نویسنده: کارن استفنسون

منبع: استراتژی و بیزنس

 

 

چه رهبران کسب و کار و چه پیشروان تشکل های اجتماعی، اکنون بیش از پیش آگاهند که سلامت کارشان با سلامت جوامع محل فعالیتشان در ارتباط مستقیم قرار دارد سلامت اجتماعی یعنی اعتماد بالا در ارتباطات.  اما كم نيستند مدیران سازمان هایی که علاقمند به مشارکت افرادی هستند که نقش مهم و موقعیت شناخته شده ای در جامعه شان دارند. افرادی که نقشی در تصمیمات عالی یا مرتبط با افراد عالی در جامعه یا به نحوی خبر ساز هستند. بنابراین، تمامی تلاشها براساس این فرضیه ناگفته شکل می گیرد که قدرت نفوذ ابتدا از قدرتهای وابسته به مقامهای مهم نشأت می گیرد که این قبیل قدرت به معنای در اختیار داشتن توان اجرایی بالا است.

ولی بدانیم همانطور که چارت سازمانی یک شرکت بیانگر عملکرد آن نیست، فهرست کردن افراد ذی نفوذ در یک شرکت نیز نشان دهنده سطح روابط و میزان اعتماد در شرکت نیست. موفقیت یک فعالیت اجتماعی وابسته به رانت ارتباطی نیست بلکه وابسته به میزان اعتمادی است که میان این شبکه ها وجود دارد پس به دنبال اعتماد مبتنی بر مقام و موقعیت نباید بود بلکه باید به دنبال افراد اثر گذار بود چرا که اعتماد را افراد اثر گذار رقم می زنند که هنرشان گرفتن ارتباط میان سلایق و اختلافات است یعنی ساختن نور سفید از هفت رنگ . ارتباط هایی که ناشی از اعتماد متقابل است ارتباطهایی که بر مبنای اعتماد ساخته شده بر بسیاری از  ابتکارات پیچیده در موفقیت تشکل های اجتماعی ارجحیت دارد. افراد در یک سازمان  شرکت و یا یک شبکه اجتماعی  براحتی زمان خود را بصورت مداوم صرف امور مختلف نمی کنند، مگر اینکه رهبرانی مبتکر داشته باشند. علاوه بر این  اعتماد و قدرت برخواسته از مقام و موقعیت اغلب رابطه‌ای عکس باهم دارند: هرچه موقعیت فردی بالاتر باشد، احتمال اعتماد دیگران به وی کمتر است. یک امر مهم محلی، اگر بر عهده افرادی گذارده شود که خصوصیت اصلی شان داشتن مقامی بالا در میان مردم برای دستور دادن به آنهاست، عملاً در مسیر شکست قرار می گیرد. در هرجایی که تغییر در دستور کار قرار گیرد، قدرت ارتباط افراد بر قدرت برخواسته از مقام و موقعیت پیروز می شود. بنابراین، اثرگذارترین ابتکارات  مشارکت افرادی را دریافت می کنند که شبکه های غیررسمی شان گسترش زیادی در میان سازمانها و بخشهای دولتی دارد. چنین افرادی اغلب قهرمانان فرانخوانده یک جامعه هستند. حال این قهرمانان را چگونه صید کنیم؟

 

 

نقشه برداری فرهنگی

شناسایی چنین افرادی چالش مهمی است زیرا آنها در پایین رادار عمومی پرواز می‌کنند. یافتن آنها نیازمند تهیه یک فهرست نیست بلکه به طرح ریزی رویکردی جدید و در واقع به یک نقشه برداری  احتیاج دارد. این نوع نقشه دیاگرامی از ارتباطات غیررسمی در میان مردم است؛ نقشه  شبکه های روابط نشان می دهد که از طریق آن اطلاعات منتشر و جریان می یابند. از آنجایی که این نقشه شبکه ها و نه موضع رده بندی را نشان می دهد، نقشه در واقع نقاط اثرگذار (مردمی که می توانند برای علایق و اثرگذاری شان شاخص شوند) و نقاط محدودیت زا (افرادی که ممکن است دلیلی برای خاتمه دادن یا محدود کردن یک ابتکار داشته باشند) را نشان می دهد. این امر ارتباطات فردی را مشخص می کند که می توانند در خدمت تغییر همه جانبه قرار گیرند.

