جنگ رواني بر پايه تبليغات است اگر مدير روابط عمومي شركتي هستيد و يا كار گزار برخورد با عمليات رواني بايد بر تكنيك هاي تبليغات مسلط باشيد تا بتوانيد پدافند مناسب عليه آفند رقيب را به اجرا بگذاريد
تـبليغات با تكنيك هاى معينى مرتبط بوده و تكنيك عنصر اساسى موفقيت تبليغات و اقناع مردم است . اما تعدادي از مهمترين اين تكنيك ها :
جلب توجه مخاطب پيام تبليغاتى
جـلب تـوجـه مـخـاطـب پـيـام تبليغاتى و حفظ آن بسيار مهم است . بنابراين ، برانگيختن توجه مـخـاطـب توسط پيام تبليغاتى و كنار آمدن با اهتمامات مخاطب ، علاوه بر اين كه مخاطبان را به پيام تبليغاتى ربط مى دهد، خود نيز اهميت فراوانى دارد.
قابليت تصديق و انگيزه ها
قـابـليـت تـصـديق به عنوان عنصر اساسى در كار تبليغاتى مطرح است . حتى موقعيت دروغ در كـار تـبـليـغـاتـى نـيز به عدم كشف آن مربوط مى شود و اگر دروغ كشف شود به عنوان عنصر فـعـالى شـمرده مى شود كه تبليغات مخالفان ممكن است در ناتوان كردن كار تبليغاتى از آن بـهـره جـويـد. بـنـابـرايـن ، تـكـنـيـك دروغ بـه بـافـت و شـكـل كـشـف آن مـربوط مى شود. توجه به انگيزه هايى كه مخاطب تبليغاتى را به حركت وامى دارد بسيار مهم است و به افزايش تاءثير تبليغات كمك مى كند.
سردرگم كردن
مـقـصـود از سـردرگـم كـردن از طـريق اعمال ، همكارى عملى با يك گروه مشخص است ، كارى كه مـوجـب مـى شـود شـخـص گـروه را مـورد تـاءيـيـد قـرار دهـد يـا بـه دنبال توجيهاتى براى عمل خويش باشد؛ چرا كه وى شريك و همكار آنان تلقى مى شود.
دروغ (1)
در كـار تـبـليغات فعلى جهانى كه تبليغات آنها براساس مبانى ارزشى نيست ، دروغ نيز به كـار گـرفـته مى شود. هرگاه اين موضوع كشف شود از شيوه هاى ضدتبليغات خواهد بود؛ به عنوان مثال ، دروغ هايى كه امريكايى ها در سرنگونى هواپيماى مسافربرى ايرباس ايران در فضاى خليج فارس كه به وسيله ناو وينسنز امريكايى انجام گرفت .
تكرار (2)
تكرار به گسترش كار تبليغاتى در ميان مخاطبان كمك مى كند و در تاءكيد مبارزه تبليغاتى و انـتـشار آن در بخش عظيمى از مخاطبان مؤ ثر است . در تكرار بايد اوقاتى كه عـمـل تـكـرار صـورت مـى پـذيـرد، وسـايـل تـبـليـغـاتـى مـنـاسـب اوضـاع و احوال ، سوابق تبليغاتى و امكان اثرگذارى در نظر گرفته شود.
مبالغه (3)
در انواع خاصى از تبليغات و در مواقع و وقايع معينى ، مبالغه مى شود. اين شيوه در صورتى مـؤ ثـر اسـت كـه كـشـف آن مـشـكـل بـاشـد و يـا اوضـاع و احـوال قـدرتـمـنـدى مـوجـود بـاشـد كـه تـبـليغات خاصى به جهت مشخصى آن را منعكس كند و در مـقـابـل آن نـقاط ضعفى وجود داشته باشد كه تبليغات مخالف آن را منعكس كند. بخصوص اگر دشـمـن از يـك شـكـسـت حتمى يا ركود شديد كه به قبول مبالغه از طرف گروه مخاطبان و افراد هـدف پـيـام تـبـليـغـاتـى كـمـك مـى كـنـد، در رنـج بـاشـد؛ بـه عـنـوان مثال رسانه هاى گروهى غرب سال ها است كه مشكلات داخلى ايران را طورى منعكس مى نمايند كه اگـر انـسـان از واقـعـيـت هـاى داخـلى مـطـلع نـباشد به ذهنش خطور مى كند كه امروز و فردا نظام جمهورى اسلامى ساقط خواهد شد.
