اپيدمي سارس چگونه آغاز شد و منشأ آن چيست ؟
حسن سلطانعلي
مريم واعظ جلالي
جهان امروز آنچنان پيچيده و مملو از حوادث و جرياناتي است که پر شتاب، يکي پس از ديگري به وقوع ميپيوندد؛ که هنوز يک واقعه خاتمه نيافته، حادثه و رويداد ديگري جانشين رخداد پيشين ميشود. در اين ميان، آنچه براي ما اهميت مييابد، افزايش هوشياري و قدرت درک و تحليل مسائل کليديتر و ضروريتر است. اين آگاهي و بينش با توجه به انواع حوادث و خطراتي که پيرامون ماست، مهمترين راه براي چارهانديشي در شرايط مشابه و آمادگي براي مواجهه با چنين تهديداتي است.
هنگامي که افکار عمومي جهان سخت پيگير سرنوشت نهايي تجاوز آمريکا به عراق و سقوط کامل دولت صدام بود، به ناگاه خبري داغ تيتر اول رسانههاي گروهي جهان شد و تمامي حوزهها را به خود خيره ساخت.
در آوريل 2003 (اواسط فروردين 1382) هزاران کيلومتر دورتر از بغداد، بصره و موصل، در ناحيهاي از ايالت گوانگ دونگ چين، بيماري ناشناختهاي شايع گرديد که در زماني بسيار کوتاه در بيش از 30 کشور دنيا گسترش يافت و 7900 نفر در سراسر دنيا را مبتلا نمود و از اين ميان، 800 نفر را نيز به کام مرگ کشاند.
اين بيماري ناشناخته را سازمان بهداشت جهاني، SARS يا «سندروم حاد و شديد تنفسي» (Severe Acute Respiratory Syndrome) ناميد و در 16 آوريل (27 فروردين 82) اعلام کرد بيماري سارس توسط ويروسي از خانواده ويروسهاي کرونا ايجاد ميشود که قبلاً در انسان ديده نشده است.
تب بالاي 38 درجه، سر درد، درد شديد بدن و گلو، کم اشتهايي، بثورات، اسهال، علائم بيماري تنفسي همچون سرفه خشک و تنگي نفس، و از همه مهمتر فقدان روش و دارويي براي کنترل بيماري، آنچنان وحشتي را در آسياي جنوب شرقي و ساير کشورها ايجاد نمود که سبب شد کليه مدارس و مراکز عمومي در کشور يک ميليارد نفري چين به تعطيلي کشيده شود.
صحنههاي انسانهاي ماسک زده، اعمال تدابير شديد بهداشتي، ايجاد واحدهاي قرنطينه در فرودگاهها و مبادي ورودي و خروجي اکثر کشورها، لغو بسياري از پروازها و سفرها به منطقه جنوب شرقي آسيا، چهرهاي متفاوت به زندگي مردم اين مناطق بخشيد و کشورهاي چين، ويتنام و هنگکنگ را در فهرست سياه مسافرتهاي مردم جهان قرار داد.
هر چند که اين بيماري با افزايش دماي هوا، تغيير فصل و آغاز فصل تابستان در ماه ژوئن (خرداد ماه) فروکش نمود ليکن با شروع فصل پاييز و سرد شدن هوا مجدداً نگراني از بازگشت اين بيماري خطرناک اوائل قرن بيست و يک ميلادي شدت خواهد گرفت و آنچه حقيقت دارد آن است که سارس، به عنوان يکي از بيماريهاي لاعلاج به فهرست ساير بيماريهاي انساني اضافه گرديد و همچون سلف خود يعني بيماري ايدز، صيد و شکار قربانيان خويش را به نظاره نشسته است.
عليرغم تلاشهاي صورت گرفته، تا کنون داروي مؤثري براي درمان سارس يافت نشده است و تحقيقات همچنان ادامه دارد.
