فردیس فیض بخش
موانع خلاقیت همان دلایلی هستند که موجب تنگ شدن یا بسته شدن کانال های خلاق در انسان ميشوند. با شناسایی این عوامل و آگاه شدن بر آنها میتوانیم این موانع را کمرنگ و حتی محو کنیم و به این ترتیب به جاری شدن جریان های خلاق در خودمان و دیگران کمک کنیم. حال به موانع اصلی اشاره میکنیم و بعد راههای مقابله با آنها میپردازیم.
دیدن جهان بر طبق الگوهای موجود
دیدن جهان مطابق الگوهای موجود که به آنها عادت داریم و در ذهنمان شکل گرفته اند یکی از عوامل اصلی برای عدم بروز خلاقیت است که به تعبیری، بخشی از شرطی شدگی است. چارچوب ها و قالب های ذهنی موجب ميشوند که دیدی بسته نسبت به جهان و آنچه در اطرافمان ميگذرد داشته باشیم که همین موجب ایجاد اختلال در روند خلاق ميشود.
از سوی دیگر باید در نظر داشت که این ساز و کار ذهن که به الگو سازی از تجربیات و واقعیات و غیره میپردازد و در مرحلهی بعد به شناسایی آنها و عادت کردن به آنها میپردازد، فرایندی لازم برای انسان است، چرا که اگر ذهن الگوسازی نميکرد، وقت بسیار بسیار زیادی برای انجام دادن مجدد کارهای تکراری تلف ميشد، چرا که در هر بار، برای انجام دادن یک کار مشخص، نیاز به انجام دادن مجدد کارها بود، چرا که در هر بار، برای انجام دادن یک کار مشخص نیاز به کشف کردن ( دوبارهی ) راههای آن بود که مسلماً نسبت به داشتن یک الگوی آماده برای انجام آن، وقت بیشتری میگرفت. بنابراین این سازوکار ذهن کاملاً مفید است و نميتوان از آن خرده گرفت بلکه در مواقعی که ميخواهیم جریانی خلاق جاری شود باید بر این الگوهای شکل گرفته و ساخته شده آگاه شویم و از آنها فراتر رویم.
ادوارد دوبونو ميگوید:«مغز تنها ميتواند آنچه را که برای دیدن آماده شده است (الگوهای موجود) ببیند». از سوی دیگر با توجه نسبت به این موضوع ميگويد« معصومیت خلاقیت اختصاصی کودکان است ». اگر شما رهیافت معمول، راه حل معمول و مفاهیم معمول مربوط را ندانید، در نتیجه ممکن است به رهیافت تازه ای دست یابید. همچنین اگر قیدها و دانستن کارهایی که نميتوان انجام داد مانع شما نباشد در این صورت بیشتر آزاد خواهید بود تا رهیافت جدیدی مطرح کنید. این همان رویکردی است که ژان پیاژه در برخورد با موضوعات جدید داشت. او هنگاميکه ميخواست دربارهی موضوعی تازه به تحقیق بپردازد، در مورد آن مطالعه نميکرد تا الگوهای از پیش تعیین شده در ذهنش شکل نگیرد و با ذهنی تازه و دیدی باز به آن موضوع بپردازد.
بنابراین روش از میان برداشتن این مانع، کنار گذاشتن موقتی الگوهای شناخته شده و موجود و نگاه کردن به موضوعات از زوایای مختلف و بویژه تازه است. زوایایی که تا به حال کسی از آن زوایا با آن موضوع برخورد نکرده است.
رد کردن سریع ایدهها
دوبونو این عامل را در رسیدن به راههای جدید و خلاقانه مانعی مهم میداند. با این کار، ما بدون بررسی درست و واقع بینانه به پیش داوری و قضاوتی ناقص نسبت به ایدههایی میپردازیم که میتوانند به صورت بالقوه نتایج کاملاً خلاقانهای را به همراه داشته باشند. رد کردن سریع ایدهها به تعبیر او نتیجهی کاربرد فوری و فشار القائات بیرونی است.
