نمي دانم با كلمه شست شوي مغزي چقدر آشنا هستيد اما در جنگ رواني بسيار كاربرد دارد ببينيم كه چه هست و چگونه اعمال مي‌شود

تعريف

شـسـت وشـوى مغزى تكنيك يا فرايندى است كه براى دستيابى به يكى از دو هدف زير مورد استفاده قرار مى‌گيرد

1 ـ وادار كـردن فـردى بى گناه به پذيرش حقيقى اين كه او عليه مردم يا دولت مرتكب جرمى جدى شده است .

2 ـ تغيير اجبارى ديدگاه فرد تا آن حد كه عقايد قبلى خود را رها كرده و طرفدار عقيده خاصى شود.

هـر دو هدف مزبور در واقع تلاش و كوششى است براى تاءثيرگذارى بر فرد، تا آن كه او چـيـزهـايـى را كـه قـبـلا بـاطـل مـى دانسته به عنوان واقعيت بپذيرد و چيزهايى را كه واقعيت مى دانسته دروغ بپندارد. كه اين از اهداف جنگ رواني است پس كاربرد آن را در جنگ رواني ديديم

بـراى وصـول بـه اهـداف مـزبور، روش هاى مشابه وجود دارد اما تاءكيد بر هريك از آنها موجب تفاوت بين اعمال كنندگان شست وشوى مغزى شده است .

اروپـايـى هـا بـيـشـتر بر بعد اعترافى قضيه و چينى ها بيشتر بر همسان سازى ايدئولوژيك تـاءكـيد دارند؛ يعنى اروپايى ها در پى كسب اعترافند و چينى ها از اعتراف به عنوان وسيله اى بـراى تـسـهـيـل تـغـيـيـر عـقـيـده ايـدئولوژيـك بـهـره مـى بـرنـد. شـسـت وشـوى مـغـزى بـه دنـبـال قـالب بـنـدى نـگـرش هـا، تـلقـيـن بـعـضـى عـقـايـد و تـضـعـيـف يـا زايـل كـردن عـقـايـد ديـگـر اسـت . بـراى ايـن فـرايـنـد از واژه هـاى ديـگـرى مـثـل كـنترل انديشه ، اصلاح انديشه ، اصلاح ايدئولوژيك استفاده مى شود ولى اصطلاح شست وشـوى مـغـزى عـمـومـيـت بـيـشترى دارد. بنابراين ، اين فرايند به عنوان يكى از شيوه هاى جنگ روانى مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد.

تاريخچه

بـا بـررسـى مـنـابـع مـخـتـلف بـه ايـن نـكـتـه مـى تـوان دسـت يـافـت كـه سـيـر تحول شست وشوى مغزى را در دو محور كاملا جداگانه مى توان مورد بحث و بررسى قرار داد.

1 ـ تاريخچه به كارگيرى اين شيوه توسط كمونيست هاى چينى ؛

2 ـ تاريخچه به كارگيرى اين شيوه توسط كمونيست هاى اروپايى و شوروى .

1-كمونيست هاى چينى

اشـكـال ابتدايى اين شيوه عليه اسرا و به ميزان كمترى عليه شهروندان خودى در دهه 1920م بـه كـار گـرفـته شد. در دوره 1945 ـ 1935م شست وشوى مغزى به منظور تضمين وفادارى روشـنـفـكـرانـى كـه وارد مـنـاطـق تـحـت كـنـتـرل كـمـونـيـسـت هـا مـى شـدنـد، اعمال شد. و كمونيست هاى چين از دهه چهل براى دو منظور: ايجاد تعصب در ميان اعضا و چينى كردن (ايـدئولوژى كـه اسـاسـا خـارجـى بـود، اين روش را به كار گرفتند. و از آن زمان به بعد، شست وشوى مغزى تكنيك هاى پيچيده و نوين پيدا كرد و ابزارهاى جديدى به كار رفت .