تأثيرات سارس بر اقتصاد چين
علاوه بر آنکه نيمي از آمار قربانيان بيماري سارس به چين اختصاص يافت، از نظر اقتصادي نيز ضربات قابل توجهي بر پيکر اقتصاد رو به رشد آن وارد گرديد. تا سال 2005 طول خواهد کشيد تا صنعت توريسم چين موفق به ترميم آسيبهاي وارده و کسب موقعيت گذشتهاش شود. در اثر پيامدهاي ناشي از شيوع سارس، تعداد جهانگردان در حدود 3/11 درصد نسبت به زمان مشابه سال قبل و 23 درصد از عوايد ناشي از درآمد صنعت توريسم، کاهش يافته است.
اپيدمي سارس چگونه آغاز شد و منشأ آن چيست ؟
هيچ کس نميداند سارس چگونه در چين پديد آمد. آيا ويروس از آزمايشگاههاي چين ويا کشورهاي همسايه خارج شد و يا اينکه از طريق گوشت حيوانات وحشي عرضه شده در فروشگاههاي مواد غذايي به انسان منتقل شده است؟ يا يک حمله بيوتروريستي براي دستيابي به منافع از پيش تدارک ديدهشده بوده است؟
شايد يافتن پاسخ روشني براي سئوال فوق، قدري دور از دسترس باشد و روشن شدن آن نياز به اطلاعاتي بيش از آنچه موجود است، داشته باشد و يا اينکه زمان، ابهامات پيرامون موضوع را روشنتر نمايد. اما آنچه روشن است آن است که اين بيماري به جمع بيماريهاي انساني افزوده شده و در صورت يافت نشدن راهي براي مهار آن، قربانيهاي خود را به کام مرگ ميکشاند يا آنها را براي تنفس نيازمند به دستگاههاي مکانيکي کرده و ناتواني دائمي ديد را برايشان به يادگار خواهد نهاد.
براي يافتن پاسخي براي منشأ سارس، فرضيهها و احتمالات مختلفي وجود دارد. اين فرضيهها به سالها قبل و برخي نمونههاي مشابه بر ميگردد. از طرفي تواناييهاي تکنولوژيک بدست آمده در بکارگيري تکنيکهاي اصلاح نژاد مولکولي، اين امکان را فراهم ميآورد تا استفاده از اين توان به عاملي جهت توليد سلاحهاي ميکروبي و کشتار جمعي تبديل شود.
از ديگر سو، بسياري از قدرتهاي پس پرده و خانوادة باندهاي مخوف قدرت و ثروت، به تنها چيزي که ميانديشند، افزايش انتفاع و قدرت و سلطه خود در به اختيار گرفتن منابع ثروت و قدرت در سطح جهان است و براي رسيدن به اين هدف هر عملي را مشروع و قابل استفاده ميدانند .
به راستي منشأ سارس چيست؟
فرضيه اول: ارتباط سارس و آزمايشگاههاي توليد سلاحهاي بيولوژيک
جهت آشنايي خوانندگان با توانايي دانشمندان علوم ژنتيک در توليد سلاحهاي بيولوژيک، به ذکر مواردي چند از اين دست ميپردازيم .
با توجه به پيشرفتهاي علم پزشکي، امروزه دانشمندان ژنتيک ميتوانند با استفاده از تکنيکهاي اصلاح نژاد مولکولي، در آزمايشگاهها با سرعتبخشي به روند تکامل، ويروسها و باکتريهايي بيافرينند که سابقاً اصلاً وجود نداشتهاند و در طول ميليونها سال تکامل زمين تا کنون ديده نشدهاند. به عبارت ديگر ، محصول اين تحقيقات خطرناک که توليد ويروسهاي ساختگي است ميتواند به عنوان اسلحة بيولوژيک نيز استفاده شود؛ چرا که امکان توليد واکسن يا پادتن اين قبيل ويروسها که در شرايط آزمايشگاهي توليد ميگردد وجود نداشته و همين امر ميتواند باعث غافلگيري طرف مقابل و ايراد ضربات اساسي تا قبل از يافتن روش درمان آن گردد. در توليد سلاحهاي بيولوژيک علاوه بر توليد عوامل بيماريزاي جديد ميتوان عوامل بيماريزاي موجود را نيز در مقياس انبوه، توليد نمود.