كنايه و اشاره
در ايـنـجـا مـنـظـور از كـنـايـه يـا اشـاره تـهـمـت بـه يـك شـخـص يـا يـك جـريـان مـعـيـن بـه شـكل غيرصريح است ؛ مثلا مى گوييد (من نمى گويم كه فلانى آلت دست كمونيست ها است )، ايـن كـلام بـه هـر صـورت ارتـبـاط آن شـخـص با كمونيست ها را اثبات مى كند. و يا اين كه مى گوييد: (مى گويند كه فلانى با شكنجه بى گناهان در ارتباط بوده است ).
غـالبـا كـنـايه تاءثير زيادى روى مخاطب پيام تبليغاتى مى گذارد. اثر اين چنين مسائلى ممكن است در هنگام موضع گيرى معين ظاهر شود.
شناخت (4)
هرچه مبلغ به مخاطب پيام تبليغاتى نزديك تر باشد، تاءثير عمليات تبليغاتى بيشتر است . بنابراين ، تاءثير مبلغ در شخص قريب بيشتر از شخص بعيد است . به همين علت امكان شناخت هويت هدف قريب بسيار بالاست . استخدام زبان عاميانه در پيام تبليغاتى و جنگ روانى تاءثير آن را مضاعف مى نمايد.
ارائه نظر به عنوان حقيقت
از تكنيك هاى تبليغاتى و شيوه هاى آن ارائه نظر به عنوان حقيقت مى باشد. اين كار تلاشى در جهت افزايش اثر تبليغاتى در گروه ها و اشخاص هدف است .
اعتماد به منابع موثق (5)
بديهى است تكيه بر منابع قابل اعتماد بر تاءثير پيام تبليغاتى و جنگ روانى مى افزايد و هـرچـه اين اعتماد افزايش يابد، قابليت تصديق پيام از سوى مخاطبان پيام تبليغاتى افزايش مى يابد.
تجاهل عمدى (6)
اگـر مـقـابـله كـنـنـده داراى عـنصر قوى باشد كه به او امكان رويارويى با بعضى از عناصر تبليغات مخالف را مى دهد، در مورد آنچه كه تبليغات مخالف در بعضى امور انتشار مى دهد به تـجـاهـل مـتـوسـل مـى شـود؛ بـه عـنوان مثال ، تبليغات امريكايى در مورد ورود امريكا به ويتنام شمالى قبل از خليج تونكين در 1964 خود را به نادانى مى زند.
وضوح
در بـسـيارى از مواقع ، مبلغ عباراتى را به عنوان اين كه به اندازه كافى روشن هستند به كار مـى گـيـرد، در حـالى كـه مـفـهـوم آنـهـا مـورد بـحـث و جـدل اسـت و صـحـّت آن مـسـلّم نـيـسـت ؛ مـثـل ايـن كـه كـشـورهاى اروپاى شرقى به (دمكراتيك مردمى ) توصيف مى شوند و اين مساءله گـاهـى بـه مـخـاطبان معمولى پيام تبليغاتى مدلول معينى را القا مى نمايد اما تكذيب اين صفت منجر به آشكار شدن مواضع ديگرى مى شود. چنان كه تبليغات غربى ماركسيست هاى ويتنام را به متجاوزان ماركسيست توصيف مى نمايد با اين كه اين صفت در مورد عناصر غربى صادق است .
ارتباط دروغين (7)
گـاهـى اوقـات گـروه هـدف ، پـيـام تـبـليـغـاتـى مـوضـع مـعـيـنـى را قبول مى كند و موضع ديگر را بدون توجه به تفكر روشن و آشكار بنا بر تجارب سابق رد مـى كـنـد. ايـن همان ارتباط دروغين است . اين تكنيك در مواقع بحرانى و آشوب و جنگ افزايش مى يابد؛ به طورى كه ارتباط بين روح معنوى جهانى و رهبرى معينى يا ارتباط پيروزى با سلاح معينى ممكن مى شود. هرقدر سطح آگاهى مخاطب پايين باشد اثر اين وسيله افزايش مى يابد.
استخدام عاطفه و غريزه اتحاد (8)
گاهى اوقات تبليغات و جنگ روانى بر جنبه هاى عاطفى تكيه مى كند. گاهى اوقات نيز غريزه گـروه زيـادى از مـخـاطبان ، موج تبليغاتى را مى پذيرد. در اين جا تبليغات متوجه جمعيت هايى مـى شـود كـه روابـط مشتركى مثل دين و نژاد، جنس ، محيط اجتماعى ، كار و تابعيت آنها را به هم مربوط مى سازد.
پي نوشت :
Lie – 1
Repetition -2
Exaaggeration -3
Identification -4
Authonty to APPeal -5
Omission Deliberate -6
Association False -7
Instict Herd
تفکر متعالی شماره 12