بنابراین، اولین گام بسوی نوزایی عبارتست از شناسایی افرادی از جامعه که قابلیت همکاری از راههای مفید را دارند. ما اغلب اين كار را با شناسايي «ارتباط‌دهنده‌ها» شروع مي‌كرديم: افرادي كه روابط بادوام و معناداري را در سراسر طيف بخشهاي اقتصادي و سازمانها ايجاد مي‌كنند. ارتباط‌دهنده‌ها هميشه نمي‌توانند موقعيتهاي بالايي را براي خود نگه دارند اما قدرت زيادي دارند زيرا شرايطي را ايجاد مي‌كنند كه افراد را بهم پيوند داده و باعث انجام كارها مي‌شوند. آنها كاتاليزورهايي ضروري براي تغيير هستند.

مثلث اعتماد

یک روش برای نقشه برداری و شناساسي ارتباط‌دهنده ها شامل دو مرحله است.  در گام اول، يك سری سؤال مطرح کنید كه در آن پاسخ‌دهندگان افراد ديگري را براي مصاحبه پيشنهاد مي‌دهند. این سؤالات روشی برای یافتن ارتباط دهندگان است:

  • چه كسي را بسيار نوآور مي‌دانيد؟
  • چه كسي از ايده‌هاي مربوط به «تصوير بزرگ» در كارهايش بهره‌برداري مي‌كند؟
  • چه كسي براي نياز های  عمومي‌نگراني دارد و هرچه را براي انجام پروژه‌اش لازم است، بكار مي‌بندد؟
  • چه كسي  را سراغ دارید که براي ديدن انتهاي كار از ابتدا تلاش مي‌كند؟
  • براي كمك در گردآوري منابع به چه كسي نياز داريد؟

 

گام دوم تلاش براي درك اين مطلب است كه چه طور شد ارتباط‌دهنده‌ها به ارتباط‌دهنده تبديل شدند. باید از افراد یک شبکه پرسید، درباره افرادي كه در شبكه‌شان به نظر «داناي كل» مي‌رسند، فكر كرده و بگويند اين ارتباط‌دهنده‌ها چه مشتركاتي باهم دارند؟ سپس در نموداري كه از بدبين تا خوش‌بين طراحي شده، به خودشان نمره بدهند و بگويند براي ايجاد رابطه دوستي جديد تا چه حد راحت و آزاد هستند.

سپس بعد از مراحل فوق، می توانید فهرستي از ارتباط‌دهندگان ديگر به شركت‌كنندگان در این پرسش و پاسخ  نشان داده و از آنها بخواهیم كنار اسم افرادي كه حايز ویژگی های  زیر هستند علامت بزنند، در واقع این مرحله آخر نقشه برداری ما می‌باشد.

  • هر فردي كه بخشي از جامعه محلي محسوب مي‌شد.
  • هر فردي كه فكر مي‌كردند براي به مرحله عمل درآوردن ايده‌ها تخصص لازم را دارد.
  • هر فردي كه دوست دارند با وي كار كنند.

با اين پاسخها، می‌توانید نقشه‌ای که در آن  پتانسيل لازم براي مسيرهاي واقعي همكاري نشان می دهد را رسم کنید. یعنی همان نقشه فرهنگی.

