اگر تمايل به جهش مغزي داريد به نظرم مي‌بايست چند عامل مهم و قابل توجه را مد نظر قرار دهيد كه در اين ميان به دو عامل از آنها مي‌پردازيم و شايد بقيه را در گفتار ديگري مطرح كنيم.

 

ليفتينگ مغزي

احتمالاً بارها كلمه «ليفتينگ» به گوشتان خورده است و با معناي آن آشنا هستيد. بله ليفتينگ به معني بالا بردن، برداشتن و بلند كردن … است و مصداق هايي در ورزش و وزنه برداري، جراحي و … دارد. مثلاً عمل‌هاي زيبايي صورت، كه از طريق برداشتن پوست و كشيدن آن، چين و چروك‌ها ظاهراً كمتر مي‌شود و فرد جوان‌تر و زيباتر به نظر مي‌رسد. در اينجا هم منظور من از ليفتينگ مغزي، چروك درماني مغزي است، يعني عملي كه باعث بهبود عملكرد مغز و تفكر مي شود كه طي آن چين و چروك‌هاي مغز از بين مي‌رود و بر ضد پيري مغز عمل مي‌كند؛ اين عمل پرهيز و دوري از عاملي به نام استرس است. عاملي كه اكثر مردم به‌خصوص مديران، مسئولين و سياستمداران به دليل مشغله و حجم كاري زياد با آن مواجه و درگيراند.

در واقع مي‌توانم بگويم يكي از شايع‌ترين ناراحتي‌هاي اين دوره، همين استرس‌ها يا فشارهاي عصبي هستند. استرس‌ها، تنش‌ها و فشارهاي رواني هستند كه به دلايل مختلفي نظير آلودگي صوتي، فشارهاي كاري، درآمد ناكافي، شكست‌هاي عاطفي و تجربه‌هاي تلخ زندگي و به طور كلي شيوه زندگي آكنده از تنش و … ديگر عوامل محيطي به سيستم عصبي ما وارد مي‌شوند كه در نهايت به سلامت جسمي و ذهني ما لطمه‌هاي زيادي مي‌زنند. در حالت معمول ما توانايي كنار آمدن با مقدار مشخصي از استرس را داريم، ولي زماني كه اين ميزان افزايش پيدا مي‌كند و خارج از توان ما مي‌گردد، تهديدي براي سلامتي‌مان محسوب مي‌شود و مي‌تواند به شكلي جدي بر تعادل فكري و ذهني و نتيجتاً جسمي، تأثيري منفي بگذارد. عوارض استرس‌ها بسيار متنوع‌اند و از اختلال در دستگاه‌هاي گوارش، گردش خون، تنفس، غدد درون‌ريز، دستگاه عصبي و ايمني گرفته تا علائمي نظير حركات عصبي، اضطراب و بي قراري … را شامل مي‌شوند. انباشته شدن استرس رها نشده همچنين مي‌تواند موجب اختلالاتي نظير آسم، ناراحتي‌هاي پوستي، افسردگي و حتي سرطان گردد.

استرس‌ها و تنش‌ها از عواملي‌اند كه نه‌تنها بر كل بدن و روان ما اثر مي‌گذارند و به قول پژوهشگران عامل 85% از بيماري‌ها مي‌باشند، بلكه اثر مستقيمي بر روي مغز دارند؛ طوري كه دانشمندان به تازگي كشف كرده‌اند كه استرس‌ها و فشارهاي رواني، موجب كوچك و چروكيده شدن سلول‌هاي مغزي مي‌شوند و با فاسدكردن تدريجي مغز، فرد را دچار پيري زودرس مي‌كنند. تحقيقات «بروس مك ون» رئيس لابراتوار غدد مترشحه داخلي نورون‌هاي دانشگاه راكفلر در نيويورك سيتي، در مورد موش‌ها و انسان نشان داده که تكرار زياد علائم استرس، باعث از بين رفتن رشته‌هاي عصبي مغز مي‌شود و رشته‌هاي عصبي چروكيده حاصل از استرس در بخش هيپوكامپ مغز باعث آسيب رساندن به حافظه مي‌گردد. اخيراً دانشمندان گزارش داده‌اند كه اين اتفاق در بخش ديگري از مغز به نام كورتكسِ جلوي مغز كه در تمركز و تصميم گيري اشخاص نقش مهمي دارد نيز رخ مي‌دهد.

محققان همچنين دريافته‌اند كه عملكرد مغز حيوان و انسانِ دچار استرس، با عملكرد مغز فرد سالم متفاوت است. به طور كلي ظرفيت مغزي شخصي كه دچار استرس است با فرد سالم فرق مي‌كند و دچار سردرگمي و به هم‌ريختگي بيشتري مي‌شود. همچنين در تمركز، يادگيري و به خاطر آوردن موضوعات، توانايي كمتري از خود نشان مي‌دهد. اين موضوع در مورد موش‌هاي آزمايشگاهي هم به اثبات رسيده است؛ به گفته مك ون، موش‌هاي آزمايشگاهي به هنگام وارد آمدن استرس، انعطاف‌پذيري ذهني خود را از دست مي‌دهند.

