توضیح:
به مناسبت سال پیامبر اعظم بر آن شدیم تا قدمی را در جهت شناخت شناساندن هر چه بیشتر پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) برداریم. از این شماره متون شاخصی را در ارتباط با این موضوع، به نظر خوانندگان می رسانیم. در این شماره و به عنوان فتح الباب، بخشی از متن تفسیر «بسم الله الرحمن الرحیم» که برگرفته از سخنرانی های «ا.م.ر» می باشد را آورده ایم با این فرض که رابطه بسم الله الرحمن الرحیم با شخصیت پیامبر اعظم خدا حضرت محمد (ص)، برای خوانندگان اهل فکر، روشن است.
پيامي كه رسول خدا محمد مصطفي (ص) بعد از قولوا لا اله الا الله تفلحوا به بشر رساند بسم الله الرحمن الرحيم است. اين پيامي است كه پيامبر اسلام و اسلام ناب محمدي (ص) بيش از هر چيز به آن شناخته مي شود لكن اين وجه اسلام از همه وجوه آن ناشناخته و مهجور مانده است. بدون شناخت بسم الله الرحمن الرحيم نه اسلام شناسي ميسر است و نه قرآن شناسي و محمد شناسي (ص). بسم الله الرحمن الرحيم كليد است و بلكه شاه كليدي است كه همه قفلها به آن باز مي شود و به آن درهاي بسته گشوده مي گردد…
اسلام دين محبت است. دين صلح و بخشش و پيوند است… اين را جزء به جزء شريعت اسلام مي گويد و بلكه فرياد مي زند.بسم الله الرحمن الرحيم يكي از اجزاء بنيادي اسلام و قرآن است. اگر به همين يك جزء توجه كنيد، همه اسلام را در آن خواهيد يافت و تمام پيام قرآن را درك خواهيد كرد. كتابي كه تقريبا همه سوره هايش با بسم الله الرحمن الرحيم شروع مي شود خود به وضوح اين پيام را مي رساند و محتوا و جهت اصلي آن محبت و بخشندگي است. در يك مورد هم كه با بسم الله الرحمن الرحيم شروع نشده در جاي ديگر آن را دو بارآورده است… چرا سوره هاي قرآن اينطور شروع مي شود چرا با كلام ديگري آغاز نمي شود؟ دليل تكرار پي درپي اين آيه عاشقانه چيست؟ همين نشان مي دهد خدايي كه اسلام از آن مي گويد پيش از هر چيز و بيش از هر چيز ديگر، مهربان و بخشنده است و چنين خدايي، از مؤمنان به خود، انتظار مهرباني و بخشودن دارد. تاكيد قرآن و اسلام بيش از هر چيزآن است كه اي مردم محبت را دريابيد و مهرباني كنيد و الاچرا همه پيام هاي خود را با عبارت به نام خداوند بخشنده و مهربان آغاز مي كند. چرا جمله ديگري، آغاز كننده نيست. قرآن با جمله بنام خداوند انتقام گيرنده، بنام خداوند متكبر، و بنام خداوند عادل شروع نشده پس خدايي كه در دل آيات قرآن نهفته است در اول و آخر مهربان و بخشنده است و اگر هم صفت ديگري دارد اين ويژگي او حالتي از محبت بي پايان اش. خداوند عادل است اما بخشش خود را ر عدالت خويش برتري مي دهد، حسابگر است اما داوري و حسابگري او تحت الشعاع بخشش لايزال اوست…
اما رحمن و رحيم به اين معنا نيست كه خداوند مجازات نمي كند. وقتي پدر و مادري فرزند خود را دوست دارند، اين محبت را هميشه به يك شيوه به او نشان نمي دهند. گاهي به او مستقيم محبت مي كنند. مستقيما به او هديه مي دهند اما گاهي لازم است اين مهرباني شكل ديگري به خود بگيرد. وقتي والدين مي بينند كه فرزندشان در معرض خطر قرار دارد، اگر اين فرزند با نرمي و مهرباني متوجه شد كه تبعيت مي كند و از خطر خلاصي مي يابد اما اگر گوش