گردآوري و تالیف: آزاده رضائی

در مباحث قبلی گفتيم؛ که تفكر الگويي در واقع تفكر بر اساس «الگوهاي آفرينش» است. الگوهاي بنيادينی كه مي‌توان صدها محصول، روش‌هاي رفتاري، ذهني، ارتباطي و نيز ده‌ها شيوة هدف‌يابي، حل مسئله ، تحقيق و موفقيت از آنها استخراج كرد. تفکر الگویی شناخت ،کشف و بازیابی الگوهایی است که درکائنات قراردارد. به بیانی دیگر؛ الگوهای جهان هستی،تجسمی از عالی ترین سطح هوشمندی‌اندکه در راستای هدفی معلوم به کار گرفته شده‌اند. بنابر این با انتخاب صحیح یک الگو (متناسب با مسئله و هدف) و با شبیه سازی و تبيین الگو در وضعیت جدید، می توان از عالی ترین سطح هوشمندی برای حل مسائل مختلف استفاده کرد.اكنون بگذاريد سفری به جهان الگوها داشته باشیم و  در بارة این روش تفکریِ شگرف، قدري تأمل كنيم…

 

رويكردهاي تفكر الگويي

متفکر الگویاب معتقداست که پاسخ بسیاری از مسائل که دغدغه ذهنی و بیرونی انسانند، در اطراف او و شاید کمی دورتر از او وجود دارند و در واقع، الگوها دست یافتنی و کشف شدنی اند. آنچه لازم است شناخت، صید و سپس استخراج این الگوها و روشهاست. منبع بزرگ این الگوها در طبیعتی نهفته که ما را احاطه کرده‌است و خود نیز بخشی از آن هستیم. فقط کافی است بیشتر به آن فکرکنیم و از نظم، زیبایی و هماهنگی آن الگو بگیریم. در مطالب قبلي نمونه‌هاي فراواني را از اين الگوبرداريهاي شگفت در زمينه‌هاي اجتماعي، علم مديريت، به کارگیری الگوریتم های ژنتیک و هوش مصنوعی در علوم رایانه و سایر رشته ها، علم ‍ژنتيك، بيو نيك و بيو انفور ماتيك و بسياري ديگر از شاخه هاي نوين علوم همگي شواهدي انكار ناپذير در مورد به‌كارگيري رويكردهايي از تفكر الگويي توسط متفكران، مبدعان و مبتكران است.

در سالهاي اخير، توجه دانشمندانِ زيست شناس به نحوه زندگي و عملكرد جانوراني كه به‌صورت گروهي زندگي مي‌كنند جلب شده است وشگفتي‌هاي زيادي در اين ارتباط، مشاهده نموده اند. اما از آن شگفت‌آورتر الگوبرداريهاي فراواني است كه از زندگي اين دسته از موجودات زنده صورت مي گيرد. در اين ميان، زندگي حيرت آْور حشراتي كه زندگي دسته جمعي دارند حكايت ديگري است. دانشمنداني جون « ادوارد ويلسون » از هاروارد تمامي عمر خودرا صرف تحقيق درزمينه زندگي دسته جمعي اين موجودات شگفت انگيز نموده اند.

هوش دسته جمعي

« دبورا گوردون»، زيست شناس دانشگاه  استنفورد مي‌گويد: » وقتي به مورچه‌اي در حال تكاپو نگاه مي‌كنيد، شديداً از بي‌منطق بودن كارش تحت تأثير قرار مي‌گيريد. مورچه‌ها به تنهايي باهوش نيستند اما گروهي از مورچه‌ها دركنار هم باهوشند». بسياري از محققان معتقدند يك گروه مورچه‌ مي‌تواند بدون فكر كردن، مسائل فردي مورچه‌ها را حل كند؛ مسائلي مانندپيدا كردن كوتاه‌ترين راه براي يافتن بهترين منبع غذايي،گماردن كارگرها به وظايف مختلف، يا دفاع كردن از يك قلمرو در برابر همسايگان. مورچه‌ها به تنهايي موجودات گيج و گنگي به نظر مي‌رسند اما به عنوان گروه، آنها به سرعت وبه نحوي مؤثر به محيط واكنش نشان مي‌دهند واين كار را با استفاده از « هوش دسته جمعي» انجام مي‌دهند. اينكه اين نوع هوش از كجا آمده است،پرسشي اساسي درطبيعت به شمار مي‌رود. چگونه كارهاي سادة تك تك مورچه‌ها باعث رفتار پيچيده در گروه مي‌شود؟ چگونه صدها زنبور عسل مي‌توانند تصميمات مهم و حياتي براي كندويشان اتخاذ كنند در حالي كه ممكن است برخي ديگر از زنبورها با آن تصميم مخالف باشند؟ چگونه گروهي از شاه‌ ماهي‌ها حركتشان را آنچنان دقيقبا هم هماهنگ مي‌كنندكه بتوانند در چشم به‌همزدني تغيير مسير بدهند؟ فعاليت گروهي اين گونه جانوران حتي براي متخصصان زيست‌شناسي هم به نوعي اعجاز شباهت دارد.در همه اين موارد، هيچكدام از اعضاي گروه، فهم كاملي از نماي كلي تصميمشان ندارند؛ اما هر كدام به تنهايي در موفقيت گروه سهم بسزايي ايفا مي‌كنند.

