نقش مدیریت منابع انسانی در رشد و توسعه سازمان

نویسنده : جمهور علیزاده

 

شاید یکی از مهمترین فعالیت ها در زندگی بشر امروز را بتوان مدیریت دانست، در عصر حاضر به مدد این فعالیت است که ماموریت ها و اهداف سازمانی تحقق می‌یابند. اما علم مدیریت شاخه های گسترده ای را در بر مي‌گيرد. که یکی از آنها مدیریت منابع انسانی است، اینکه چگونه یک مدیر توانائیها و استعدادهای انسانی را از قوه به فعل در آورد بسیار حائز اهمیت است. مدیران منابع انسانی نقش اساسی در رشد و توسعه یک سازمان ایفا مي‌کنند. آنها اهداف مشخص و واضحی را ایجاد و حتی خلق مي‌کنند. مدیران نیروی انسانی با برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل، ایجاد انگیزه برای کارکنان، هدایت و تصمیم گیری سعی دارند تا به مطلوب ترین نتیجه‌ی ممکن در راستای اهداف سازمان دست یابند.

اما باید به این نکته توجه کرد که نحوه اندیشیدن یک مدیر مي‌تواند استراتژی و نحوه عمل او را مشخص کند و از طرفی همیشه این اندیشه ها و اعمال کامل و صحیح نیستند و حتی گاهی علت اصلی دور شدن از اهداف سازمان  نگرش هایی من سالارانه ای است که نه تنها تسهیل کننده رسیدن به توسعه پایدار سازمان نیستند بلکه حکم ترمز ها و بازدارنده ها ی پیشرفت و تعالی را ایفا مي‌کنند.

بنابراین با توجه به این موضوع باید گفت که تنها دانش آکادمیک مدیران نمي‌تواند یک سازمان را به هدف اصلی اش که رسیدن به توسعه پایدار است برساند بلکه نوع اندیشه و نگرش مدیران نیز تعیین کننده است.

در این رابطه دو طیف از اندیشه و رفتارهایی که در بین مدیران منابع انسانی رواج دارد را مي‌توان به این شکل تقسم بندی کرد

 1- مدیران سفید 2 مدیران سیاه

دسته اول توانائی پیوند زدن رشد نیروی انسانی با رشد سازمانی را دارند که منجر به شکل گیری توسعه پایدار و دستیابی به تعالی سازمان است.

دسته دوم مدیرانی هستند که تنها به رشد و ارتقاء شغلی و علمي‌خود توجه دارند و سازمان و پرسنل برای آنها بی اهمیت تلقی مي‌شود و یا از اهمیت بسیار پائینی برخوردار است.

هرچند نوع انديشه مديران صرفاَ صفر و يك نيست،  بلكه گاهي اوقات نوع تفكر آنها درميان دو طيف انديشه سياه و سفيد قرار مي‌گيرد كه شايد بتوان آنها را مديران خاكستري ناميد.

در واقع تفاوت این دو طیف مدیران ناشی از طریقه تفکر و اندیشه مدیریتی آنان است که مي‌توانیم نمونه های از این دو نوع اندیشه را به شکل زیر بیان کنیم.

 

اندیشه مدیران سفید اندیشه مدیران سیاه
چگونه  باعث رشد پرسنل و سازمان شوم و گامي‌در جهت توسعه پایدار سازمان بردارم؟ چگونه از انرژی پرسنل در جهت موفقیت و ارتقاء شغلی خودم  استفاده کنم؟
پرسنل من به چه آموزش هایی نیازدارد که هم خود رشد کند و هم سازمان؟ پرسنل من نیاز به آموزش ندارد من آموزش مي‌بینم و پرسنلم ایده های مرا اجرا مي‌کند.
بهتر است که من و پرسنل سازمان باهم جلو برویم و پیشرفت کنیم و از این طریق سازمان را به حرکت مي‌اندازیم بهتر است که من جلوتر از دیگران پیش بروم تا دیگران من را کنار نگذارند
اگر اطلاعات و تجاربم را در اختیار پرسنل قرار دهم آنها رشد مي‌کنند، پس سازمان رشد کرده است. اطلاعات و تجاربم را در اختیار پرسنلم قرار نمي‌دهم زیرا دیگر از من پیروی نمي‌کنند.
اگر پرسنل ام به حرف های من گوش نکرد و کارها را به خوبی انجام نداد جذابیت انجام کار را برای او بیشتر کرده و ضرورت انجام کارها را برایش روشن مي‌کنم اگر پرسنل ام به حرف من گوش نداد و کارهایم را به خوبی انجام نداد یا تنبه اش مي‌کنم و یا او را حذف مي‌کنم.
ممکن است من هم اشتباه کنم همیشه من درست مي‌گویم

 

چه کار کنم که پرسنلم بامیل و رغبت و با انگیزه بیشتری به فعالیت بپردازد. از چه اهرم های فشاری استفاده کنم تا پرسنل ام از من اطاعت کند و فرمانبردارم باشد
چه کار کنم که پرسنل ام علاوه بر اینکه قوانین اداری را رعایت مي‌کند فردی آزاد اندیش و خلاق باشد چه کار کنم که پرسنلم کاملا  افکار مرا بپذیرد و غیر از ان به چیز دیگری نپردازد

 

قابل ذکر است که یکی از وظایف اصلی مدیران پرورش نیروهای خلاق و توانمند است تا در آینده بتواند سکان دار یک سازمان  باشند و فرآیند رشد سازمان را ادامه دهند مدیر عزیز تصمیم با شماست!  شما پیرو کدام یک از این دو اندیشه هستید؟

تفکر متعالی شماره 10