فرض انقلابي براي آينده جهان
تا به حال از طرف گروه سناريوهاي جهاني ، آينده هايي محتمل تصوير شده است. سناريوهاي مذكور شامل نتايج مدلهاي شبيهسازي, روندهاي کليدي جمعيت شناختي, اقتصادي, زيستمحيطي و نيز داستانهاي توصيف كننده زندگي انسان هاي آينده است. اعضاي گروه سناريوهاي جهاني براي اين سناريوها داستانهاي مفصلي تدوين و نام آنها را «تاريخچههاي آينده» گذاشتهاند. اين داستانها به شکلي نوشته شدهاند که گويا افرادي در پايان قرن بيستويکم خواستهاند براي روايت رويدادهاي ابتداي قرن بيست و يکم، جهان را ساخته و مقالهاي تاريخي در يک مجله چاپ کنند. قصد اصلي گروه مذکور از ابداع اين سناريوها فراهمسازي مبناي استدلال دربارهي اقدامات کوتاهمدت مشخص و همچنين ارائهي استراتژيهاي مديريت ريسک است. اين سه دسته با نامهاي سناريوي جهانهاي متعارف، سناريوي توحش و بربريت، سناريوي گذار بزرگ انتخاب شدند.
از طريق اين سه دسته، جوهرهي اصلي چالشهاي درازمدت فراروي جهان امروز نشان داده ميشود. در سناريوي جهانهاي متعارف, تغيير به صورت تدريجي ادامه يافته است. در اين سناريو، ارزشها و نهادهاي بشر در پايان قرن بيست و يكم بدون ظهور هيچگونه ناپيوستگي يا رويدادي شگفت انگيز, شبيه امروز خواهد بود.
اما در خانواده سناريوي توحش, آيندهاي به تصوير کشيده ميشود که بحرانهاي فزاينده و رو به گسترش، فراتر از ظرفيت نهادهاي امروزي جوامع خواهد شد به گونهاي که نهايتاً بنيانهاي اجتماعي, اقتصادي و اخلاقي فرو پاشيده و تمدن بشر با حرکت به سمت هرج و مرج يا استبداد کامل، انحطاط خواهد يافت. نهايتاً در خانواده سناريوي گذار بزرگ، بهخاطر تغيير و جابهجايي عميق و بههنگام ارزشها و نهادهاي بشري, آيندهاي کاملاًً متفاوت ساخته خواهد شد. در واقع، در سراسر جهان مردم به کيفيت بالاي زندگي, رفاه مادي, همبستگياجتماعي و حفاظت از طبيعت دست يافته و بر آن تأکيد ميورزند.
در اين ميان، تنها سناريوي گذار بزرگ قادر به مواجهه با طوفانهاي پيشروي جوامع بشري و پرهيز از پيامدهاي زيان بار خواهد بود. بنابراين، گروه مذكور براساس اين سناريوها پيشنهاد ميكند که مهمترين گامي که جامعه بايد به منظور توسعهي پايدار درازمدت بردارد، انجام اقدامات کوتاهمدت و بهموقع براي تغيير ارزشهايي است که به انتخابهاي آينده جوامع بشري شکل مي بخشد.
بديهي است که سناريوي «توحش و انحطاط تمدن», آيندهاي است که بايد از آن اجتناب کرد. از طرف ديگر سناريوي «جهانهاي متعارف»، که خرد متعارف کنوني را در خود جاي داده است، نيز به صورت سطحي جالب و عامه پسند است اما به باور اعضاي گروه سناريوهاي جهاني چنين آيندهاي اتکا پذير نيست. اما چنين ديدگاهي در ميان مردم وجود دارد كه تصور ميکنند دنيايي که ميشناسند تا ابديت به همين شكل دوام خواهد داشت . براي آنان مشکل است که شيوهي واقعاً متفاوتي براي زندگي خود، يا تمدني کاملاً نوين را تصور کنند. البته آنها به خوبي ميدانند که امور در تغييرند. اما خيال ميکنند که تغيير و تحولات کنوني از کنار آنها به آرامي خواهد گذشت و هيچ چيز قادر نخواهد بود چهارچوب اقتصادي و ساخت سياسي جامعه را مورد تهديد قرار دهد ، بطور قطع انتظار دارند که آينده تداوم حال باشد. اين تفکر خطي به اشکال گوناگون عرضه ميشود و مبناي تصميمات افراد و سياستمدران قرار ميگيرد. رخدادهاي اخير اين تصوير اطمينان بخش در باره ي آينده را متزلزل ساخته است . در عين حال ، رسانه ها ، بي وقفه و پي در پي نوآوريها ، واژگونيها ، حوادث عجيب و غريب ، کشتار، آدم رباييها، پرتاب موشک فضايي، سقوط دولتها، يورش تکاوران و جنجالهايي را که ظاهراً هيچ ارتباطي با هم ندارند گزارش ميکنند. با توجه به علائم و نشانههاي ظهوريافته ، واقعيت اينطور ميرساند که جامعهي فردا را نميشود دنبالهي جامعهي امروز دانست، آنگاه که نهايتاً آن را درک کرديم بسياري از رخدادهاي بيمعنا ناگهان قابل فهم ميشوند.
در يک طرف، طرفداران نظام صنعتي قرار دارند و در طرف ديگر ميليون ها نفر از افرادي که روز به روز هم تعدادشان بيشتر ميشود درک کردهاند که فوريترين مسايل جهان از قبيل غذا، انرژي، کنترل تسليحات، ازدياد جمعيت، نفت، منابع طبيعي، محيط زيست، آلودگي هوا، مسايل سالخوردگان، تزلزل جامعهي شهري، نياز به کار مولد، و سودمند را نمي توان در چهارچوب نظام صنعتي حل کرد. در واقع اين تعارض «منازعه بزرگ» فردا است.
واقعيت اين است که تحولات تکان دهنده اي که اکنون تجربه ميکنيم پر هرج و مرج و تصادفي نيستند بلکه درواقع الگويي مشخص و روشن و متمايز دارند. بيش از همه فرض بر اين است که اين تحولات تراکم پذيرند و در نهايت به تحولي عظيم در شيوهي زندگي، کار، تفريح و تفکر منتهي ميشوند و بالاخره اينکه آينده اي مطلوب و معقول امکان پذير است. به عبارت ديگر، اين فرض مبتني بر اين است که ما آخرين نسلي هستيم از يک تمدن کهن و اولين نسل از يک تمدن نوين. بطور خلاصه، حوادث کنوني چيزي نيست مگر يک انقلاب جهاني و يک جهش کوانتومي در تاريخ .
تأليف: نونا صالحي
منابع: 1- سناريوهاي جهان آينده ، گزارشي از فعاليت گروه سناريوهاي جهاني
2- موج سوم، آلوين تافلر، ترجمه شهيندخت خوارزمي
تفکرمتعالی شماره 6و7
