در آستانه انتخابات رياست جمهوري هستيم . كشور هم در شرايط خاصي بسر مي برد . دور ايران گويا يكي از ايالت هاي آمريكا واقع شده و فشارهاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي بر كشو رما ايران  افزون شده است . . جنگ رواني  عليه آحاد  جامعه جهت تحت الشعاع قرار دادن انتخاب آنها  طبيعي است .اهرم هاي آن كه همان رسانه ها هستند نيز در دستشان  است.همه ما به شكلي  هرروز در معرض بمباران اطلاعاتي آنها هستيم .اگر اهل تفكر و تحليل باشيم اين عمليات به ثمر نخواهد نشست . كارگزاران اين  عمليات كه همان عمليات رواني است ( شكل گسترده جنگ رواني ) از استدلال گريزي  افراد جامعهِ هدفش سود مي برند . اين كار گزاران از اين موضوع هراس دارند كه آنچه در چشم و مردم ايران  فرو مي كنند به بالا يا مغز پرت شود .هديه براي اين كار گزار آن است كه آنچه به چشم و گوش فرو مي كند از دهان فرد مردم ما خارج و منتشر شود تا خود مردم  هزينه عمليات آنها را بپردازند .پس راه حل اين است مغزت را با دانش پويا پر كن تا فشاري بالا به پايين ( از مغز به چشم و گوش ) ايجاد كند تا با هرچه رسانه‌هايشان به خوردمان مي دهند پر نشود ..بقول قديمي ها چشم و دلت را سير كن .به همين منظور اگر به تاكتيك هاي جنگ رواني آگاه باشيم اين همسايه قلدر  ديگر نمي تواند راحت و بي هزينه تصميمات ما را تحت الشعاع قرار دهد . اين همسايه نا ميمون يا مي خواهد مزدورش شويم  يا ما را منفعل كند تا جريان انتخابات را تحت الشعاع قرار دهد. اگر بدانيم روشش چگونه است گام اول را برداشته‌ايم  پس.ببينيم منظور از جنگ رواني وي چيست و از چه كانالهايي آن را پي مي گيرد و چگونه و با استفاده از چه تاكتيك هايي آن را به نتيجه مي‌رساند

جنگ رواني و  تاکتیک های آن (1)

جنگ رواني عبارت از مجموعه اقدامات تبليغي ـ رواني يك كشور يا گروه به منظور اثرگذاري و نفوذ بر عقايد و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب.

اهداف جنگ رواني

در تدوين يک جريان خبري با استفاده از اصول جنگ رواني آنچه لازم است در ابتدا مورد توجه قرار گيرد اهداف جنگ رواني است. که  عبارتند از :

  • از بين بردن اميد نزد مخاطبان
  • بي اعتمادي نسبت به رهبران
  • شكاف در بين جامعه

اين نوع جنگ، در واقع جنگ عليه عقل دشمن اعلام مي‌شود و نه به منظور دربندكشيدن بدن او .

مهمترین ابزارهاي جنگ روانی

تلويزيون؛راديوها،خبرگزاريها( استفاده مستقيمو غير مستقيم ) ؛ مطبوعات( مطبوعات ملي و فراملي ) ؛سايتهاي خبري

( سايتهاي ويژه و  پست الكترونيك ) ؛

آنچه را كه اين ابزار را تغذيه مي كند خبر است پس  كار با  اخبار و شيوه هاي استفاده و دستكاري در آن مي‌تواند انوا ع تا كتيك هاي جنگ رواني را براي ما به ارمغان آورد  همچون :

برخي از مهمترين تاکتيکهاي جنگ رواني

سانسور (2)

سانسور عبارت است از حذف عمدي موادي از جريان عبور آگاهيها ، به منظور شكل دادن عقايد و اعمال ديگران است . اين حذف عمدي مي‌تواند به دو شكل صورت پذيرد . سانسور در ساده‌ترين معني‌اش ، رسيدگي و آزمايش پيامهاي كثيرالانتشار توسط اولياي امور به جهت بازداشت موادي است كه از نظر آنان نامطلوب است . اين شكل سانسور ، همان ايجاد مانع قبلي يا عملي جهت جلوگيري از انتشار مواد نامطلوب است كه مثلا مي‌تواند شامل حذف واژه‌ها ،عبارات يا جملاتي خاص ، توسط سانسورگر باشد .اما سانسور در شكل گسترده‌ترش ، مي‌تواند دربرگيرنده هر نوع تلاشي جهت تضعيف يا جلوگيري از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخي از اولياي امور باشد .