| بيماري | نشانه ها | دوره كمون | مدل انتشار به عنوان اسلحه بيولوژيك | مسري | درمان | واكسن | توضيحات |
| سياه زخم | تب ، بي حالي ، سرفه ، مشكلات تنفسي | 7 روز | از طريق هوا (آئروسل) | خير | آنتي بيوتيك | بله ، اما نه به صورت عمومي بلكه فقط در ارتش داده شده | يكي از پاتولوژنهاي است كه به صورت بسيار مقاوم در مي آيد كه مي تواند به شرايط سخت محيطي مقاوم باشد . |
| آبله | تب ، سر درد ، درد عضله و بثورات جلدي كه اثراتش باقي مي ماند | حدود 12 – 14 روز | از طريق هوا (آئروسل) | بله اخيرا در سال 1977 يك مورد در سومالي ديده شده | درمان ندارد – مراقبت بيمارستاني | بله ، ولي فقط در آزمايشگاه وجود دارد و در هيچ نقطه جهان استفاده نشده است | بالقوه توان اين را دارد كه بصورت غير قابل كنترل در جهان منتشر شود و مشكل است تصور كنيم كه يك ملت ممكن است ذخيره اي از اين ويروس را براي قصد هاي تروريستي داشته باشد . |
| بوتوليسم | كاهش ديد ، مشكلات بلعي ، دهان خشك ، درد گلو و عضله ، ضعف شديد | 12 تا 72 ساعت | غذا يا آب آلوده | خير | ضد سم داده مي شود | بله ، اما نه به صورت عمومي بلكه فقط در ارتش و كارمندان آزمايشگاهها | به سادگي نمي توان تاثير فرارواني با بوتوليسم گذاشت . |
| تولارمي | كاهش وزن ، تب ، لرز ، مشكلات تنفسي ، سرفه خشك ، تاثير بر غدد لنفي | 1 تا 14 روز | از طريق هوا | خير | آنتي بيوتيك | بله ، اما نه به صورت عمومي ، بلكه براي كاركنان آزمايشگاه ها | خيلي عفوني است ، اين ميكرب خيلي ريز است و مي تواند مدت طولاني در هوا بماند . |
| طاعون ريوي | تب بالا ، لرز ، سر درد ، سرفه و خلط خوني ، ذات الريه | 1 تا 6 روز | از طريق هوا | بله | آنتي بيوتيك ممكن است كمك كننده باشد اگر زود داده شود | واكسن موثر شناخته نشده | بسيار ريسك براي انتشار از طريق سرفه |
منبع : مركز كنترل و پيشگيري از بيماريها (CDC) فدراسيون دانشمندان آمريكايي دانشگاه جان هاپكينز – لس انجلس تايمز ، 9 اكتبر 2001
برخي موارد بکارگيري سلاحهاي بيولوژيک :
1- از بيماريهايي که عدهاي به عنوان يک سلاح بيولوژيک بدان اشاره داشتهاند ميتوان به بيماري ايدز اشاره نمود.
دانشمندان روسي در دسامبر 1985، هنگامي که بر روي همهگيري بيماري ايدز تحقيق ميکردند، به اين نتيجه رسيدند که اين بيماري در اثر آزمايشهايي که در آمريکا به عنوان بخشي از برنامه گسترش سلاحهاي بيولوژيک انجام ميشده وارد جامعه شده است.
محققان ديگري معتقدند که برنامه ايجاد سرطان توسط ويروسهاي خاص، در کشت سلول و ارتباط آن با برنامه اسلحة بيولوژيک آمريکا، HIV (ايدز) را به وجود آورده است که از طريق برنامههاي واکسيناسيونِ WHO (سازمان بهداشت جهاني) به جمعيت سياهان آفريقا منتقل شده و سپس به جامعه همجنس بازان آمريکا از طريق برنامه آزمايشي واکسيناسيون هپاتيت B منتقل گرديد. از طرفي بعضي از ويروسهاي جديد براي انجام بعضي آزمايشات به جامعه تلقيح ميشوند و از اين روشها براي کنترل جمعيت يا نابودي برخي ژنها يا براي حمله به بعضي سياستها، فرهنگها، نژادها و يا گروههاي منحرف جامعه مانند همجنسبازان استفاده ميشود.