 

2 ـ كمونيست هاى اروپايى و شوروى

سـابـقـه شـسـت وشـوى مغزى به دوران جنگ هاى داخلى و دوران رژيم تزارى برمى گردد و تا زمـان 1930 به منظور گرفتن اعتراف هاى حيرت آور از اين شيوه استفاده مى شد. اين اعتراف ها در (دادگـاه هـاى ويـژه خـائنـيـن ) بـه كـار گرفته و از طريق رسانه ها پخش و اعلام مى شد. همچنين طى دهه هاى 1950م ، اين روش براى پيگردهاى تصفيه فكرى به كار رفت . به عنوان نـمونه ، مقاماتى كه پست هايى در دست داشتند، بازداشت شده و به توطئه عليه رژيم متهم مى شدند و بعد از يك دوره بازجويى ، آنها با سرافكندگى در انظار عمومى يا در برابر مقامات بـه پـاره اى از جـرايـم اعـتـراف مـى كـردند. در صورتى كه بسيارى از اين اعتراف ها دروغ و جـعـلى بـوده اسـت . امـا مـتـهـم واقـعـا بـاور كـرده بـود كـه چـنـان جـرايـمـى را مـرتـكـب شده است .

ايـن حـركـت بـعـدها در نتيجه حوادث جنگ كره به طور وسيعى گسترش يافت . بعضى از اسراى امـريـكـايـى اعـتـراف كردند كه در جنگ ميكروبى دخالت داشته اند و برخى كمونيست شدند. اين گونه رفتارها را برخى به شست وشوى مغزى نسبت دادند. از آن زمان به تدريج اين اصطلاح در جهان رواج پيدا كرد.

بـعد از جنگ كره ، چينى ها كه وفادارى سياسى مطمئنى نداشتند به كالج هاى انقلابى و مراكز اصـلاح انـديـشـه اعـزام و پـس از گـذرانـدن دوره هـايـى بـه كـمـونـيـسـت هـاى ثـابـت قـدمـى تـبـديـل شدند. ترديدى وجود ندارد كه تعداد قابل توجهى از اين افراد به طور موفقيت آميزى شست وشوى مغزى داده شدند.

 فرآيند شست وشوى مغزى

تـكـنيك هاى شست وشوى مغزى در حال حاضر به خوبى استاندارد شده است . هرچند ميزان و ماهيت فشارى كه بايد در مورد هر فرد اعمال شود، متناسب با شخصيت سوژه ، شرايط و اهميت موضوع و توانايى متصدى امر متفاوت خواهد بود  .

بـيـن روش هـاى چـيـنـى هـا و اروپـايـيـان دو تـفـاوت بـارز وجـود دارد. اول آن كـه چـيـنـى هـا هـم بـه دنـبـال شـسـت وشـوى مـغـزى افـراد مـنـفـرد هـسـتـنـد و هـم دنـبـال شـسـت وشـوى مـغـزى گروه هاى كوچك انسانى . اما اروپايى ها، فعاليت هاى خود را روى افـراد مـتـمـركـز مـى نـمـايـنـد. دوم آن كـه در چـيـن بـخـش قـابـل مـلاحـظـه اى از افـراد كه تحت اين عمل قرار مى گرفتند دانشجويان داوطلب اما در اروپا زندانيان سياسى بودند.

به طور كلى شست وشوى مغزى به وسيله اقدامات زير انجام مى شود :

كنترل همه جانبه و فراگير (1)

سراسر وجود زندانى ، حتى فورى ترين نيازهاى او مانند خواب و بيدارى نيز تحت كنترل قواعد سختى است ، و هدف آن است كه سوژه در معرض آزار روانى قرار گرفته و اين باور در او به وجود مى آيد كه زندانبانان او قادر مطلق هستند و او ناتوان است .

مـنـزوى كـردن (2)

:در اين اقدام ارتباط فرد  با دنياى خارج به طور كـامـل قطع شده و فقط اطلاعاتى را كه متصديان مناسب تشخيص دهند، دريافت مى نمايد. با شـسـت وشـوى مـغـزى روابـط بـرون گـروهـى سـوژه مـوردنـظـر بـه حداقل كاهش مى يابد.

 

عـدم اطـمـيـنـان (3)

در گفتگوها در مذاكرات يا به هر نحوي از انحا. بـه وى القـا مـى‌شـود كـه خـود او بـه ماهيت اعمالي كه مرتكب شده آگاهى دارد و بايد هر چه سريع تر اعتراف كند.فرد خود را با يك معماى ديوانه كننده روبه رو مى بيند، چون چيزى در موردآنچه ديگران درباره وي مي داند ، نمى داند و به سختى مى تواند تدبيرى براى دفاع از خود داشته باشد و به دليل اين كه نمى داند به ارتكاب چه عملى متهم شده نمى‌تواند اعتراضى هم انجام دهد.