تحريف (3)

يكي از رايجترين شيوه‌هاي پوشش‌ خبري و مطبوعاتي ، تغيير متن پيام به شيوه‌هاي مختلف از طريق دستكاري خبر است . در مسئله تحريف سه پديده به چشم مي‌خورد كه عبارتند از : تعديل ، شاخ و برگ دادن و جذب . يك خبر در حين انتقال از شخصي به شخص ديگر به تدريج كوچكتر از گذشته ، قابل فهم‌تر و از نظر بازگو كردن ، ساده‌تر مي‌شود . در حين فرايند انتقال متوالي بسياري از جزييات اصلي خبر كم‌كم تعديل مي‌شوند ، تجربه‌هايي كه در مورد تحريف انجام شده است ، نشان مي‌دهد كه بسياري از جزييات موجود در ابتداي زنجيره انتقال به‌شدت حذف مي‌شوند . هر بار كه خبر تحريف‌شده نقل مي‌شود ، ميزان جزييات ، هرچند با كندي ، كاهش مي‌يابد .

در همان زماني كه فرايند تعديل انجام مي‌گيرد ، شاخ و برگهاي ديگري به خبر اضافه مي‌گردد . فرايند شاخ و برگ دادن به خبر ، به ادراك انتخابي و حفظ انتخابي موضوع در ذهن و نقل جزئيات كمي از موضوع اصلي مبتني است . با اينكه فرايند شاخ و برگ دادن مانند فرايند تعديل در هر بار كه خبر نقل مي‌شود ، انجام مي‌گيرد ولي عناصري كه در اين فرايند بر آنها تكيه مي‌شود و در هر نوبت تكرار مي‌‌شوند ، يكي نيستند . اين ويژگي بيشتر به تركيب جامعه اي كه خبر در آن منتقل مي‌شود، وابسته است . عناصري در اين فرايند شاخ و برگ پيدا مي‌كنند كه از نظر نقل كننده خبر با اهميت هستند .

ساختن يك يا چند دشمن فرضي (4)

اين يكي از شيوه‌هاي قديمي سياسيون كهنه‌كار است كه قدرت را دراختيار دارند و براي بقا و ماندگاري در حكومت از آن استفاده مي‌كنند . اين شيوه به مطبوعات نيز رخنه كرده است . در اين شيوه سعي مي‌شود تا ساير رسانه‌ها و مطبوعات يا ساير سياستمداران و يا ساير احزاب را در چشم مخاطبان خود ، به شكل يك دشمن نشان دهند . هميشه داشتن يك دشمن فرضي مي‌تواند اقدامات طرف مقابل را محق و معتبر جلوه دهد و زمينه را براي هر نوع اقدامي فراهم آورد

پاره ‌حقيقت‌گويي (5)

گاهي حادثه ، خبر يا سخني مطرح ميشود كه از نظر منبع ، محتواي پيام ، مجموعه‌اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود ، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد . اين از رويه‌هاي رايج مطبوعات است كه معمولا متناسب با جايگاه و جناح سياسي كه به آن متمايل هستند،بخشي از خبر نقل و بخشي را نقل نمي‌كنند . اين شيوه به‌خصوص در انتشار نظرات رهبران سياسي متداول است . استفاده از تيترهاي اصلي روزنامه‌ها ، مطابق با ميل و سليقه آن روزنامه از نمونه‌هاي بارز پاره‌حقيقت‌گويي است

محك‌زدن (6)

براي ارزيابي اوضاع جامعه و طرز تفكر مردم جامعه درباره موضوعي خاص كه نسبت به آن حساسيت وجود دارد و يا دريافت بازخورد نظر حاكمان و يا گروهي خاص يا صنفي از اصناف جامعه ، خبري منتشر مي‌شود كه عكس‌العمل به آن، زمينه طرح سوژه‌هاي بعدي قرار مي‌گيرد عوامل تبليغاتي سعي مي كنند براي دريافت بازخورد نظر گروهي خاص و يا حتي افراد جامعه ، با انتشار يك موضوع عكس‌العمل آنها را مورد ارزيابي قرار دهند و سياست‌هاي آينده خود را نسبت به آن طراحي كنند

تاكتيك محك‌زدن به نوعي تاكتيك بازگشتي هم هست و به افراد خاص برمي‌گردد و جامعه محدودتري را درنظر مي‌گيرد. اما بازخوردبيشتر به جامعه و عوام برمي‌گردد.