هر چند انتشار اين نظريات با واکنش غولهاي رسانههاي آمريکا مواجه شد و کاملاً در حاشيه قرار گرفت و «توهم توطئه» ناميده شد ليکن کماکان عدهاي از محققان بر صحت آن تأکيد و توجه دارند. هماکنون 10 نوع ويروس HIV مختلف شناخته شده که تفاوتهاي ژنتيکي با همديگر دارند. و عدهاي بر اين باورند که تفاوتهاي ژنتيکي در ويروس HIV نشانگر آن است که اين ويروس، به دست انسان ساخته شده است. ليکن دولت آمريکا، بيوتروريسم را به عنوان علت بيماري ايدز رد ميکند.
2- در دهه 1950، ارتش آمريکا برنامهاي براي از کار انداختن اقتصاد شوروي داشت و برنامهاي به وسيله کشتار اسبها، خوکها و احشام با سلاحهاي بيولوژيک از طريق شيوع بيماريهاي حيوانات تدارک ديده بود. آزمايشگاه جزيره Plum در نيويورک، داراي خطرناکترين ويروسهاي حيواني است. بر اساس گفتة يکي از محققان، تعداد بسيار کمي از دانشمندان از اين پروژه آگاه بودند. در بسياري از موارد شايد فقط 5 نفر از تحقيقات مطلع بودند و افراد يک آزمايشگاه از آنچه در آزمايشگاه بعدي اتفاق ميافتاد، خبري نداشتند. در دهههاي 50 و 60، حملات محرمانه ارتش در مورد سلاحهاي بيولوژيک در بسياري از نقاط آمريکا انجام ميشد. در سانفرانسيسکو، يک حمله 6 روزه با باکتري بالقوه خطرناکي در اطراف شهر انجام شد که بر اثر آن، 12 نفر مبتلا به ذاتالريه شدند. مسنترها جان باختند. اين حمله تا چند سال به عموم اعلام نشد. بسياري از مدارک اين آزمايشها فوق محرمانه تلقي ميشود و بقيه مدارک هم نابود شده و غير قابل دسترس ميباشد. از دلايل اين کار، سنجش ميزان آمادگي دفاعي در برابر حملات ميکروبي دشمن و بررسي پيامدها و اثرات استفاده از عوامل بيماريزا بوده است.
3- معمولاً عامه مردم از تحقيقات جنگ بيولوژيک، بي خبر نگاه داشته ميشوند و اتفاقات (تصادفات) رسماً پوشيده شده يا کم اهميت نشان داده ميشود و معمولاً حيوانات مقصر دانسته ميشوند. در يکي از اين موارد، روسها بالاخره حقيقت را در مورد اپيدمي سياه زخم (Anthrax) که باعث حداقل 68 مرگ در سال 1979 در شهر Sveldlovsk در 1350 کيلومتري شرق مسکو گرديد، اعلام نمودند. در آن سالها، شيوع اين بيماري را به علت خوردن گوشت حيوانات آلوده اعلام کردند تا اينکه در سال 1992 رئيس جمهور يلتسين حقيقت را اعلام کرد. علت آن طبيعي نبود و بيرون رفتن ميکروب سياه زخم به دليل تحقيقات اسلحه بيولوژيک، علت اصلي آن برشمرده شد.
4- در آخرين نمونههاي کاربرد سلاحهاي بيولوژيک، ارسال نامههاي حاوي ميکروب سياهزخم از طريق پْست در برخي از شهرهاي آمريکا پس از حوادث يازدهم سپتامبر، بود که در آن مقطع زماني، تنشهاي رواني در ميان مردم آمريکا ايجاد نمود.
