اساس و بنيان مغز انسان

نوشته: رژينا بيلي

منبع: سايت about.com

 

مترسك‌ها به آن نياز دارند، انيشتين نوع بسيار مرغوبي از آن را داشت؛ اين جزء از بدن مي‌تواند تمامي‌اطلاعات را در خود جاي دهد. توانستيد حدس بزنيد درباره چه چيزي صحبت مي‌كنيم؟ بله البته، مغز.

مغز مركز كنترل بدن است. اپراتور تلفني را در نظر بگيريد كه به تمام تماسها پاسخ مي‌دهد و آنها را به قسمتهاي مرتبط وصل مي‌كند! مغز شما هم مانند اين اپراتور با ارسال پيامهايي به سراسر قسمتهاي بدن كار مشابهي را انجام مي‌دهد.

مغز يكي از برزگترين و مهمترين ارگانهاي بدن انسان است و وزن آن حدوداً به سه پوند مي‌رسد. اين قسمت از بدن داراي مسئوليتهاي زيادي است، بسياري از كارها از هماهنگ‌كردن حركات گرفته تا مديريت كردن احساسات همگي بر عهده مغز است. مغز از سه بخش اصلي تشكيل شده است: قدامی، ساقه مغز و خلفی.

 

قسمت جلويي مغز يا قدامی

اين قسمت از مغز از پيچيده‌ترين بخش مغز بوده و اعمالي مانند «احساس كردن»، «يادگيري» و «بخاطر آوردن» را براي ما ممكن مي‌سازد. اين قسمت از دو بخش تشكيل شده است: telencephalon (كه از پوسته دماغي و corpus callosum تشكيل شده است) و diencephalons (كه شامل تالاموس و هيپوتالاموس مي‌شود.)

كورتكس دماغي، امكان درك اطلاعات دريافت شده اطراف را به ما دهد. منطقه‌هاي چپ و راست كورتكس دماغي توسط پوسته بسيار نازكي از هم جدا شده‌اند كه corpus callosum ناميده مي‌شود. تالاموس مانند خطوط تلفن عمل مي‌كند؛ يعني اجازه مي‌دهد اطلاعات به كورتكس دماغي ارسال شوند. هيپوتالاموس براي منظم‌سازي هورمونها، عصبانيت، تشنگي و تحريك شدن بكار مي‌رود.

 

 

ساقه مغز

ساقه مغز از مغز مياني و خلفی تشكيل شده است. همانطور كه از نام آن هم مي‌توان حدس زد، ساقه مغز مانند ساقه يك شاخه عمل مي‌كند. مغز مياني بخش بالايي شاخه است كه به مغز قدامی ارتباط پيدا مي‌كند. اين قسمت از مغز اطلاعات را ارسال كرده و دريافت مي‌كند. اطلاعات بدست آمده از حواس مانند آنچه از طريق چشم‌ها و گوشها دريافت مي‌شوند، به اين بخش فرستاده شده و سپس به بخش قدامی ارسال مي‌گردند.

 

بخش خلفی

ساقه مغز از بخش خلفی تشكيل مي‌شود كه بخش پاييني ساقه مغز را ساخته و شامل سه بخش مي‌شود. بصل‌النخاع اعمال غير ارادي مانند هضم غذا و تنفس را كنترل مي‌كند. دومين قسمت از بخش خلفی حدبه دماغي است كه كنترل اين قبيل اعمال كمك مي‌كند. سومين بخش مخچه است كه مسئول هماهنگي حركات را برعهده دارد. آن دسته از شما كه از نعمت هماهنگي دست و چشم برخوردار هستيد، بايد سپاسگذار عملكرد درست مخچه خود باشيد.

 

اختلالات مغزي

همانطور كه مي‌توان تصور كرد، تمامي ‌ما خواستار داشتن مغزي هستيم كه عملكرد درست و بي‌عيب و نقصي داشته باشد. متأسفانه، بعضي از افراد از اختلالات عصبي مغزي رنج مي‌برند. تعدادي از اين اختلالات عبارتند از: آلزايمر، بيماري صرع و پاركينسون.

 

نگاهي بر چگونگي پردازش اطلاعات در نيمكره راست و چپ مغز

ماداميكه ما گرايشي طبيعي به يك شيوه تفكر خاص داريم، دو قسمت چپ و راست مغزمان كار روزانه خود را بدرستي و بدون مشكل انجام مي‌دهند. نيمكره راست مغز بر بينايي و پردازش اطلاعات به روشي ذاتي و همزمان تمركز داشته، ابتدا كل تصوير را بررسي كرده و سپس به جزئيات آن مي‌پردازد. تمركز نيمكره چپ مغز بر گفتار و پردازش اطلاعات به روشي تحليلي و از پي هم است؛ اين قسمت از مغز ابتدا تكه‌ها را بررسي كرده و سپس آنها را در كنار هم قرار مي‌دهد.