بر اساس پژوهش‌هاي دانشمندان، يكي از مخرب‌ترين عوارض استرس‌ها كه باعث فرسودگي مغز و بدن مي‌شود، تضعيف و تخريب سيستم ايمني بدن است. به اين صورت كه طول DNA موجود در سر كروموزوم‌هاي سلول‌ها، در اثر استرس و فشار عصبي كوتاه مي‌شود و عملكرد كامل آن را دشوار مي‌كند. با كوتاه شدن طول DNA افراد مبتلا به استرس، سيستم ايمني بدن كارايي خود را به نحو مطلوب از دست مي‌دهد و پيري نابهنگام پديدار مي‌گردد.

با همه اين تفاصيل، به لطف خدا راه‌هايي براي جبران آسيب‌هاي ايجاد شده در مغز وجود دارد. به گفته دانشمندان و پزشكان، مغز از خاصيت عكس العمل پذيري بسيار بالايي برخوردار است، بنابراين اگر به آن شانس ترميم و درمان داده شود، تلاش زيادي مي‌كند تا خود را بازسازي كند. مثلاً دوري از محيط‌ها و كارهاي استرس زا، رفتن در طبيعت و استفاده از هواي تازه و كسب اكسيژن كافي، تغذيه خوب(1)، خواب كافي، ورزش و حركات بدني مناسب … همگي راه‌هايي هستند كه مي‌توانند تأثيرات مفيدي بر مغز بگذارند؛ به طوري كه آسيب‌هاي ايجاد شده در اثر استرس را در دراز مدت جبران كنند. پس براي اينكه استرس‌ها مغزمان را چروك نكنند و عملكرد ذهنمان را هم مختل ننمايند، مي‌توانيم ليفتينگ مغزي، يعني اجتناب از استرس و راه‌هاي مقابله با آن را به خاطر بسپاريم و آنها را بكار ببريم.

سيلاكس مغزي   

وقتي كلمه بت و بت پرستي را مي‌شنويم قاعدتاً به ياد مجسمه‌هاي سنگي دوران قديم مي‌افتيم كه مردم آن زمان به دليل جهل و ناداني، آنها را به جاي خداوند و معبود خود پرستش مي‌كردند. لابد در اين برهه از زمان به دليل بالا رفتن سطح آگاهي و پيشرفت تمدن و تكنولوژي، گمان مي‌كنيم كه اين دوران به سر رسيده و بت و بت‌پرستي ديگر جايگاهي در اعتقادات ما ندارد. ولي به نظر مي‌رسد بت‌هاي سنگي دوران جهالت، اين روزها جاي خود را به بت‌هاي ديگر اين دوران داده و شكل‌ها و قالب‌هاي ديگري به خود گرفته است. يكي از انواع اين بت‌ها، بت‌هايي هستند كه به اشكال مختلف آنها را در ذهن‌مان ساخته‌ايم و تا حد پرستش به آنها وفا داريم؛ يعني همان «بت‌هاي ذهني». همان‌طور كه «پيتر سِنگه» مدير و متفكر برجسته عصر حاضر، در كتاب معروف خود به نام «رقص تغيير» گفته است كه، «ما بت‌ها را خدايان دروغين عصر قديم مي‌دانيم. اما عصر حاضر نيز پر از بت شده است. تصويرهايي كه مورد پذيرش‌اند و مارا از ديدن امكاناتمان محروم مي سازند».

در واقع ذهن ما بر اساس تجربيات گذشته مثل ناتواني‌ها، سرخوردگي‌ها و شكست‌ها … پر از چارچوب‌ها و كليشه‌ها، بايدها و نبايدها، مطلق گرفتن مفروضات و ثابت‌هاي ذهني است. اينها همه محدوديت‌هايي است كه مانع از فهم موضوعات فراتر از حوزه‌هاي تجارب قبلي ما مي‌شود و از اين طريق، ما را از ديدن زواياي ديگر موضوعات و امكانات ديگري كه داريم، محروم مي‌كند. حتي از آنها به عنوان عوامل بازدارنده خلاقيت فكري هم مي‌توان نام برد. تا جايي كه ذهن، به علت طبيعتي كه دارد، ديگر نمي‌تواند به طور خودكار، نرم، پذيرنده و انعطاف پذير باشد، بنابراين جريان فكري آن دچار سختي و گرفتگي مي‌شود. محققين و انديشمنداني كه در زمينه خلاقيت تحقيق كرده‌اند، دريافته‌اند كه شرطي شدگي‌ها، برداشت‌ها و الگوهاي غلط ذهني مانعي جدي در جريان تفكري وخلاقيت هستند. به عقيده «گيلفورد» دانشمند امريكايي، روان بودن جريان فكر و انعطاف‌پذيري قواي فكري از عوامل بسيار مهمي‌اند كه مستقيماً در ظهور خلاقيت فكري مؤثرند. همچنين به نظر «اسبورن» مطرح‌كننده روش يورش فكري، عادات پيشين ما مانع حل مسئله‌اند و مانعي براي بروز خلاقيت فكري به حساب مي‌آيند.