 شكنجه (4)

سوژه در معرض انواع شكنجه ها مخصوصا رواني قرار مي گيرد.  ممكن است رقيب به او بگويدخانواده يا دوستانش عليه او اعلاميه اى صادر كرده انـد و يـا او را افـشـاگـرى نـمـوده انـد. اين روند را آن قدر ادامه مى دهند تا سوژه آمادگى مطلوب را جهت تاءثيرپذيرى روانى پيدا نمايد.

 تحقير شخصيت (5)

با ايجاد محروميت هاي مختلف به فرد يا مردم كشور تحت عمليات رواني اين پيغام فرستاده مي‌شود  كه جرم او وى را از همه منزلت و احترامى كه داشته محروم كرده است . و متناسب با جايگاه و منزلت پيشين تحقير خواهد شد.

ايجاد فرسودگى و ناتوانى جسمى (6)

به دنبال فعاليت هاي كه فرد جهت اعلام برات خويش از اتهامات انتسابي در پيش مي گيرد  كنترل سلامتي فرد در دست كنشگر قرار مي گيرد و در نتيجه  سوژه  آنقدر ضعيف مى شود كه ديگر توانايى انجام فعاليت هاى طولانى ذهنى را از دسـت داده يـا بـراى او دشـوار مـى شـود. از جمله مختل كردن خواب  ،  مي تواند رونـد فـرسـودگـى و نـاتـوانى او را تسريع مى كند  .

مـسـلّم فـرض كـردن جرم (7)

شايد يكى از موذيانه ترين تدابيرى كه بـه كـار گـرفـته مى شود، فرض ارتكاب جرم توسط سوژه مى باشد. كنشگران  سـعـى مى كنند با طرح اين فرض به سوژه ثابت كنند كه به طور قطع و يقين مرتكب بزه شـده است . اين اطمينان ، توجيه كننده اقدامات سختگيرانه اى مى شود كه براى اعتراف گرفتن درباره او اعمال مى شود.

تـوالى وقـايـع  بـالا شرايط شست وشوى مغزى است و براى تحقيق آن پس از يـك دوره ابـتـدايى شوك و سردرگمى سوژه ، به رفتار خود فكر مى كند تا شايد در ميان آن گفتار و كردارى بيابد كه دال بر گناه او باشد. البته ضرورتى ندارد كه حتما چنين گفتار و كردارى وجود داشته باشد و با تعبير برخى از گفتارها و اقدامات به گناه ، به مرور زمان تـوانـايـى مقابله فكرى در قبال اعمال كنندگان شست وشوى مغزى كاهش مى يابد و عاقبت متقاعد مى‌شود كه هرگونه عمل گذشته او تبعات مخربى داشته و به طور منطقى از سوى كنشگرجرم محسوب شده است .

وقـتـى سـوژه در پـذيـرش احـتـمـال گـنـاهـكـار بودن خود پيشرفتى نمايد و يا هنگامى كه به پـذيـرش عـقـيـده خـاصـى از خـود تـمـايـل نـشـان دهـد، احـسـاس مـى كـند كه در اين دوره زندگى قـابـل تحمل تر شده است و شرايط زندگى بهبود يافته و دردهاى جسمى كاهش پيدا كرده حتى كنشگران  نيز دوستانه تر وارد مى شوند و احساس شخصيت مى كند. اما اگر پس رفتى داشته بـاشـد، فـورى وضـعـيـت سـابـق اعـاده مـى شـود و ايـن وضـعـيـت قابل تحمل نيست . به طور كلى قبول ادعاها، پاداش و مقاومت ، مجازات دارد. و ناچار به مرحله اى از ترس مى رسد كه با نااميدى مى خواهد باور نمايد كه دو بعلاوه دو مى شود 5 .!