نكرد، بخاطر خودش، بخاطر محبتي كه والدين به او دارند با سياست و اگر نشد، با قدرت با او رفتار مي كنند اما اين قدرت خشونت نيست. اين عين محبت است. اين اجبار ظاهري، باطني جز توجه و دلسوزي والدين ندارد. خشم و مجازات خدا هم شبيه همين است. عذابي كه خداوند متوجه بنده خود مي كند، تماما محبت و رحمت است. مثل طبيب بسيار مهرباني كه مي خواهد غده ي كشنده را از بدن بيمار خود بيرون بياورد. او به جراحي متوسل مي شود. اما اين جراحي، اين عذاب كشيدن و رنج بردن، چيزي جز محبت نيست. پس خداي قهار همان خداي رحمان است. قهر او همان مهر اوست. سيلي او نوازش هاي عاشقانه اوست. تلاش عاشق است براي نجات معشوق. براي بيدار كردن او و بيرون آوردن اش از خواب مرگ و غفلت. عدالت خدا هم عين مهر و رحمت اوست. پدر و مادري كه فرزندان زيادي دارند، وقتي بخواهند همه فرزندان خود را محبت كنند يكي از وجوه اين محبت آن است كه اجازه ندهند آنها به يكديگر آسيب رسانند، همديگر را در خطر بيندازند و به حقوق هم تجاوز كنند. اينجاست كه محبت، به شكل عدالت خود را آشكار مي كند. خداوند عاشق، خداوند عادل مي شود. اين عدل عاملي است براي تحقق عشق و محبت خداوند، به همه مخلوقات خود…
پس عدلي كه اساس آن محبت نباشد، از سنخ عدل الهي نيست. خشم و قهري كه باطن آن رحمت و محبت نباشد، نه خدايي و نه براي خدا. خداخواهانه نيست. نفساني و خودخواهانه است…
لااله الاهو، يگانگي خداوند، پيامي است كه همه اديان آسماني بر آن تاكيد داشته اند. لكن هر ديني پيام هاي اختصاصي خود را دارد. درست است كه اولين فرياد قرآن، لا اله الاالله است اما اين فريادي است كه در اديان و كتب نوراني ديگر هم، اگر تحريفات آنها را در نظر نگيريم وضوح دارد. پيام منحصر به فرد و اختصاصي اسلام بعد از لااله الاالله كه پيام مشترك اديان است، بسم الله الرحمن الرحيم است. و اين به بشر مي گويد اسلام دين رحمت است نه خشونت. اسلام آيين محبت است نه نفرت. خدايي كه اسلام وصف اش مي كند عاشق است. عاشق مخلوق خود است و او عاشق ترين است ارحم الراحمین است. و همجنس همجنس مي طلبد. كسي كه عاشق نيست اين خدا را نمي فهمد. و بلكه از فهم و تجربه اش (كه خود الله اكبر فهم ناپذير است) بسيار دور است. كسي كه عاشق نيست قرآن را نمي فهمد. منظور آيات را در نمي يابد. چون نخست مي گويد بسم الله الرحمن الرحيم. وقتي مي گويي به نام خداوند بخشنده و مهربان نمي تواني با نفرت و بدي عمل كني. اگر تو خداي مهربان را بپرستي، پس تو هم مهرباني. اگر الان بگويي به نام خداوند بخشنده، اگر براستي بگويي، پس تو هم اكنون بخشنده اي. چون انسان شبيه هماني مي شود كه آن را مي پرستد و تسليم اوست. اگر خداي تو رحمن و رحيم است و اگر تو واقعا چنين خدايي را مي پرستي، پس تو هم بايد رحمان و رحيم باشي. مشت نمونه خروار است و قطره مي تواند از آسمان خبر دهد. اگر تو مهرباني پس معلوم است كه خدايي هم كه تو مي پرستي مهربان است و اگر عدالت داري، پس خدايي كه تسليم او هستي، عادل است و اگر صفت خداوند تو در تو نيست پس به واقع تو او را به خداوندي نپذيرفته اي و تو خود را در اختيار جز او قرار داده اي و جز او را شنيده اي…
نشریه تفکر متعالی شماره 4