اما تحقيقاتِ پژوهشگران در چند دهة اخير نكات جالب توجهيرا در مورد مورچه ها بيان مي دارد؛ اينكه در زندگي گروهي مورچه‌ها هيچ كس رهبر و مسئول گروه نيست. ژنرالي وجود ندارد تا به مورچه‌هاي سرباز دستور بدهد. مديري هم وجود ندارد تا بر مورچه‌هاي كارگر رياست كند. حتي ملكه مورچه‌ها هم نقشي جز تخم‌گذاري ندارد. گروهي متشكل از نيم ميليون مورچه به راحتي و بدون هيچ مديريت و سرپرستي به كارهاي روزمره مي‌پردازد. حتي اگرمديريتي هم وجود داشته باشد، از نوع مورد انتظارِ ما نيست. هر كدام از مورچه‌ها طبق قوانين تجربي خودشان كار مي‌كنند و عملكرد متقابل آنها پايه و اساس زندگي گروهي‌شان است. دانشمندان چنين ساختاري را سيستم «خودسازمانده» نام نهاده‌اند.

اما اگر واقعاً مورچه‌ها مدير و رهبري ندارند، چگونه مي‌توانند چنين تنظيمات دقيقي داشته باشند؟ نظريه « دبورا گوردون» و تيم تحقيقاتي او چنين است: مورچه‌ها از طريق حس بويايي وحس لامسه با يكديگر ارتباط برقرار مي‌كنند. وقتي مورچه‌اي به مورچة ديگر برخورد مي‌كند، به وسيله شاخك ‌هاي‌خود  بو مي‌كشد تا بفهمد آيا مورچة‌ روبه‌رويي، هم لانه‌اي خودش است يانه. و آيا امروز در حال كاركردن بوده يانه، زيرا مورچه‌هايي كه بيرون از لانه كار مي‌كنند، بويي متفاوت از مورچه‌هاي داخل لانه دارند. هر روز صبح قبل از خروج از لانه،مورچه‌هاي جوينده غذا منتظر بازگشت مورچه‌هاي نگهبان به هنگام بازگشت به لانه، به وسيله شاخك‌هاي خود با مورچه‌هاي جوينده غذا ارتباط برقرار مي‌كنند.

گوردون ميگويد:» تماس يك جوينده غذا با يك مورچة نگهبان، محركي است براي خروج از لانه. اما جويندگان غذا به چندين تماس در مدت زمان كمتر از 10 ثانيه نيازدارند تا بتوانند از لانه خارج شوند. يك مورچه جويندة غذا تا زماني كه غذا پيدا نكند به لانه بر نمي‌گردد. هرچه غذا كمتر باشد، زمان بيشتري طول مي‌كشد تا جويندة غذا آن را پيدا كند؛ و هرچه غذا بيشتر باشد، مورچه‌ها سريع‌تر به لانه بر مي‌گردند. بنابراين كسي نمي‌داند كه چه روزي براي جست‌و جوي غذا مناسب‌تراست. در واقع، فعاليت دسته‌‌جمعي مورچه‌ها نشان دهندة فراواني غذاست و در اين مورد، هيچ مورچه‌اي به تنهايي تصميم گيرنده نيست». در واقع اين روش، همان روشي است كه در « هوش دسته‌جمعي»  به كار مي‌رود؛ يك موجود كوچك از قوانين ساده‌اي پيروي مي‌كند وعمل هر يك ازآنها بر مبناي اطلاعات محلي و منطقه‌اي است. هيچ مورچه‌اي تصوير كاملي از دنيا ندارد. هيچ مورچه‌اي به مورچه ديگر نمي‌گويد چگونه رفتار كند يا چه كاري نكند. برخي از گونه‌هاي مورچه‌ها اين نوع فعاليت را با مهارت بيشتري انجام مي‌دهند. «ديان كوزين»؛ زيست شناس دانشگاه‌هاي آكسفورد و پرينستون،مي‌گويد:» مهمترين نتيجه‌ اين است كه مديريتِ خاصي  وجود ندارد. حتي رفتارهاي پيچيده هم به وسيله تعاملات نسبتاً ساده هماهنگ مي‌شوند».