پيوند دادن ارتباط‌دهندگان

شكي نيست كه ارتباط‌دهندگان، پتانسيل تغيير منظر اجتماع خود را دارند. آنها داراي مهارتهاي مشاركتي براي به جريان درآوردن منابع هستند. ارتباط‌هاي آنها در سراسر بخشها مي‌تواند سطح بالايي از اعتماد را ايجاد كند. اما باید بدانیم كه آنها وقتي براحتي ارتباط داده شوند بسیار  قدرتمند خواهند بود.

قدرت گرفتن ارتباط، اساس گردش اطلاعات است ولی «تخصص» كه مورد توجه بسياري از رهبران دانشگاهي و دولتي است، ممكن است توانايي‌ فرد را براي تبادل اطلاعات با ديگران پايين بياورد چرا که فرد را در موقعیت دستور دادن قرار داده و این مسیر از درجه اعتماد میان افراد را تنزل می دهد.

بدانیم که افراد ارتباط دهنده به دلیل تمایل  به انجام كاري متفاوت آنها را به جوامع كشانده است. پس جاي تعجب نيست كه شاهد باشیم ارتباط‌دهنده‌ها با جماعت همرنگ هستند.

شبكه‌هاي اعتماد که ناشی از فعالیت افراد ارتباط دهنده است، كليد موفقيت مشاركتي هستند.

ارتباط دهندگان، حاملان خصوصياتي ويژه هستند كه موفقيت هر كسب و كاري را تضمين مي‌كنند. آنها افرادي جادويي هستند: اگر آنها را بروي كار بياوريم، اتفاقات جالبي رخ خواهد داد.

زيبايي تنوع و اختلاف

بله، توانايي موفق شدن موضوعي مسري است؛ اگر موفقيت از ارتباط نشأت بگيرد، مي‌تواند در سراسر تمام سازمانها و جوامع گسترش بيابد. اما افرادي كه مقام‌هاي بالايي داشتند ارتباط‌دهنده هايي نيستند كه اين قابليتها را به ديگران منتقل كنند. همانطور محققان علوم اجتماعي مي‌دانند، سه نقش اساسی در شبكه‌های اجتماعی وجود دارد كه همه آنها در تحليل رياضياتي سيستم‌ها، قابل تشخيص هستند که عبارتند از : قطب‌ها، نگهبانان و گيرنده‌ها. قطب‌ها افرادي هستند كه مردم زيادي را مي‌شناسند. آنها گسترش شبكه، تجارت و انتشار سريع اطلاعات را ممكن مي‌سازند. نگهبانان يك مسير حساس را دنبال مي‌كنند، آنها اغلب تنها پل ارتباطي ميان بخش مهمي ‌از شبكه و ساير افراد هستند. آنها با كمك به مردم براي تمركز و بحركت درآوردن چيزها، شبكه را قوي‌تر مي‌سازند. گيرنده‌ها توسط ديگر ارتباط‌دهنده‌ها و اغلب بواسطه قضاوت و بصيرت‌شان مورد توجه قرار مي‌گيرند و به گروه براي حفظ يكپارچگي و چشم‌انداز كمك مي‌كنند. آنها در زمان بروز آشفتگي‌ها بسيار ارزشمند هستند.

.

شبکه های اجتماعی آلبومی از سلایق  تنوع و اختلاف هاست، اما حضور یک پیوند دهنده و ایجاد ارتباط میان این تنوع موفقیت های بزرگ را رقم می زند، این یعنی زیبایی اختلاف. زيبايي اختلاف راهي است كه از طريق آن مردم با مهارت‌هاي متنوع، دانش و سبك‌هاي فکری و کاری  متنوع  بدون چشمداشتی مالی به سوی یک  سازمان  پویا يا فرهنگی حرکت دهنده  فعاليت مي‌كنند، فقدان اعتماد، فرايند دموكراتيك را از بين مي‌برد. پروژه‌هاي ارتباط‌دهنده اجتماعي الگويي را براي بازگشت به روشهاي مشاركتي ارايه مي‌دهند كه بهترين فعاليتهاي طول تاریخ بوده اند.

تفکر متعالی شماره 10