 

نيمكره راست مغز نيمكره چپ مغز
بصري؛ تمركز بر تصاوير و الگوها شفاهي؛ تمركز بر كلمات، علايم و اعداد
ذاتي و ادراكي؛ هدايت شده توسط احساسات تحليل‌گرا؛ هدايت شده توسط منطق
پردازش همزمان ايده‌ها پردازش ترتيبي اطلاعات، قدم به قدم
تصاوير ذهني براي بخاطر آوردن چيزها، نوشتن و يا توصيف و كمك به يادآوري آنها كلمات براي يادآوري چيزها، اسامي ‌بكار مي‌روند تا چهره‌ها
برقراري ارتباط‌هاي افقي از اطلاعات نتيجه‌گيري‌هاي منطقي از اطلاعات
ديدن تمام اجسام و سپس جزئيات آنها بررسي جزء به جزء كليت اجسام؛ تمركز بر جزئيات، اطلاعات سازماندهي شده
سازماندهي آن به كمبود منجر مي‌شود بسيار سازماندهي شده
وابستگي‌هاي كم گرايش به سمت فهرست‌سازي و برنامه‌ريزي
علاقه به دانستن دليل انجام كارها يا وجود برخي قوانين خاص (علل) گرايش به سوي قوانين بدون پرس‌وجوكردن درباره آنها
عدم درك زمان ماهر در پيگيري زمان
ممكن است در هجي‌كردن و يافتن لغات مناسب براي معرفي خود مشكل داشته باشد هجي‌كردن و فرمولاسيون هاي رياضياتي را بخوبي درك مي‌كند
از لمس كردن و احساس كردن اشياء لذت مي‌برد (داده‌هاي حسي) لذت از مشاهده كردن
براي تعيين اولويت دچار مشكل مي‌شود بنابراين اغلب تأخير دارد؛ هميشه از روي انگيزه آني عمل مي‌كند. برنامه‌ريزي قبل از هر كاري
بي‌توجه به خواندن دستورالعمل‌ها قبل از انجام كاري گرايش زياد به خواندن دستورالعملهاي كار پيش از اقدام بكار موردنظر
گوش دادن به شيوه بيان چيزها گوش دادن به آنچه گفته مي‌شود
با خود حرف زدن استفاده نادر از اشارات و حركات معمول در زمان سخن گفتن
طبيعتاً خلاق متصور مي‌شود اما پرورش خود و نيازهاي خود نيز لازم است تمايل به تصور اينكه شما خلاق نيستيد و لازم است تلاش كرده، براي توصعه توانايي‌هاي خود خطرپذير باشيد

 

براي كشيدن تصوير نيمه راست مغز، بتي ادواردز از مثال مشهور ديويد گلينز ياد مي‌كند كه ما چگونه وقتي توصيف شفاهي چيزي بسيار دشوار مي‌شود، براي توصيف آن از نيمكره راست مغزمان استفاده مي‌كنيم. «سعي كنيد پلكاني مارپيچي را فرض كنيد بدون اينكه ظاهري مارپيچ داشته باشد. وقتي قرار است چنين چيزي را نقاشي كنيد، استفاده از نيمه تحليلگر مغز بسيار و حركت با نيمه راست بسيار مفيدتر است.»

 

در شرايطي كه مي‌بينيم مردم تنها يك مغز دارند، ديگر چه لزومي‌دارد كه در مورد نيمه راست و چپ صحبت كنيم؟

درست است كه همه ما فقط يك مغز داريم اما اين مغز داراي قسمتها و بخشهاي گوناگوني است. بخشي از آن كه اعمال منطقي را كنترل مي‌كند كورتكس دماغي است و از دو نيمه تشكيل شده است. اين دو بخش توسط توده‌هايي از فيبرهاي عصبي باهم ارتباط يافته‌اند كه امكان عبور و حركت پيامها را در ميان دو نيمه فراهم مي‌كنند. اين دو نيمه معمولاً مغز راست و مغز چپ ناميده مي‌شوند اما اگر بخواهيم عبارت صحيح‌تري بكار ببريم بايد بگوييم نيمكره راست و نيمكره چپ. به دلايلي دو نيمكره راست و چپ ما دو سمت برعكس بدنمان را كنترل مي‌كنند بنابراين نيمكره راست سمت چپ بدن را كنترل كرده و هرچه را ما با چشم چپمان مي‌بينيم پردازش مي‌كند و نيمكره چپ سمت راست بدنمان را كنترل كرده و هرچه را ما با چشم راستمان مي‌بينيم كنترل مي‌كند.

 

با اين وجود، پس من كه چپ‌دست هستم، نيمكره راست مغزم بر ديگري تسلط دارد؟

خير، چپ‌دست يا راست‌دست بودن لزوماً دليلي بر غلبه يكي از دو نيمكره مغز نيست. بخاطر داشته باشيد همانطور كه نمي‌توانيد همه كارها را با يك دست انجام دهيد، به همان صورت هم يكي از دو نيمكره مغز نمي‌تواند همه كارها را كنترل كند. با ‌وجود اينكه تعداد قابل توجهي از هنرمندان چپ‌دست بوده‌اند، بايد توجه داشت كه از هر ده نفر يك نفر چپ‌دست وجود دارد. با اينكه تسلط نيمكره راست در افراد چپ‌دست بيشتر ديده مي‌شود، نمي‌توان كنترل نيمكره راست را در افراد راست‌دست ناديده گرفت.

 

ويژگي‌هاي تفكر نيمكره راست و نيمكره چپ چيست؟

جدول بالا خصوصيات دو نيمكره مغز را نشان مي‌دهد.

 

چپ‌دست بودن بهتر است يا راست‌دست بودن؟

با اينكه نيمه راست مغز يا تفكر غيرشفاهي اغلب خلاق‌تر شناخته مي‌شود، نمي‌توان در مورد صحت و سقم اين مطلب بدرستي پاسخ داد. هيچكدام از دو نيمه مغز بهتر از ديگري نيست و راست‌دست بودن بر چپ‌دستي ارجحيتي ندارد. آنچه بسيار مهم است، دانستن اين نكته است كه تفكر راههاي گوناگوني دارد و دانستن مزيت طبيعي اين روشها نشانه‌ايست كه به كاربرد رويكردهاي بسيار شفاهي (نيمكره چپ) و بصري (نيمكره راست) دلالت مي‌كنند.

تفکر متعالی شماره 10