در زمان هاي مختلف اندازه ي حساسيت حفظ امكاناتي كه يك انسان يا يك ملت در اختيار دارد متفاوت است. و البته بعضي از امكانات هم هستند كه هميشه حالتي حياتي دارند و نمي توان از آن ها چشم پوشيد.

اعضاء بدن ما يا اعضاء خانواده ي ما از جمله امكاناتي هستند كه هميشه حالتي حياتي دارند اما چيزي مانند اتومبيل هميشه بعنوان يك امكاني حياتي محسوب نمي شود . ممكن است در اين ساعت نياز من به ماشين يا تلفن نيازي ضروري باشد اما چه بسا در ساعت ديگر اين وسايل اهميت خود را از دست دهند. حتي بعضي از روابط ما هم به همين صورت هستند بنابراين در قدم به قدم يك مبارزه ( كه ممكن است بعضي از امكانات خود را طي آن از دست دهيم ) ما بايد دائماً اهميت انواع امكاناتي را كه در اختيار داريم ، الويت بندي كنيم . شايد بيست و پنج سال پيش ، توان هسته ايي ، براي ايران امكان غير ضروري بود يا مثلاً اگر ايران ، قطَر مي بود هيچ گونه نياز مبرمي به توان هسته اي نداشت اما امروز و در اين زمان نياز ما به انرژي هسته ايي حياتي ، سرنوشت ساز و بسيار تعيين كننده است. موضوع ، فقط تكنولژي هسته ايي نيست بلكه ده ها پيامد عيني و ذهني آن است. حتي مي توان گفت كه كليد يكي از جهش هاي بزرگ ما در همه ي ابعاد سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي و امنيتي ، همين تكنولژي هسته ايي است. اگر قرار باشد ما خار هاي بيابان را ، خار هايي كه گوسفند هم قادر به خوردن آن نيست ، بخوريم و اين خار خوردن تنها راه دستيابي ما به توان بالاي هسته ايي باشد ، به نظر من بايد از خار خوردن صرف نظر نكنيم. اگر ايران را مانند يك انسان تصور كنيم ، وارد آمدن صد ضربه ي شمشير غير كشنده به بدن او ، ضرباتي كه صد ها زخم در بدن اش ايجاد كند ( به نظر بنده ) ارزش رسيدن به توان بالاي هسته ايي را دارد. در اين زمان قدرت هسته ايي مهم تر از چاه هاي نفت است . چيزي مانند آتش است براي كسي كه در شب زمستاني كوير گرفتار شده است. امروز ، قدرت اتمي براي ايران ، حتي مهم تر از خاك ايران است چون اگر ما فاقد آن باشيم چه بسا در زماني اختيار كامل خاك خود را هم نداشته باشيم .

دکتر الشاد قادری