برخي اظهار نظرها در مورد اينکه ويروس سارس به دست انسان ساخته شده است :
در آوريل 2003، يک دانشمند روسي، ارتباطي بين سارس و جنگ بيولوژيک يافت. سرويس خبري اينترفاكس (Interfax) روسيه از قول سرگيوکولسنکيو اعلام کرد گسترش ذاتالرية غير معمول (سارس) به دليل ويروسي است که از آزمايشگاههاي سلاحهاي باکتريولوژي کشورهاي آسيايي به بيرون درز کرده است. او همچنين اعلام کرد که ويروس سارس، ترکيبي از ويروسهاي اوريون و سرخک است که نميتوانسته به صورت طبيعي به وجود آمده باشد و بايد در آزمايشگاهها ساخته شود.
اين خبر پس از اعلام ديگر تکرار نشد و جزئيات بيشتري از آن فاش نگرديد.
فرضيه دوم: سارس به عنوان بيوتروريسم
سئوال اين است: آيا سارس يک حمله بيوتروريستي طي يک برنامه طراحي شده بوده است يا خير؟ براي پاسخ لازم است تا قصدهاي مختلفي که در پس آن ميتوانسته وجود داشته باشد، بررسي شود.
بررسي مقطع زماني بروز اين واقعه :
يکي از فرضيهها بر اساس زمان شيوع اين بيماري شکل ميگيرد و علت وقوع اين همهگيري را انحراف افکار عمومي جهان، از وقايع جاري در عراق ذکر ميکند. طبق اين فرضيه به دليل پيچيده شدن شرايط در تهاجم به عراق و برخي از مخالفتهاي مردمي در اقصي نقاط جهان، نياز به يک شيوه خبري براي انحراف افکار عمومي بوده است تا در سايه فرصت ايجاد شده، برخي از فعاليتها و اقدامات در عراق به دور از چشمهاي تيزبين خبرنگاران و رسانهها انجام شود.
فرضيه ديگر بر اساس صدمه زدن به اقتصاد در حال رشد چين و منطقه آسياي جنوب شرقي شکل ميگيرد و شيوع اين بيماري را يک حمله بيوتروريستي با هدف ضربه زدن به صنعت توريسم و فلج نمودن فعاليتهاي اقتصادي در يک مقطع زماني در چين ميداند. خسارت وارد آمده بر اقتصاد چين که بيشتر اثر خود را به صورت کاهش درآمدهاي ناشي از صنعت توريسم برجاي نهاده است، دليلي در تأييد اين فرضيه ميباشد.
از طرفي بيش از نيمي از 600 نفر مبتلا به سارس در شهر هنگکنگ در يک آپارتمان به نام Amoy Garden و يک طبقه از هتل Metropole سکونت داشتهاند. اين تجمع آلودهشدگان به ويروس، احتمال انتقال ويروس در يک حمله تروريستي از راه قطرات هوا (آئروسل) و يا انتقال از راه چمدان يا بستههاي پستي را تقويت ميکند.
فرضيه سوم: دسيسههاي منفعت طلبانه کارتلهاي اقتصادي و شرکتهاي توليدکننده مواد دارويي مرتبط
پروژه ژنوم انسان از نظر علم و رسانهها به عنوان پروژهاي براي حفظ بشر اعلام ميشود ليکن اين تکنولوژيها ميتوانند به همان نسبت که سلامتي ميدهند، بيماري هم ايجاد کنند.
از طرفي، دانشمندان انجام آزمايشهاي ژنتيکي براي ساخت واکسنها و درمان به وسيله ژنها را لازم ميدانند ليکن نکتهاي که از ديد مردم عادي پوشيده ميماند آن است که هر ويروس جديد، پول فراواني براي کمپانيهاي دارويي، بيولوژيستها، سازندگان واکسنها و صنايع بهداشتي و سهامداران آن به ارمغان ميآورد. آژانسهاي بهداشتي و آژانسهاي بينالمللي مانند WHO (سازمان جهاني بهداشت) با شرکتهاي داروسازي و دولتهاي صنعتي و سرمايهداران بزرگ، ارتباط نزديک و منافع مشترک بسياري دارند.