جالب اينجاست كه عوامل محدودكننده‌اي كه از آنها نام برديم نه فقط بر ذهن و جريان فكري ما اثر مي‌گذارند، بلكه تأثيرات قابل توجه‌اي بر عملكرد جسماني ما دارند. برخي از پزشكان و روانشناسان معتقدند در زمان كودكي، شعور و آگاهي ما تجربه‌اي نرم، لطيف و شكل نگرفته دارد و تا رسيدن به سنين بالاتر اين شعور هزاران بار شرطي شده و ذهن ما را سخت و بي انعطاف مي‌كند. اين شرطي شدگي‌ها در ذهن ما حكم‌هايي را القاء مي‌كنند و اين حكم‌ها با چنان قدرتي بر ذهن ما عمل مي‌كنند كه جسم ناچار مي‌شود خود را با آن سازگار نمايد.

امروزه بعضي از پزشكان نظير دكتر «ديپاك چوپرا» و دكتر «لاري دوسي» و … معتقدند كه چيزي به اندازه باورهاي ذهني نمي‌تواند بر جسم انسان تأثير بگذارد و انسان تنها موجود روي كره زمين است كه مي‌تواند به كمك انديشه، بيولوژي خود را تغيير دهد. بنابراين مقاومت‌ها، عادت‌ها، شرطي شدگي‌‌ها، مطلق‌نگري‌ها، تصاوير، باورها و الگوهاي غلط ذهني يا به عبارتي همان بت‌هاي ذهني، مانعي جدي جهت رواني و سياليت جريان تفكري ما محسوب مي‌شوند؛ كه نه تنها ما را دچار يبوست ذهني مي‌كنند، بلكه اثر مستقيمي بر بدن دارند و جسم را نيز مبتلا به يبوست مي‌كنند. قابل توجه است كه امروزه پزشكان و روانشناساني كه در زمينه منشأ رواني و پيام‌هاي نهفته بيماري‌ها تحقيق و درمان مي‌كنند به اين نتيجه رسيده‌اند كه يبوست، بازتاب چشمگيري از ميل چسبيدن به چيزي است. از زاويه‌اي اين چسبيدن مي‌تواند رها نكردن آرمان‌هاي قديمي فرد مبتلا باشد. از اين ديدگاه افرادي كه دچار يبوست جسمي هستند، قطعاً از نظر ذهني نيز دچار يبوست و گرفتگي مي‌باشند و نمي‌توانند آنچه را كه در ذهن خود ساخته‌اند، به هيچ قيمتي رها كنند.

در دهه اخير مسلم شده كه سلامت فكري و جسمي به تنهايي وجود ندارد. به اين دليل كه مي‌بايست تعامل مناسبي بين سلامت فكري، جسمي و اجتماعي وجود داشته باشد و سلامتي به عنوان عدم بيماري ذهني، جسمي، زيستي و مشكلات اجتماعي تعريف مي‌شود. به طوري كه WHO )سازمان بهداشت جهاني( پرسشنامه‌اي را در مورد وضعيت سلامت افراد تهيه كرده كه نيمي از آن به وضعيت ذهني و فكري و نيمي ديگر به مسائل زيستي و اجتماعي نظير اشتغال اختصاص داده شده است. ايجاد رشته‌اي به عنوان رشته بيماري‌هاي سايكوسوماتيك (روان- تني) نيز نشان دهنده اهميت رابطه و تلفيق عوامل ذهني و جسماني مي‌باشد.

اما براي درمان يبوست ذهني كه درباره آن با هم حرف زديم چه نسخه‌اي را مي‌توان تجويز كرد؟ يكي از ساده‌ترين و در عين حال اثرگذارترين داروها جهت پيشگيري و درمان يبوست ذهني و فكري مي‌تواند اين باشد كه در مورد برداشت‌ها و مفروضات خود بازنگري كنيم؛ از مطلق نگري بپرهيزيم، آنها را زير سؤال ببريم و جلوي آن يك علامت سؤال بزرگ بگذاريم.

 

تأليف: ترگل شعبانخاني

پي‌نوشت:

  • منظور تغذيه اي مناسب است كه در شرايط تحت استرس، محرك نباشد. مثلاً در شرايط استرس آميز از مصرف كافئين يعني چاي، قهوه وشكلات … پرهيز كنيم.و ترشي، ادويه زياد و چربي حيواني مصرف ننمائيم.

تفکر متعالی شماره 6و 7