یکی از رایجترین و قویترین راههای رد کردن ایدهها جملهی سادهی « مثل همان» است. مثلاً : «این ایده مثل همان است که ما همیشه انجام میدهیم» یا «این مثل همان است که ما عادت داریم از آن استفاده کنیم» یا «این مثل همان ایده ای است که ما سعی کردیم ولی نتیجه ای نداد».
جملهی «مثل همان» به نظر بیآزار میآید ولی قویترین قاتل ایدهها محسوب میشود. در واقع به کار بردن این جمله به این معناست که نیازی به توجه به این ایده یا اندیشیدن دربارهی آن وجود ندارد زیرا اصلاً ایدهی جدیدی نیست.
همان طور که معلوم است راه مقابله با این ایده به کار نبردن این جملهی کوتاه و بازدارنده است. البته این به کار نبردن شامل اشکال گوناگون آن هم میشود.
پیش داوری و پس زدن
در اغلب اوقات هنگاميکه در جستجوی ایدههای تازه هستیم افراد به طور حتم دربارهی موضوعات خاص ایدههایی دارند و هنگاميکه از آنها سؤال میشود چرا این ایدهها را ارائه ندادهاند چنین پاسخ هایی میدهند:
– به من مربوط نبود!
– کسی به ایدهی من علاقه مند نخواهد بود! ( از کجا میدانی؟ شاید قضیه کاملاً بر عکس باشد.)
– کسی از من نخواسته بود! ( انفعال )
– میل ندارم درگیر توضیح دادن ایده بشوم. ( نوعی دیگر از انفعال )
همان طور که مشخص است داشتن چنین موضعهایی نه تنها منجر به نتایج خلاقانه نمیشود، بلکه امکان رسیدن به نتایج بالقوه را نیز از میان میبرد، بنابراین افرادی که طرز فکرهایی از این دست دارند، باید به شدت با این موانع مقابله کنند و در جهت عکس آن بیاندیشند. خارج شدن از موضع انفعالی با فعال ساختن ذهن راه بسیار خوبی برای مقابله با پس زدن ایدهها است. همچنین جلوگیری از پیش داوری ها و عکس العمل های سریع ذهن نسبت به رد کردن شیوهی دیگر مقابله با آن است. سؤال سازی پیرامون موضوع هم ذهن را از حالت انفعال خارج میکند و هم از پیش داوری جلوگیری میکند.
تنبلی و زود دست از کار کشیدن
بسیاری از افراد به این دلیل به راههای خلاق دست نمییابند که بسیار زود دست از تلاش میکشند و برای رسیدن به راهحلهای خلاق و یا موضوعات خلاقانه به تلاش خود ادامه نمیدهند. مسلماً تلاش بیشتر به نتیجههای بهتری منجر میشود.
راه مبارزه با آن دست از تلاش (ذهنی) نکشیدن است. به توصیهی الینیکف «دست از دست کشیدن بکش ».
ترس از سرزنش
دوبونو ميگويد مجریان (اجرا کنندگان طرح ها) اکثراً به علت اشتباهاتشان یا حل نکردن مسائل مورد سرزنش قرار ميگیرند، ولی بسیار نادر است که کسی به علت از دست دادن یک امکان یا فرصت سرزنش شود. بنابراین کمتر کسی خطر آزمودن امر جدیدی را به عهده ميگیرد. اگر این افراد امر جدیدی را بیازمایند و درست نباشد یک نمرهی منفی ( از نظر دیگران، که ميتواند درست نباشد) در کارنامهی آنها ثبت خواهد شد ولی عجیب اینجاست که اگر کار جدیدی را تجربه نکنند هرگز در معرض اشتباه نخواهند بود. به این ترتیب نیروی ابتکار و نوآوری از کجا خواهد آمد؟ بنابراین نباید ترسید. ترس را باید کنار گذاشت و به ایدههای جدید و راههای نو و مفید امکان بروز داد.