الگو ها پديدار مي شوند

آنچه گفته شد تنها عملكرد ساده ودسته جمعي مورچه ها بود .آنها نيز مانند صدها موجود زندة ديگر به طور عادي و بسيار معمولي اين عملكردها را براي ميليونها سال به كار گرفته اند. ام درست همين جاست كه متفكر الگويي وارد ميدان مي شود زيرا او تنها به ديدن وگذستن اكتفا نمي كند ، طبيعت براي او منبع بي پايان وحيات بخش الگو هاست ؛همانطور كه متفكران الگويي در گذشته سيستم رادار را با استفاده از كار خفاشها ساختند، يا در برنامه نويسي كامپيوتري از سلولهاي زنده الگو برداري كردند(آلن كي و همكارانش) و يا همانگونه كه براي كارگروهي در سازمان اززندگي دسته جمعي موجودات زنده الگوبرداري كردند . در اين جا نيز رويدادي شگفت صورت گرفته و جمعي از محققان توانسته اند از نوع زندگي و عملكرد مورچه ها به زيبايي الگو برداري كنند.

قبل تر نيز « ماركو دوريگو»، متخصص رايانه از دانشگاه ليبر در بروكسل، برنامه‌اي طراحي كرده بود تا به كمك فرايندهاي رياضي،  برخي مشكلات زندگي در عصر ماشيني امروز را حل كند، مسائلي همچون تعيين مسير كاميون‌ها، زمان‌بندي خطوط هوايي يا راهنمايي روباتهاي نظامي.در اين راستا، شركتي به نام «امريكن‌ايرليكوئيد» در هوستون، راهبرد مورچه‌ها را در راستاي مديريت مسائل پيچيده بازرگاني به كار برده است. اين شركت، گازهاي صنعتي و پزشكي مانند نيتروژن، اكسيژن و هيدروژن توليد مي‌كند. اين گازها در100 منطقه از ايالات متحده توليد مي‌شوند و از طريق خطوط لوله، قطارها و 400 دستگاه كاميون، به شش هزار جايگاه ارسال مي‌گردند. البته نوسانات قيمت انرژي در برخي مناطق نيز بر پيچيدگي مسئله توزيع مي‌افزايد زيرا در برخي مناطق تگزاس قيمت برق هر 15 دقيقه تغيير مي‌كند.«چارلز هارپر»، سرپرست عرضه انرژي در ايرليكوئيد، مي‌گويد؛» هم اكنون قيمت برق در هوستون براي مصرف‌كننده صنعتي به ازاي هرمگاوات 44 دلار است. در حالي كه شب گذشته قيمت آن تا 64 دلارافزايش يافته بودو هفته قبل نيز با ورود توده هواي سرد، قيمت برق مصرفي تا310 دلار بالا رفت! بنابراين شركت به راهي نياز داشت تا كليه نوسانات را درنظر بگيرد و بهترين راه توزيع را انتخاب كند».

شركت ايرليكوئيد با همكاري يك گروه متخصص هوش مصنوعي به نام « باياس»، يك مدل رايانه‌اي بر اساس الگوريتم‌هاي رفتاري مورچه‌هاي آرژانتيني ايجاد كرده است.  اين مورچه‌ها ماده‌اي شيميايي به نام « فرومون» از خود بر جاي مي‌گذارند.