صحت اين فرضيه را عرضه داروهاي توليدي، در موج آتي همهگيري سارس که با شروع فصل سرما آغاز خواهد شد، اثبات خواهد نمود.
فرضيه چهارم: انتقال ويروس از حيوانات وحشي به انسان
يکي از فرضيههاي نسبتاً قديمي و رايج در شناخت علل بروز بيماريهاي جديد، ارتباط آن با طبيعت، بخصوص رابطه ميان انسان و حيوان است.
افزايش سفرهاي جهاني و جهاني شدن، رشد جمعيت و افزايش نرخ مهاجرت، تخريب جنگلها و افزايش تماس انسان تحت عنوان برنامههاي تحقيقاتي با جنگلهاي بکر مناطق استوايي و بيابانها که مخزن حشرات و حيواناتي هستند که عوامل عفوني ناشناخته در آنها وجود دارد به عنوان يکي از فرضيههاي ثابت بيماريهاي ناشناخته مطرح ميگردد.
در مورد علت شيوع سارس، دانشمندان متوجه شدند در چين از گونههايي از حيوانات وحشي به عنوان غذا استفاده ميشود و نيز از عدم تشابه ساختمان مولکولي ويروس سارس با کروناويروسهاي شناختهشده، به اين نتيجه رسيدند که اين ويروس از حيوانات وحشي به انسان منتقل شده است و آن را به عنوان منشآ ايجاد و گسترش بيماري سارس اعلام نمودهاند.
مؤخره :
نتيجهگيري قطعي در باره يافتن منشأ سارس به راحتي امکان پذير نيست. اما آنچه بيش از ساير علتها مورد توجه قرار ميگيرد، غير طبيعي بودن و نادر بودن ساختار ژنوم ويروس ناقل بيماري است که احتمال ايجاد آن توسط انسان را به شدت، تقويت ميکند. صرف نظر از اينکه ويروس به صورت تصادفي از آزمايشگاههاي توليد سلاحهاي بيولوژيک کشورهاي منطقه، به خصوص چين در اثر اشتباهي به بيرون درز پيدا نموده يا يک سري حملات تروريستي بوده و يا از طريق حيوانات وحشي به انسان منتقل شده يا اينکه از طريق حيواناتي که آزمايشهاي بيولوژيکي بر روي آنها به عمل آمده شيوع يافته است. نکتهاي بسيار حساس و دقيق مطرح است که با توجه به آنکه قدرت هستهاي جهان براي نابودي زمين کافي است، هنوز عطش سردمداران قدرت در دستيابي به سلاحهاي جديدتر و مؤثرتر براي نابودي انسانها فروکش نکرده و روند توليد سلاحهاي کشتار جمعي وارد مرحله خطرناکي شده است به گونهاي که کنترل اين روند ممکن است از دست سردمداران آن نيز خارج شود و آغاز حملات بيوتروريستي از دامنه حکومتها به حوزههاي فردي و شخصي کشيده شود و با تهيه تجهيزات نه چندان عريض و طويل آزمايشگاهي، اقدام به تهيه و توليد سلاحهاي بيولوژيک شود و يا با تهيه اين محصولات از بازارهاي سياه بينالمللي، با سادهترين روشها، فجايع غير قابل کنترلي به بار آورد.
بنابراين اين نگراني وجود دارد در سايه تئوري جنگ تمدنها، که مدام بر طبل آن نيز بيش از پيش کوبيده ميشود، گروههاي مختلف نژادي و ضد بشر كه پايبند به اصول اخلاقي و انساني نيستند براي مقابله با مخالفان خود، از سلاحهاي بيولوژيك استفاده ببرند. لذا لازم است تا عزمي جهاني براي کنترل جنون سلاحهاي بيولوژيک غير حفاظت شده و رفتاري مسئولانهتر ايجاد شود تا شايد اين معضل جديد بشر به ظاهر متمدن، ابعادي بيش از آنچه اکنون دارد، ايجاد نکند.