پی نبردن به « اصل مطلب »
پال تورنس ميگويد بسیاری از افرادی که در واقع خلاقاند به علت آنکه آنچه را مهم و اساسی است نادیده ميگیرند، در حل مسائل یا ایجاد راههای مختلف ناتواناند. آنها به «اصل مطلب پی نميبرند». درواقع پی بردن به «اصل مطلب» یا همان نکات کلیدی در هر موقعیت و هر مسئله ای از مهم ترین قدم ها محسوب ميشود به ویژه در مسیرهای خلاقانه است.
برای دست یافتن به «اصل مطلب» ميتوان از تکنیک ساده کردن مسائل استفاده کرد. تا آنجا که ميشود مسائل را ساده کنید و حواشی را کنار بگذارید تا «اصل مطلب» نمایان شود. با آگاهی از «اصل مطلب» توان بسیار بیشتری در حل مسائل و ارائهی راهحلهای خلاقانه خواهید داشت.
«اصل مطلب» همان چیزی است که قرار است فعالیت خلاقانه را به خاطر آن انجام دهیم! بنابراین پی بردن به آن ميتواند ضروری ترین مسئله باشد.
عواطف ( منفی )
عواطف و دلبستگیها، بهویژه عواطف منفی و تضعیف کننده عاملی مزاحم در فرایند خلاقیت تلقی ميشوند. مسلماً ذهن آزاد و رها بهتر ميتواند به راهها و موقعیتهای خلاقانه بیاندیشد. البته عواطف مثبت (اگر عواطف را در تعریف عامش در نظر بگیریم) ميتوانند در بروز خلاقیت نقش تقویت کننده داشته باشند. بنابراین نشاط ذهنی و آزاد بودن ذهن ميتواند نقش مؤثری در بروز خلاقیت داشته باشد. مراقبه و تمرین های مشابه آن مانند تمرکز ميتواند اثر تقویت کننده ای در آزاد شدن و نشاط ذهن داشته باشد.
ارزیابی
به تعبیر ترزا آمابلی، از میان تمام شرایطی که به نظر ميرسد مانع کار خلاق افراد مشهور گردیده، زننده ترین و استوارترین عامل عطف توجه بیش از حد به ارزیابی است! این عامل (مانع) در واقع به نوعی همان ترس از سرزنش و یا پیش داوری و قضاوت عجولانه است که ميتواند به راحتی موجب از دست رفتن امکان ها و نتایج خلاقانه شود.
پرهیز از پیش داوری بهترین راه حل آن است
ایده آل گرایی افراطی
این عامل یک مانع عمومي در تولید، دست به کار شدن و خلق کردن به شمار ميرود. باید دانست که ایده آل گرایی در بسیاری از افراد منجر به این نتیجهی ناراحت کننده شده است که آنها تا آخر عمر دست به نوآوری و ابتکار نزنند! برای غلبه بر این مانع باید دانست که برداشتن کوچک ترین گام به سوی خلاقیت دربردارندهی امکان ها و ایدهها و دریچههای دیگری است که هر کدام از آنها ميتوانند منجر به نتایج بسیار بهتری شوند.
اگر این مانع، مانع از حرکت شما شده است، با برداشتن گامي کوچک ميتوانید بر آن غلبه کنید، چراکه در مقابل ایده آل گرایی، عمل گرایی قرار ميگیرد که با برداشتن گامي کوچک آغاز ميشود! و ميتواند به کجاها که نرسد…
واکنش سریع در مرحله ی ایده یابی
ایدهیابی مرحله ای است که ما در آن به کشف کردن امکانات موجود ميپردازیم. این مرحله که پیش از مرحلهی انتخاب راه و پس از مرحلهی تعیین هدف و شناخت مسئله است از اهمیت بسیار بسیار بالایی برخوردار است، چرا که جرقه زدن ایدههای خلاق و شکل گرفتن مسیرهای خلاق در واقع در این مرحله انجام ميگیرد؛ حال ميتوان فهمید که واکنش نشان دادن سریع در مرحلهی ایده یابی (چه مثبت و چه منفی) ميتواند ما را از رسیدن به نتایج کاملاً خلاقانه باز دارد.