ادعا به جاي واقعيت (7)

رسانه‌هاي خبري براي دستيابي به اهداف موردنظر خود گاهي ادعاهايي عليه افراد ، گروههاي مختلف و رسانه‌هاي رقيب مطرح مي‌كنند و آنان را مجبور به پاسخگويي مي نمايند . درواقع در اين روش اخبار مخابره‌شده و يا به‌چاپ رسيده نوعي ادعا به جاي واقعيت را در ذهن مخاطب تداعي مي‌كند و با استفاده از كلماتي نظير  « ادعا » منبع خبر سعي مي‌كند اولا خبر را ازدست ندهد ، درثاني صحت و سقم خبر را به گردن منبع مدعي آن انداخته ، ثالثا چنانچه خبر مورد تاييد قرار گرفت ، اعتبار پخش آن را نصيب خود كند و در نهايت پيامي را كه مدنظرش مي‌باشد به همراه خبر القا نمايد .

در شايعه منبع خبر را نمي‌گوييم اما در اين نوع خبر عمدا منبع خبر را ذكر مي كنيم ، ولي منبعي كه بي‌اعتبار است و بارها مورد تكذيب قرار گرفته ‌است .

اين شيوه از جمله شيوه‌هاي جنگ رواني است كه درآن نوعي ادعا در اخبار منتشر مي‌شود . و سپس اين ادعا تاييد يا تكذيب مي‌شود . اين شيوه در حقيقت مانند يك برگ دوطرف برنده است . استفاده‌كنندگان از آن ، چه ادعا را رد و چه آن را تاييد نمايند ، در هر دو صورت منبع جواب خود را گرفته است

اغراق

عوامل تبليغاتي با بهره‌گيري از اين شيوه دست به پخش مطالب مبالغه‌آميز مي‌زنند . آنها سعي مي‌كنند مطالب كوچك را بسيار بزرگتر از آنچه وجود دارد جلوه دهند و همچنين قادرند از مطالب بزرگ به شكلي ضعيف و در زمان ، مكان و جايگاهي كه به چشم نمي‌آيد ، بهره‌برداري كند .

تفرقه

شايد بتوان تفرقه را يكي از مؤلفه‌هاي عوامل قبلي دانست كه با استفاده از آنها عامل تبليغاتي سعي مي‌كند بين جامعه مخاطبان خود با مرزبندي و جناح‌بندي‌هايي كه در اكثريت موارد كاذب هم مي‌باشد ، مطالبي را پخش كند تا پتانسيل‌ها و توان آنها را كاهش دهد .

ترور شخصيت

در شيوه‌هاي جديد ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است . در زمان‌هايي كه نتوان فردي را ترور فيزيكي كرد و يا نبايد افراد مورد ترور فيزيكي قرار گيرند ، سعي مي‌كنند از طريق عوامل تبليغاتي جنگ رواني و با استفاده از وسايل ارتباط ‌جمعي ، شخصيت‌هاي مطرح و مؤثر در جناح مقابل را به زير ذره‌بين كشيده و با بزرگ‌نمايي نقاط ضعف آنان را ترور شخصيت نمايد . اصطلاحي كه امروز براي تروركردن از طريق وسايل ارتباط جمعي يسيار مورد استفاده قرار مي گيرد ، Terrorovision   است كه هدف آن ترور شخصيت هاي سياسي و مهم از طريق به تصوير كشيدن نقاط ضعف و حركات نادرست آنهاست . اين عوامل باعث مي شود رهبران ذي‌نفوذ نزد مخاطبان دچار بي منزلتي وتخريب چهره شوند .