دو هدف عمده از شست وشوى مغزى عبارتند از: 1 ـ برداشتن تفاوت ميان گناهكارى و بى گناهى 2 ـ مـحـو مـرز بـيـن واقعيت و اوهام ذهنى . و اين تخريب فكرى چه در بعد ايدئولوژيكى و چه در بعد اعترافى به آسانى حاصل نمى شود. سوژه براى حفظ اعتبار و ارزش هاى قبلى خود دفاع مـى كند. اما ناتوانى جسمى ، خستگى ، درد، محروميت و تحقير، توان دفاع او را مى شكند و او را وادار به تغيير عقيده يا اعتراف مى نمايد. پذيرش مفهوم عينى بودن گناه توسط سوژه ، نشان دهـنـده مـرحـله اى از تـغـيـيـر عـقـيـده بـوده كـه بـازگـشـتـى نـدارد و نـتـيـجـه ايـن عـمـل در كنار هم گذاشتن جزئيات و تبديل آن به اعتراف است و ممكن است در اين حالت ديگران را نـيـز مـتـهـم نـمايد. وى در اين موقع به همان اندازه در مورد گناهكارى خود سردرگم است كه در مورد بى گناهى ديگران .

مكانيزم هاى شست وشوى مغزى

مـكـاتـب و نظريات مختلفى در رابطه با فرايند روانى نهفته در شست وشوى مغزى وجود دارد. بـرخـى از اين مكاتب آن را رفتار بازتابى شرطى مى دانند و برخى سوژه مغزى را قربانى فـرايـنـد شرطى سازى گام به گام ، برخى پيشنهاد فرموله كردن رفتار گروهى و برخى (رهيافت گلچين كردن )(253) و برخى تئورى هاى ديگرى را ارائه مى دهند. اما روان شـنـاسـان و روان پـزشكان اغلب به مكانيزم هاى روانى خاصى كه براى فرايند شست وشوى مـغـزى تـوافـق دارنـد اشـاره مى نمايند كه به شرح زير مى توان آنها را دسته بندى نموده ، توضيح داد.

  1. همانندسازى

سوژه در حالى كه از ارتباطات انسانى جدا شده خود را با دوستانش از دست داده  كنشگر را با دوستانش هـمـانـنـد مـى سـازد. و ايـن مـعـمـولا عامل مهمى در ايجاد تسليم سوژه است .

  1. كـاهـش توانايى ذهنى (8)

سوژه در نتيجه خستگى و نـاتـوانـى آن قـدر فرسوده مى شود كه واقعا نمى تواند در مورد يك موضوع خاصى تمركز فكرى و حواس داشته باشد.

  1. سـردرگـمـى نـاشـى ازانزاوي طولاني

انـزواى طـولانـى و سـردرگـمـى حاصل از آن نقش مهمى در فرايند (نرم كردن ) (9) دارد و از سوى ديگر، محروميت حـسـى شـديـد معمولا نوعى محرك طلبى را باعث مى‌شود و اين نيز موجب افزايش تلقين پذيرى مى شود.

  1. تـلقـيـن (10)

يـكـى از واقعيت هاى اساسى در شست وشوى مغزى اين است كه اكثر افـراد در مـقـابـل تـلقـيـن تـاءثـيـر پـذيـرنـد. ايـن عـامـل از دوران هـاى طـولانـى بـه عـنـوان عامل اساسى در تغيير رفتارهاى طبيعى و غيرطبيعى انسان ها، مورد شناسايى قرار گرفته است . ايـن امـر زمـانـى اثـر زيـادى دارد كـه مـحـرك ضـدتـلقـيـن قـابـل حـذف بـاشـد. سـوژه در اثـر تـلقـيـن تـحـت فـشـار فـيـزيكى و هيجانى نمى تواند بين اعـمـال خـود و اعـمـالى كـه بـازجـو بـه او پـيـشـنـهـاد مـى كـنـد تـمـيـيـز قائل شود. تلقين به او كمك مى كند تا بتواند اعتراف خود را بسازد.

  1. تـكـرار (11)

اهـمـيت تكرار در برنامه هاى شست وشوى مغزى ، نقش محورى را باز مى نمايد و باعث تمايل و پذيرش بيشتر عقايد، مرام و… مى گردد.

  1. احـسـاس گـنـاه (12)

سـوژه مـجـبـور اسـت لحـظـه به لحظه زندگى گذشته س و شـخـصـى خـود را مـرور و اغـلب تـوجـيـه نمايد. بازتاب هاى چنين كارى اغلب موجب بـرانـگـيـختن احساس گناه مى شود و نيز پيدايش چنين احساسى نقش مهمى در كاهش توانايى يا اراده مقاومت ايجاد مى نمايد.