واکنش سریع مثبت و هیجان زده نسبت به یک ایده، ميتواند تلاش ذهن را برای جستجوی بیشتر و کشف گزینههای خلاقانه تر متوقف کند؛ همچنین واکنش سریع منفی ميتواند از همان ابتدا ایدهی خلاقانه را در نطفه از میان ببرد و یا مانع از رشد و شکوفایی آن شود. بنابراین توصیه ميشود که در مرحله ی ایده یابی، به ویژه در ایده یابی خلاق، ذهن را کاملاً آزاد و سیال بگذارید و اجازه دهید که حتی ایدههای کودکانه و یا به ظاهر احمقانه از ذهنتان عبور کنند و آنها را یادداشت کنید. به یاد داشته باشید که بررسی و قضاوت در مورد این ایدهها مربوط به مرحلهی بعدی ميشوند. بنابراین نگران نباشید!!
برخورد محدود با ایدهها
این همان عاملی است که موجب ميشود ایدههایی که قابلیت بسط و گسترش دارند نتوانند به بلوغ لازم برای منجر شدن به نتایج خلاقانه برسند. تفاوت این مانع با واکنش سریع نسبت به ایدهها در این است که واکنش سریع از همان ابتدا موجب حذف شدن ایده ميشود در حالی که برخورد محدود با ایدهها موجب از دست رفتن فرصت پرورش یافتن و پخته شدن ایدهها ميشوند. چه بسا ایده ای که از یک زاویهی خاص و با در نظر داشتن محدود امکانات در ظاهر ثمرهی خلاقی ندارد بتواند از زوایای دیگر یا از زاویه ای دیگر به نتایج کاملاً خلاقانه منجر شود، چرا که در واقع نگرش ما است که به اشیاء، امکانات، انسان ها و. .. هویت ميدهد و مسلماً برخورد خلاقانه با یک ایدهی به ظاهر ساده ميتواند نتیجه ای کاملاً خلاقانه به همراه داشته باشد و یک میلهی فلزی نوک تیز، ميتواند به سوزن خیاطی، میخ، سوزن گرامافون و… تبدیل شود. در واقع نگرش ما ميتواند ماهیت اشیاء را تغییر دهد. در واقع با داشتن نگاه خلاق از هر امکان و فرصتی ميتوان به نتیجه ای خلاق رسید.
حک شدن کلمه ی نه و نميشود در ذهن
این مانع به ظاهر کوچک ميتواند با قدرت اجرایی زیادی که دارد به راحتی همهی ایدههای خلاق را منهدم کند. به تعبیری همهی دست آوردهای خلاق پیش از خلق شدن و کشف شدن ناشدنی و حتی غیر ممکن به نظر ميرسیدند ولی کسانی که بر «نه» و «نميشود» چیره شدند توانستند عرصههای جدیدی را باز کنند. البته این مانع به نوعی بدبینی و نگرش منفی تعبیر ميشود که به راحتی موجب از دست رفتن فرصتها ميشود.
راه حل چیره شدن بر این مانع بسیار ساده است. الینیکف ميگويد:هرگاه «نه » را در ذهن خود شنیدید بلافاصله بپرسید«چرا که نه؟»؛ به همین سادگی. با این کار ميتوانید بستری بسیار مناسب برای بروز خلاقیت ایجاد کنید. البته « چرا که نه؟ » را در موارد اخلاقی، قانونی و موارد مشابه نباید به کار برد.
