اين تيتر را ميتوان فرمول مديريت اقتضائي دانست. روشي براي راهبرد سازمان و يا تيمهاي درون يک سازمان. شناخت صحيح مسئله و تحليل وضعيت را در«اگر» جاي ميدهيم و گزينه انتخابي از ميان گزينههاي پيشنهادي را بعد از«پس» . بايد براي تيزبيني تمرين کرد. مشاهده خوب به دنبالش تحليل صحيح از وضعيت و بدنبال آن بهبود شرايط را به دنبال خواهد داشت. پس بگذاريد الگوهاي مديريتي و ارتباطي را در اين روش با هم مرور کنيم.
حالت اول:
اگر در يک تيم کاري و يا يک جلسه يا يک پروژه، عمدة اطلاعات نزد مخاطب شما مدير محترم باشد و پذيرش شما از طرف پرسنل و اعضاي تيمتان هم زياد نباشد، همچنين کارکنان از اعتماد به نفس بالا برخوردار بوده و توانائي و انگيزهشان هم در حد چشمگير باشد، آن وقت چه ميکنيد؟ کدام گزينه را انتخاب ميکنيد؟
در مدل مديريت اقتضائي جواب اين است … پس واگذاري؛ يعني گزينه 1.
واگذاري يعني چه؟ يعني در سازمان در تيم پروژه يا جلسه، مسئوليت تصميمگيري و پيادهسازي را خوب است مدير به افراد واگذار کند. مدير در اين فضا بهتر است گوش کند و پاسخ دهد. نقش مدير در اين فضا حمايتي است و تسهيل گر. فضاي مکالمه در اين شکل کاملا ياز است چون مدير به کارکنان خود چه از بعد آمادگي کاري و رواني اعتماد دارد.
حالت دوم:
اگر در يک تيم کاري و يا يک جلسه يا يک پروژه همچون مورد قبلي باز هم اطلاعات به طور عمده نزد مخاطب شما باشد و پذيرش شما از طرف پرسنل و اعضاي تيم شما زياد نباشد، و همچنين آنها از دانش و مهارت کافي و انگيزه نسبتا بالا برخوردار باشند چه ميکنيد؟ کدام گزينه را انتخاب ميکنيد؟
در مدل مديريت اقتضائي جواب اين است … پس مشارکت؛ يعني گزينه 2.
يعني چه؟ فرق مورد اخير با قبلي در توانائي و خواست کارکنان است در مورد قبلي هم از آمادگي کاري بالا و هم از آمادگي رواني خوب برخوردارند اما شرايطي است که کارکنان آمادگي کاري دارند اما از آمادگي رواني و عاطفي مناسبي برخوردار نيستند اينجاست که واگذاري به صلاح نيست بهتر است مدير مشارکتي عمل کتد يعني نظرات خود را با ديگران سهبم کند و تصميم گيري گروهي را تسهيل کند.
حالت سوم:
اگر در يک تيم کاري و يا يک جلسه يا يک پروژه، مانند دو مورد قبلي عمدة اطلاعات نزد شما باشد ولي تا حدودي نيز در اختيار سايرين، همچنين پذيرش شما از طرف پرسنل و اعضاي تيم شما کامل نباشد و آنها از نظر دانش و مهارت کاري در سطح نسبتا مطلوبي باشند، اما از انگيزه متوسط و رو به پائين برخوردار باشند، در اين حالت چه بايد كرد؟ کدام گزينه را انتخاب ميکنيد؟
جواب اين است … پس مشاورهاي و اقناعي؛ يعني گزينه 3.
يعني چه؟ يعني مدير تصميمات خود را توضيح ميدهد و فرصتي را براي روشن کردن افراد فراهم ميآورد. يعني تصميم را گرفته و انگار در اين روش با بيان آن يک راي اعتماد در موضوع ميگيرد در اين منش از مديريت اقتضائي شروع کارها و پيشنهادات عمدتا با مدير است ولي انتظار واکنش از کارکنان در اين فضا وجود دارد.
حالت چهارم:
اگر در يک تيم کاري و يا يک جلسه يا يک پروژه همچون موارد قبلي باز اطلاعات عمدتا نزد شما مدير محترم باشد و تا حدودي نيز در اختيار سايرين، همچنين پذيرش شما از طرف پرسنل و اعضاي تيم شما کامل باشد، شما چه شيوهاي را انتخاب ميکنيد؟
در مدل مديريت اقتضائي جواب اين است … پس آمرانه؛ يعني گزينه 4.
يعني چه؟ يعني مدير بهتر است دستورالعملهاي مشخصي را تعيين کند و از نزديک عملکرد کارکنان را مورد نظارت قرار دهد. در اين فضا مکالمه يک طرفه و از مدير به کارکنان است. ارائه مطلب از طرف کارکنان معمولا بسته است و همچنين نظرات و احساسات طرف مقابل در نظر گرفته نميشود.
اين چهار گزينه در شيوه مديريت اقتضائي در نظر گرفته ميشود بايد مواظب باشيم که شيوه مديريت ما بايد بر اساس تحليلي از فضاي موجود باشد اگر امروز از يک شيوه مديريت در فضايي بهره گرفتيم، معلوم نيست همين روش براي شرايط فردا هم موثر باشد. چرا که شرايط فردا، شرايط امروز نيست. امروز اگر به عنوان يک مدير از فضاي آمرانه نتيجه گرفتيم اين درست نيست که تصور کنيم فردا نيز در سازمان همين روش پاسخگو است. چرا که همراهان ما در سازمان يعني کارکنان، ماشين نيستند بلكه انسانند. يعني هستي شکل پذير و تبديل شدنياند.
تأليف: آرين پناهپور
تفکر متعالی شماره 6 و 7