هارپر توضيح مي‌دهد:» زماني كه اين مورچه‌ها غذا را به لانه حمل مي‌كنند، با ترشح لايه‌اي از فرومون به مورچه‌هاي ديگر مي‌فهمانند كه براي يافتن غذاي بيشتر بايد به راه بيفتند. اثر فرومون با هر بار رفت و برگشتِ مورچه‌ها تقويت مي‌شود. بنابراين ما برنامه‌اي ايجاد كرديم كه در آن ميليون‌ها «‌مورچةنرم‌افزاري» براي يافتن بيشترين فرومون مشغول به‌كار ‌شوند تا در واقع مسير مناسبي براي حركت كاميون‌هاي شركت انتخاب شود. مورچه‌ها به روش مؤثري در پيدا كردن بهترين مسير دست يافته‌اند. چرا از روش مورچه‌ها پيروي نكنيم؟». به اين ترتيب شركت ايرليكوئيد، رويكردمورچه‌ها را با انواع تكنيك‌هاي هوش مصنوعي در هم‌آميخت تا بتواند تمام تغييرات برنامه زمان‌بندي نيروگاهها، وضع آب و هوا و مسير كاميون‌ها را در نظر داشته باشد. چنين بودكه ميليون‌ها تصميم احتمالي و نتايج حاصل از آنها در طول يك روز، پيش‌بيني تقاضاي مشتريان و هزينه‌هاي توليد درهر شب، به‌عنوان اطلاعات اوليه وارد برنامه كامپيوتري شركت شد. چارلز هارپر در اين باره مي‌گويد:» حتي با قوي‌ترين رايانه‌هايي كه دراختيار داريم، اجراي اين برنامه 4 ساعت طول مي‌كشيد. اما با استفاده از اين برنامه جديد ، ساعت 6 صبح هر روز نتيجة حاصل ازاجراي برنامه؛ راه‌حلي را پيش روي ما مي‌گذارد تا بتوانيم مديريت صحيحي داشته باشيم.پذيرش سيستم جديد براي رانندگان كاميون‌ نياز به كمي زمان داشت زيرا به جاي اينكه طبق عادت، گاز را از نزديك‌ترين نيروگاه به محل مورد نظر مشتري منتقل كنند، از آنها خواسته مي‌شود به نيروگاهي مراجعه كنند كه گاز را با كمترين قيمت تمام شده توليد مي‌كند،حتي اگر در مسير دورتري واقع شده باشد. بايد بگويم كه صرفه جويي انجام شده بسيار قابل توجه بود».

البته اين شركت ،تنها مجموعه‌اي نيست كه از روش مورچه‌ها الگو برداري كرده است؛ درايتاليا و سوئيس، ناوگان حمل و نقل شير و محصولات لبني، روغن خوراكي و خوارو بار نيز، از  همين شيوة مورچه‌ها استفاده مي‌كنند تا بهترين و كم هزينه‌ترين راه را براي انتقال كالا انتخاب كنند. در انگلستان و فرانسه هم شركتهاي مخابراتي از اين روش در تسريع ارتباطات تلفني بهره مي جويند.

در ايالات متحده، خطوط هوايي «ساوث‌وست» نيز روشي مشابه رابراي بهبود خدمات و سرويس‌دهي به مشتريانش آزمايش كرده است. اينكه چگونه مي‌توان مطمئن شد در فرودگاهي كه فقط داراي 2 باند پرواز و 3 سالن انتظاراست و روزانه 200 پرواز در آن انجام مي‌شود، پروازها با حداكثر سرعت و دقت لازم صورت ‌گيرند؟ پس از چندين شبيه سازي و استفاده از اطلاعات واقعي ورود و خروج هواپيماها، مديران اين خطوط هوايي دريافتند كه چگونه هواپيماها و مسافران را از صف انتظار طولاني و طاقت فرسا رهايي بخشند.  اين شركت هوايي چنان از نتيجه به دست آمده راضي و خشنود است كه تصميم گرفته اين مدل جالب را در فروش بليت نيز به كار بگيرد.

هوش دسته جمعي انساني

يكي از دستاوردهاي شگفت‌آور نظريه هوش دسته جمعي، اين است كه رويكرد اين نظريه براي تمام موجودات يكسان است و همه آنها از سه اصل اساسي پيروي مي‌كنند: كنترل غير متمركز، واكنش به نشانه‌ها ،پيروي از قوانين ساده و تجربي.

« اريك بونابو»، محقق شركت آيكوسيستم وابسته به دانشگاه كمبريج، مي گويد:» ما انسانها عادت نكرده‌ايم مسائل غير متمركز را به شيوة غيرمتمركز حل‌كنيم. ما قادر نيستيم پديدة در حال گسترشي مانند ترافيك را كنترل كنيم؛ اما اگر از مدل«  خود سازمانده » استفاده كنيم، نتيجة كار بسيار مفيد و هيجان انگيز خواهد بود».