باور به اینکه خلاقیت منحصر به تعداد معدودی از افراد است
افراد بسیاری هستند که چنین طرز تفکری دارند و فکر ميکنند خلاقیت و خلاق بودن یک امر ژنتیکی و مادرزادی است. البته باید توجه داشت که ممکن است برخی از افراد ظاهراً از خلاقیت ذاتی برخوردار باشند ولی خبر جالب این است که این موضوع که دیگران بهره ای از خلاقیت ندارند به وسیلهی تحقیقات انجام شده مردود شده است و این موضوع روشن شده است که خلاقیت در افراد گوناگون قابل تقویت و رشد است.
غلبه بر این مانع کنار گذاشتن این باور و توجه به نتایج تحقیقات است!
لجبازی در روش کار
یکی از دلایلی که باعث ميشود اکثریت افراد با بالا رفتن سن شان، کمتر خلاق باشند، نهادینه شدن عادت ها است که در نتیجهی تجارب، تحصیلات و غیره باعث شکل گیری عوامل بازدارنده در افراد ميشوند و ذهن و طرز فکر آنها را به سوی جمود ميکشاند. روان شناسان این عوامل منفی را «لجبازی در روش کار» نامیده اند. راه حل مقابله با این مانع آگاه شدن بر عادت ها، شرطی شدگی ها و در مرحلهی بعد شکستن آنها و فراتر رفتن از آنهاست. برای تمرین این مورد ميتوانید برای مدت زمان مشخصی، هر چند کوتاه، به گونه ای که منطبق بر عادت ها یتان نیست رفتار کنید. شاید به این نتیجه برسید که نبودن برخی از این عادت ها بسیار سودمند تر و خلاقانه تر باشد! همچنین آشنایی با افراد آگاه و همین طور با حوزههای جدید و آموختن امور تازه ميتواند این مانع را از میان بر دارد.
نتیجه گیری
بنابراین در مجموع ميتوان گفت که باور داشتن به این موضوع که خلاقیت متعلق به همهی افراد است عاملی بسیار مؤثر در رشد خلاقیت است. همچنین باید به یاد داشت که خلاقیت عنصری قابل تقویت است و ظاهراً حدی برای آن تعریف نشده است!
عامل مهم بعدی فائق شدن بر شرطی شدگی ها، عادات، واکنش ها و باورهای منفی است که موجب بسته شدن مسیر خلاقیت شده است که به چگونگی آن پرداختیم. در آخر ميتوان پرورش دادن دید خلاق و نهادینه کردن آن و قرار گرفتن در فضای ذهنی با نشاط و همچنین سرور را به عنوان عوامل مهم در غلبه بر موانع و بروز خلاقیت یاد کرد.
منابع
آقانی فیشانی،تیمور، خلاقیت و نوآوری در انسان و سازمان ها، نشرترمه، تهران: 1377
الینیکف، آندره جی، مگا خلاقیت، مارال شیخ زاده، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، تهران: 1385
آمابلی ترزا، شکوفایی خلاقیت، حسن قاسم زاده و پروین عظیمی، نشر دنیای نو، تهران: 1386
بازان، تونی، نیروی نبوغ خلاق، حورزاد صالحی، انتشارات پل، تهران: 1384
جعفرنیا، محسن، مهندسی تفکر، انتشارات سیمای دانش، تهران: 1384
تورنس، ئی پال، استعدادها و مهارت های خلاقیت و راههای آزمودن و پرورش آنها، حسن قاسم زاده، دنیای نو، تهران: 1375
دوبونو، ادوارد، خلاقیت جدی، قاسم بصیری و مرتضی غفاری پور، نشر آیین، تهران: 1382
قاسم زاده، حسن، آموزش کاربردی خلاقیت و حل خلاق مسائل، نشر قصیده سرا، تهران: 1383
De Bono, Edward, New Thinking for the New Millennium, Penguin books, 2000
تفکر متعالی شماره 10