شايعه  (8) 

زماني كه جريان اين خبر از بين افرادي شروع مي‌شود كه از حقيقت موضوع دورند ، شايعه آغاز مي‌گردد و تكرار آن بدون ارائه برهان و دليل ادامه مي‌يابد تا تقريبا بسياري از مردم آن را باور مي‌كنند و درنهايت شيوه معيني براي ترويج آن پيش گرفته مي‌شود ، مانند « آنها مي‌گويند … » يا « از يك منبع مسئول شنيده‌ام كه … » يا « اخبار دقيقي دارم مبني بر اينكه … » و مانند آنها .

در اينجا يك شرط اساسي براي كامل شدن شايعه وجود دارد . اين شرط عبارت است از اهميت پيشامد يا شخصي كه در شايعه مطرح شده و همچنين ضرورت وجود ابهامي كه شايعه را فرا گرفته باشد . به‌علاوه انگيزه‌هاي رواني كه سبب پيدايش شايعه و رواج آن گردد .

شايعات زماني رواج مي‌يابند كه حوادث مربوط به آن در زندگي افراد از اهميتي برخوردار باشند يا در مورد آنها خبرهاي صريح پخش نشود و يا اينكه خبرهاي مربوط به آنها مبهم باشند . اين ابهام زماني به وجود مي‌آيد كه خبر به صورت تحريف شده دريافت شود ، يا به فرد خبرهاي متضادي برسد يا فرو از فهم اين گونه خبرها عاجز باشد به هرحال شايعه هميشه دروغ نيست و هميشه داستان بدخواهانه‌اي را شامل نمي‌شود .

تاكتيك ماساژ پيام (9)

انواع بيشماري از فريب و خود فريبي در انبوه داده‌ها و اطلاعات و دانشي كه هر روز از كارخانه كار فكري دولت به بيرون جريان مي‌يابد ، ديده شده است كه به ماساژ پيام معروف است . تاكتيك حذف ، تاكتيك كلي‌بافي ، تاكتيك زمان‌بندي ، تاكتيك قطره‌چكاني ، تاكتيك موجي ، تاكتيك تبخير و تاكتيك تبخير از جمله تاكتيكهاي ماساژ پيام به شمار مي‌آيند كه در كتاب‌هاي نوشته شده توسط الوين تافلر به طور كامل در مورد آنها توضيح داده شده است .

تاكتيك كلي‌بافي (10)

تاكتيك كلي‌بافي تاكتيكي است كه در آن جزئياتي كه ممكن است مخالفت اداري يا سياسي را برانگيزد را با لعابي از مطالب غيرواقعي مي‌پوشانند . در پخش اين تاكتيك سعي مي‌شود بدون توجه به مسايل اصلي و عميق در خبر و بدون ريشه‌يابي به موضوعي كه منعكس مي شود به حواشي آن پرداخته شده ، به خبر لعاب بزنند و شاخ و برگ آن را اضافه كنند و خواننده را در سطح نگه ‌دارد . و توجه وي را كمتر معطوف به عمق مطالب نمايند . اين تاكتيك بيشتر در پخش بيانيه‌هاي وزارت امور خارجه و يا دستگاه ديپلماسي خارجي كشورها مورد استفاده قرار مي‌گيرد ، كه در آنها از شيوه بي‌حس‌سازي مغزي استفاده شده است .

در جنگ « نبرد براي كنترل » امريكاييها تا هفته‌هاي اول به جز مطالب كلي جنگ ، هيچ جزئياتي را درخصوص اهداف خود و نحوه اداره شهرهاي آزادشده و مسير حركت ارائه نكردند .