اما  مهم‌ترين اتفاق در زمينه هوش دسته جمعي در اينترنت رخ داده است. به موتور جست و جوي گوگل توجه كنيد؛ هنگامي كه شما عبارت مورد نظر را در كادر مربوطه وارد مي‌كنيد، موتور جست و جوي گوگل ميلياردها صفحه اينترنتي را كه فهرست رايانه‌هاي كارگزار (سِروِر) ذخيره كرده است، بررسي مي‌كند تا بهترين صفحات را انتخاب كند. سپس صفحات انتخاب شده را بر اساس تعداد دفعاتي كه آن صفحه مشاهده شده، رتبه‌بندي مي‌كند. صفحه‌اي كه بيشترين تعداد بازديدكننده رادارد، به عنوان اولويت اول انتخاب شده و به همين روش لينك ساير صفحات را به نمايش مي‌گذارد بدين ترتيب، گوگل با استفاده از هوش دسته‌جمعي كاربران شبكه جهاني اينترنت، اهميت هر صفحه را تعيين مي‌كند.

«توماس مالون»، از مركز هوش دسته‌جمعي در دانشگاه مشهور MIT مي‌گويد: » ويكي پديا، دايره‌المعارف آن لايني كه به صورت رايگان ميليونها مقاله را به بيش از200 زبان در اختيار كاربران قرار مي‌دهد، از همين روش استفاده مي‌كند. هر مقاله مي‌تواند توسط هركسي نوشته و يا ويرايش شود. در حال حاضر اين امكان وجود دارد كه انسانهاي زيادي در نقاط مختلف جهان به كمك همديگر فكركنند. اين موضوعي است كه حتي چند دهه گذشته هم به ذهن بشر خطور نمي‌كرد. هر فردي ازافراد جامعه از تمام مسائل آگاهي ندارد، اما مي‌تواند به كمك ديگران، به اطلاعات مورد نظر خود دسترسي پيدا كند». نتايج تحقيقات انجام شده، اهميت نظريه هوش دسته‌جمعي را بيش از پيش روشن مي‌كند: يك گروهِ كاري، زماني مي‌تواند به درستي عمل كند كه هر عضو آن به درستي به وظيفه خود عمل كند و به موقع تصميم درستي بگيرد؛ و اگر اعضاي گروه به ورطه تقليدكوركورانه از يكديگر بيفتندو يا منتظر راهبرد ديگران باشند، عملكرد گروه نيز به مخاطره خواهد افتاد.

آري هوش دسته‌جمعي كه قرنهاست توسط موجوداتي همچون مورچه به كار گرفته مي‌شود، امروزه به منبعي براي الگوبرداري و روش يابي انسان تبديل  شده تا با استفاده از آن زندگي بهتر و با كيفيت تري براي خود بنا كند.

ژوقتي مطالب مربوط به الگوبرداري از زندگي و هوش دسته جمعي  مورچه ها را مطالعه مي كردم به ياد مطلبي از نهج البلاغه افتادم كه امام علي(ع)، اين متفكر بزرگ در 14قرن قبل بيان است: » در زندگي مورچه دقيق شويد ؛ ببينيد كه چگونه حيوان به اين كوچكي در زمين تكاپو مي‌كند و دنبال روزي خود مي‌رود … اگر در او تفكر و مطالعه كني .و به اجزاي بدن و كارش دقيق شوي ،از خلقت او در شگفت مي شوي و حيرت برحيرتت مي افزايد . طوري كه براي درك آن بايد كتابها نوشت و سالها مطالعه كرد…».

 

*******************************************

منابع:

–  بيست گفتار، زندگي مورچه از نظرعلي (ع) صفحات312 الي 315، استاد مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، چاپ پنجم ،خرداد1358

–  در باره تفکر ژنتیکی2 ، فصلنامه تفکر متعالی شماره5

–  مورچه ها مي توانند مسئله ترافيك را حل كنند، پيتر ميلر، ترجمه رضا علي شاهي ، ماهنامه دانشمند آبان 1386(منبع اصلي: National Geographic, July2007)

– سیستم عصبی دیجیتال؛ الگویی از دستگاه عصبی انسان، فصلنامه تفکر متعالی شماره7

 

تفکر متعالی شماره 10