جان استرلسکي
ترجمه : مهندس سعيد پايدار
اگر سري به دنياي والت ديسني بزنيد احتمالا شاهد مواردي خواهيد بود که در محيطهاي ديگر عجيب به نظر ميرسند. اين موضوع به خاطر وجود يک شخصيت سرشناس در والت ديسني نيست، اگرچه ممکن است شما شاهد آن هم باشيد. شخصي که با لباسهای مرتب در حال قدم زدن و ايستادن است تکه آشغال را برميدارد و به ظرف آشغال مياندازد. اين شخص ميتواند يکي از مديران اجرايي، مديران طراز اول، کارکنان ساعتي و هر کس ديگري باشد.
هيچ پاداشي براي اين نوع رفتار در نظر گرفته نشده است. هيچ سيستم نمايشگري براي نشان دادن افرادي که اين کار را انجام نميدهند و معايب آن را نيز اعلام ميکنند وجود ندارد. در هر حال افراد براي انجام اين کار داراي انگيزه ميباشند.
در حال حاضر برداشتن زباله ممکن است مورد توجه شما نباشد، اما موارد ديگري در سازمان، بخش يا شرکت وجود دارند که شما دوست داريد کارکنانتان اينگونه کار کنند؟ آيا شما در حال جستجوي راه حلي براي انگيزش افرادتان هستيد؟ پاسخ در5 گام انگيزش داده شده است.
پنج گام انگيزهبخشي:
برانگيزندگان موفق اينگونه فکر نميکنند. آنها ميدانند که با انجام پنج گام ذيل، افراد به مراتب بيش از آنچه که صرف کنند ميتوانند با انگيزه شوند، و بسيار موثرتر از زماني خواهند بود که پول تنها عامل انگيزشي باشد.
گام اول: بطور واضح آنچه را که لازمست انجام شود همراه با دلايل آن بيان کنيد
مشکل اغلب مردم بيانگيزه بودن آنها نيست بلکه بياطلاعي آنهاست. رهبران به طور منظم در مورد اهدافشان با همسالان و مافوق خود مذاکره ميکنند و با آنان بسيار خودماني هستند. از اين رو، آنها به اشتباه تصور ميکنند که همه کارکنان هم اين موضوعات را ميدانند. بنابراين زمان کافي را براي توضيح به کارکنان در خصوص«آنچه که بايد انجام شود و دلايل انجام آن» صرف کنيد. دانستن دلايل به افراد در تصميمگيري روزانه کمک ميکند.
گام دوم: افراد را در يافتن راه حلهادرگير کنيد
افرادي که تلاش ميکنند انگيزه بيشتري براي موفقيت دارند. بنابراين افراد را در انتخاب اهداف مورد نياز گروه، شرکت دهيد. اگر اين امکان وجود نداشته باشد افراد را درگام بعدي، که چگونه رسيدن به اهداف است شرکت دهيد. مشارکت باعث يافتن راه حل بهينه ميشود.
مربيان موفق به طور دائم از اين تکنيک استفاده ميکنند. زماني که وضعيت عادي است آنها ساعتها فيلم بازي را براي يافتن نقاط ضعف تيمشان به مانند رقبا نگاه ميکنند، آنها همچنين بازيکنان را در يافتن بهترين پاسخ براي پيروزي شرکت ميدهند.
گام سوم: قواعد بازي را توضيح دهيد
آيا تا به حال ورزش يا بازي جديدي را در مقابل افراد با تجربه انجام دادهايد؟ در مراحل اوليه يادگيري بازي، شما کارهايي را که فکر ميکنيد صحيح است انجام ميدهيد، مگر مواردي را که به عنوان خلاف قانون گفته شده است. در ابتدا نااميدکننده است. اين سناريو اغلب در محيط کار نيز اتفاق ميافتد. به کارکنان وظايفي محول ميشود بدون آن که به کليه قوانين و پارامترها اشاره شود. در يک پروژه هفتهها زمان صرف ميشود تا اينکه گفته شود که نياز به تغيير جهت ميباشد به دليل آنکه چيزي از قبل گفته نشده است. اين موضوع باعث تضعيف روحيه خواهد شد. افراد توانايي يافتن راه حل براي هر مشکلي را دارند، اما آنها نيازمند آشنايي با قوانين بازي هستند.
گام چهارم: اهداف شخصي افراد را به اهداف سازماني پيوند زنيد
بدانيد که چرا هر يک از کارکنان به سر کار ميآيند – و سعي در برآوردن نيازهاي آنها کنيد. نه تنها دليل آن را بفهميد بلکه متوجه شويد چطور آن دليل با اهداف بزرگتر زندگيشان ارتباط پيدا ميکند. به افراد در بيان اهداف بزرگتر زندگي کمک کنيد. زماني که يک شخص اينگونه فکر نميکند «من کار ميکنم بنابراين ميتوانم پول درآورم» و به جاي آن اينگونه فکر ميکند «من کار ميکنم پس ميتوانم دخترم را به مدرسه بفرستم که فرصت آنچه را که از زندگي ميخواهد داشته باشد» يک تغيير ذهني و انگيزشي روي ميدهد.
مديراني که از طريق کار، افراد را براي تامين اهداف زندگي قادر ميسازند هرگز نبايد نگران انگيزه افراد باشند. تأمين اهداف زندگي براي با انگيزه بودنشان کافيست. آنچه را که لازمست شما انجام دهيد يافتن ارتباط بين اهداف کارکنان و نيازهاي سازمان و پيوند بين آنهاست.
گام پنجم: افراد بد بين را از تيم بيرون کنيد
هيچ چيز به اندازه يک شخص ناراضي نميتواند مانع از پيشرفت شود. اين موضوع موجب تضعيف روحيه شده و باعث صرف زمان و انرژي بيشتر در انجام وظايف ميشود. شخصي که به طور مرتب بگويد«ما هرگز به آن موقعيت نخواهيم رسيد» باعث توقف افراد خواهد شد. اين افراد را از تيم جدا کنيد و افرادي را بياوريد که از تلاشهاي گروه حمايت ميکنند.
هر کس ميتواند يک برانگيزنده بزرگ باشد.
منبع:
Leadership Excellence, July 2006
تفکر متعالی شماره 6و 7
