آوازه گري و تبليغاتي كه تفرقه آميز و آلوده به نفاق  است  پيامد هاي دهشتناكي خواهد داشت .اگر در آستانه انتخاب هستيم  يا انتخاب خود را كرده ايم مراقب تبلغاتي باشيم كه در خود  تخريب را دارد چرا كه جنگ رواني ذهن و روان شما را هدف قرار مي دهد و اغوا گري طبيعت جنگ رواني است  .اگر كسي در تبليغاتش ؛  در سخن و كلامش ، عيبجويي ، استهزا ، بدگماني ، القاب ناشايست و شايعه پراكني را اشاعه مي دهد مراقب باشيد  تا در جو سخنانش قرار نگيريم كه انتخاب ما را به قهقرا مي‌برد  اما اين رويكرد هاي تفرقه انگيز چه هستند  و چگونه بشناسيم ؟ و بزرگان دين در اين ارتباط چه نظري دارند ؟

 

عيب جويي (1 )

امام باقر (عليه السلام) از پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلم) نقل مي كند كه فرمود:

يا مَعْشَرَ مَنْ أسْلَمَ بِلِسانِهِ وَ لَمْ يُسْلِمْ بِقَلْبِهِ لا تَتَّبِعُوا عَثَراتِ الْمُسلِمينَ فَإنَّهُ مَنْ تَتَّبَعَ عَثَراتِ الْمُسلِمينَ تَتَّبَعَ اللهُ عَثرَتَهُ وَ مَنْ تَتَّبَعَ اللهُ عَثْرَتَهُ يَفْضَحْهُ. (الكافي،ج2،ص 355 ).

اي كساني كه به ظاهر اسلام آورده ايد ولي اسلام در قلب شما رسوخ نكرده است! در جستجوي لغزش هاي مسلمانان نباشيد (تا آنان را رسوا كنيد) زيرا كسي كه در مقام پيدا كردن خطاهاي مردم باشد،خدا عيوب او را آشكار و وي را رسوا خواهد كرد

عيب جويي  يعني به دنبال يافتن  عيوب ديگران بودن ،بازگو نمودن آن و به رخ ديگران كشيدن و احياناً در ميان ديگران مطرح كردن .

در برابر عيب جو بايد عيب زدايي كرد . عيب زدايي آن است كه مؤمن با همه ي وجود از شخصيت و آبروي مؤمن ديگر كه هم چون برادر اوست دفاع مي كند.

استهزاء

مرحوم علامه طباطبايي- استهزاء را اين گونه تعريف مي كند:

استهزا و مسخره كردن،عبارت است از اين كه،چيزي بگويي كه با آن،كسي را حقير و خوار بشماري،حال چه اين كه،چنين چيزي را به زبان بگويي و يا به اين منظور اشاره كني،و يا عملاً تقليد طرف را در آوري،به طوري كه بينندگان و شنودندگان بالطبع از آن سخن و يا اشاره و تقليد بخندند. (ترجمه الميزان،ج18،ص 481)

شايد ديده باشيد كه اين موضوع متاسفانه حتي در بعضي از برنامه هاي زنده تلويزيوني  توسط مجريان برنامه هاي تلويزيوني كه ظاهري موجه هم دارد ديده مي شود معلون نيست كه چرا اين عمل انجام يا ترويج مي‌شود .

 

بدگماني

بدگماني شيوه  تفرقه افكنان است .پاره پاره كردن هنر نيست متصل كردن و پيوند دادن هنرمندي است. در روايات اسلامي همواره تأكيد شده است كه مسلمانان نبايد به يكديگر گمانِ بد ببرند بلكه آنان بايد گفتار و كردار يكديگر را حمل بر صحت كنند و از فعل و سخني كه از ديگران مي بينند يا مي شنوند برداشت سوء نداشته باشند.

امام علي (عليه السلام) مي فرمايد:

مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سوءُ الظَّنِّ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليلٍ صُلْحاً. (. همان،ص 264 ).

هركس بدگماني بر او غلبه كند هرگونه صلح و صفا بين او و دوستانش از بين برود.

و همو فرمود:

مَنْ لَمْ يُحْسِنْ ظَنَّهُ استَوْحَشَ مِنْ كُلِّ أحَدٍ. (همان،ص 254) .

كسي كه بدبين است از همه ي مردم وحشت دارد.

