچارت قابل انجام نمي باشد.اين موضوع بيشتر احساسي است تا منطقي.

يک نصف قدم به عقب معمولا موجب قدماي رو به جلوي بعدي مي شود.

روز به روز درخواستهاي مختلف مردم را به راههاي مختلف مي کشند.داشتن ديدگاههاي مشترک موجب حذف فشارها نمي شوند اما در همان حال موجب دست از کار کشيدن افراد نيز نمي شود.

تسکين اين موضوع با غرق شدن در واژه من غرق مي شوم اتفاق مي افتد.

رهبران بايدحامل ديد روشني از آينده باشند.

ديدگاههاي تاثير گذار هنوز مي توانند افراد تصميم گيرنده که انعطاف پذيري کافي دارند را راهنمايي کنند .

ساختن تغيير 80 درصد رهبري مي باشد که شامل بنا نهادن مسير –  نشان دادن راه و برانگيختن افراد مي باشد.

و در حدود 20 درصد اختصاص به مديريت – برنامه ريزي – بودجه گذاري – سازمان دهي و حل مشکلات مي باشد.

در اکثر فعاليتهاي تلاش براي تغيير اين درصدها در نظر گرفته مي شود.

ما براي ساختن مديران بزرگ ادامه مي دهيم .ما محتاج پيشرفت مديريت هستيم.