  1. تخريب خود (13)

هرچند سوژه راهى جز تسليم در برابر خود نمى بيند اما تـحمل تحقير از سوى وى به تضعيف عزت نفس وى منجر مى شود اگر او شخص عالى رتبه اى بـوده ايـن مـسـاءله بـيـشـتـر بـراى او مـخـرب اسـت و ايـن عمل باعث كاهش توانايى فرد در مقاومت مى شود.

  1. رفـتـار شرطى (14)

ارتباط ميان پاداش و تنبيه و ارزيـابـى پـيـشرفت و عدم پيشرفت شست وشوى مغزى يكى از روش هاى شرطى كردن زندانى براى ايجاد پاسخ مطلوب در اوست .

  1. رفـتـار غـيـرعـقـلانى در برخورد با محرك ناگهانى

بسيارى از افراد در بـرخـورد بـا مـحـرك هـاى غيرمنتظره مانند درد، ترس ، خشم و غيره در هم شكسته مى شوند. آنان قـادر بـه كـنـتـرل رفـتـار خود نيستند و به گونه اى واكنش نشان مى دهند كه بى شخصيت به نظر مى رسند. سوژه هايى كه به طور غيرمنتظره در معرض بدرفتارى ، بى احترامى و شكنجه قـرار مـى گيرند ممكن است آن چنان مقهور شوند كه مقاومت آنها به طور كلى در هم شكسته شده و ظرف مدت كوتاهى تسليم شوند.

  1. تـنـاوب تـرس و اميد (15)

ايجاد متناوب ترس و اميد همان شـيـوه تشويق و تنبيه است . عامل شست وشوى مغزى بايد اميد به زندگى بهتر و آينده درخشان را در بـرابـر هـمـكـارى سـوژه در او زنـده نـگـه دارد و گرفتارى به عذاب سخت و ابدى را در قبال عدم همكارى او گوشزد نمايند.

4 ـ 3 ـ امكانات و محدوديت ها

بـا تـوجـه بـه وضـعـيت فعلى هنر شست وشوى مغزى ، اكثر محققين توافق دارند كه كمتر كسى توانايى مقاومت نامحدود در برابر آن را دارد. در صورتى كه شست وشودهنده مغزى كفايت فنى و عـزم و اراده لازم بـراى صـرف زمـان و نـيـروى انـسـانـى جـهـت ايـن عـمـل را داشـتـه بـاشـد بـه احـتـمـال زيـاد مـى تـوان هـر سـوژه اى را بـه تـسـليـم وادار سـاخت .  امـا تـحقيقات نشان مى دهد افرادى هستند كه طاقت خارق العاده در مقابله با اين اقدام را دارند و عده اى مى ميرند و عده اى خودكشى مى نمايند.

خوشبختانه اين شيوه ، نقايص و محدوديت هاى زياد و اساسى دارد. كه به چند مورد آن اشاره مى شـود اول اين كه در صورت بازگشت سوژه به جامعه ، آثار به وجود آمده پايدار نخواهد بود و نـقـص ديـگـرى كـه وجـود دارد ايـن اسـت كـه شـرايـط لازم بـراى مـوفـقـيـت ايـن عـمـل بـاعـث شـده ايـن شيوه گران ترين و پرهزينه ترين تكنيك در دست عاملين آن باشد. لازمه مـوفـقـيـت شـسـت وشـوى مـغـزى ، ايـجـاد مـحـيـطـى اسـت كـه بـه طـور مـنـحـصـر بـه فـرد، شـكـل يـافـتـه و كـنـتـرل شده باشد ايجاد چنين محيطى منوط به صرف هزينه ها و سرمايه هاى گـسـتـرده انـسـانى و زمانى طولانى است و نمى توان آن را عليه توده بزرگ مخاطبان به كار برد.

 

پي نوشت :

Control – Total -1

Isolation -2

Isolation –3

Torture -4

Humilation Personal -5

exhaustion and debilation Physical -6

exhaustion and debilation Physical -7

Capacity intellectual Of Decrease -8

up-Saftening-9

Suggestion -10

Repetition -11

Feelings Guilt -12

destruction Ego -13

behavior Conditioned -14

hope and Fear Of Alternation

تفکر منتعالی شماره 11و 12