اگر اين صفت ناشايست در جامعه فراگير شود و انسان ها به همديگر بدبين باشند،آنجا است كه زمينه ي اختلاف و عداوت بين آنها به وجود آمده است و هركس با گروهي طرف مقابل خود را دشمن مي دارد و احياناً بر اثر سوء ظن ممكن است به گناهان ديگري از جمله غيبت،تهمت و… آلوده شود و نتايج زيانبار فردي و اجتماعي را به بار آورد.

 

القاب ناشايست

در مرحله ي سوم،قرآن مجيد در آيه ي مورد بحث به يكي ديگر از آفت هاي اجتماعي كه باعث ويراني پايه هاي همدلي و وحدت در جامعه است،مي پردازد:

(وَ لا تَنَابَزُوا بِالالْقَابِ)

با القاب زشت و ناپسند،يكديگر را ياد نكنيد.

پاره اي از افراد و متاسفانه  حيرت آور عده اي كه خود را متولي فرهنگي مي دانند و حتي رسانه هايي را در اختيار دارند  اصرار دارند كه براي ديگران القاب زشتي بگذارند و از اين طريق آنها را تحقير كنند،شخصيت افراد را بكوبند و يا احياناً از آنها انتقام بگيرند. مثل فلاني بيسواد ، كم سواد ، هوس باز ، شياد ،. اگر فردي حتي به حكم قانون نيز مجرم باشد نبايد به او القاب زشت داد چه برسد كه متهم يا در مظان اتهام باشد ..در  اصل 39 قانون اساسي آمده است هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم  قانون دستگير ، بازداشت ، زنداني يا تبعيد شده به هر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات مي شود

قانون ما مبعث از دين ما ست در اسلام اين عمل زشت را صريحاً نهي كرده و گذاشتن هر گونه اسم يا لقب روي ديگران را كه كوچك ترين مفهوم نامطلوبي داشته باشد و يا اهانت و تحقير وي  را به دنبال آوَرَد،ممنوع شمرده است.

پس بايد مواظب بود كه از سخنان نيش دار،القاب ناروا،كنايه هاي تحقيرآميز،به كار گيري واژه هاي زشت كه موجب ناراحتي و اذيت مردم مي شود و به همراه آن اختلاف و جدايي و عداوت در جامعه رواج پيدا مي كند،بر حذر باشيم و اگر مي‌بينيم كساني با در اختيار داشتن اموال عمومي با روش هاي غير اسلامي و انساني قصد آوازه گري و تبليغات  دارد بايد با او برخورد كرد چرا كه او احتمالا وام دار جرياني است كه  كه به او مي گويد چنين كاري را انجام دهد در هر صورت اين افراد از لقمه همان سفره مي خورند و فربه همان لقمه حرام  هستند .

 

شايعه پراكني

از عوامل مهم ايجاد تفرقه و از جمله آسيب هاي اجتماعي كه ضايعات فراواني را در جامعه مي تواند ايجاد كند،آلودگي شايعه و خبرسازي هاي غالباً غير واقعي در ميان مردم است. اين ناهنجاري اجتماعي- خصوصاً در عصر كنوني به دليل وجود دستگاه هاي ارتباطي مجهّز،كه در كوتاه ترين زمان مي توان مطلبي را در سطح بين المللي انتشار داد- در خبرسازي،دروغ پردازي،غيبت و نسبت هاي ناروا به ديگران،به ويژه در جوسازي هاي حزبي و گروهي در امور سياسي بسيار مؤثر است.

از اين رو مسلمانان بايد دقت كنند تا دامن خود را به ناهنجاري هاي اخلاقي آلوده نسازند و تا وقتي از شنيده اي اطمينان پيدا نكرده اند،آن را بيان و تكرار نكنند. چه بسا شنيده هايي كه هيچ واقعيتي ندارند.

پيامبر اكرم (صلّي الله عليه واله وسلم) در توصيه ي خود به ابوذر غفاري مي فرمايد:

كَفي بِالْمَرءِ كِذْباً أنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ ما يَسْمَعُ. (وسايل الشيعه،ج12،ص188)

براي دروغگو بودن فرد همين بس كه هر چه را شنيده است،بازگو كند.

خبرسازي دروغين  چه  ساده اما انكار آن چه غيرممكن،ولي اگر در باني اين موضوع  وجداني مانده  عقوبت وجداني و اخلاقي اش براي وي  چه ماندگار!

پي نوشت :

(1 )  بهرامی غلامرضا ، مقاله  آسيب هاي اجتماعي تفرقه انگيز

 

تفکرمتعالی شماره 11و12