تاكتيك زمان‌بندي (11)

مرسوم‌ترين مصداقي را كه مي‌توان براي تاكتيك زمان‌بندي مثال زد ، تاخير در پخش خبر مي‌باشد ، به نحوي كه ديگر پيامگير نتواند كاري بكند .  اين شيوه در بسياري از موارد التهاب و اشتياق مخاطبين را براي شنيدن خبر از منابع موثق مهيا نموده و در بخشي ديگر با زمينه پخش شايعات را نيز فراهم مي‌كند

تاكتيك حذف (12)

براساس اين تاكتيك قسمتهاي مهمي از خبر به دلايلي كه از پيش طراحي شده و به شكلي كه هدفمند صورت گرفته است ، حذف مي‌گردد تا زمينه را براي پخش تاكتيك شايعه مهيا نمايد.. دروسايل ارتباط جمعي معروف است كه شايعه جايي پخش مي‌شود كه خبر نباشد

تاكتيك قطره‌چكاني (13)        

داده‌ها ، اطلاعات و دانش به جاي آنكه در سندي واحد نوشته شود در اين تاكتيك دسته بندي شده و در زمانهاي گوناگون و به مقدار بسيار كم ارائه مي‌گردد تا هم مخاطب نسبت به منبع خبر اعتماد پيدا كند و هم نسبت به آن اعتياد پيدا كند و منتظر پخش اخبار از مجراي موردنظر گردد .

 تاكتيك دروغ بزرگ يا  استفاده از دروغ محض (14)

اين تاكتيك قديمي و سنتي مي‌باشد ، اما هنوز هم مورد استفاده فراواني در

رسانه‌ها دارد و عمدتا برا ي مرعوب كردن حريف و يا حتي براي مرعوب كردن افكار عمومي مورد استفاده قرار مي‌گيرد . بدين‌معني كه پيامي را كه به هيچ وجه واقعيت ندارد را بيان مي‌كنند . معروفترين مورد استفاده‌اي كه از اين تاكتيك شده ، در زمان هيتلر و توسط گوبلز بوده است . گوبلز مي‌گويد : دروغ هر قدر بزرگتر باشد ، باور آن براي توده‌هاي مردم راحت‌تر است .

وي مي‌گويد اين تاكتيك هم براي مرعوب كردن دشمن و هم تهييج افكار عمومي ، تشويش نيروها و مرعوب ساختن دشمن در مورد نيروي دفاعي و دروغ‌هايي كه در خصوص توان نظامي و تكنيكي به كار گرفته مي‌شود كه در زمينه استفاده از آن دچار بيماري خودباوري و خودبيني نيز مي‌گردد . گوبلز مي‌گويد دروغ را به حدي بزرگ بگوييد كه هيچ‌كس جرات و فكر تكذيب آن را نكند . او مي‌گفت : بعضي مواقع دروغ‌هايي مي‌گفتم كه خودم از آنها مي‌ترسيدم .

فوريت‌بخشيدن ساختگي به خبر (15)

تاكيد بر انتقال سريع و لحظه به لحظه پيام و افزايش كميت آن يكي ديگر از شيوه‌هاي مطبوعاتي است . هدف از اين شيوه ايجاد نوعي طوفان مغزي براي مخاطب نسبت به سوژه موردنظر و ايجاد نوعي ايزوله‌كردن خبري مخاطب نسبت به ديگر منابع خبري از طريق ايجاد اين اطمينان در مخاطب است و اين مطلب را مي‌خواهد القا كندكه اين مطبوعه در سريعترين حالت ممكن ، قادر است اطلاعات را به مخاطب برساند . اين تاكتيك براي كمتر تعمق كردن مخاطب بر اخبار نيز به كار گرفته مي‌شود

پيچيده كردن خبر براي عدم كشف حقيقت (16)

امروزه شيوه پنهان كردن حقيقت ، محرمانه نگهداشتن آن نيست زيرا كه ذات خبر فرار است و به محض يافتن مجرايي ، به داخل جامعه نفوذ پيدا مي‌كند . اعتقاد بر اينست كه زماني كه يك رسانه قصد دارد يك خبر را پنهان كند لازمست با دادن اطلاعات متنوع وزياد ، حقيقت و موضوع را به‌گونه‌اي پيچيده ‌كند كه مخاطب از پيگيري آن خبر صرف‌نظر كند.

براي پنهان ماندن حقيقت ، موضوع آنچنان با اخبار و اطلاعات فراوان و گاه ضد و نقيض ، پيچيده و مغلق بيان مي‌شود كه مخاطب نتواند از لابلاي مطالب به حقيقت دست يابد .

افزايش قابليت تصديق خبر از طريق چيدن خبر ساختگي و نادرست  درميان چند خبر درست  (17)

اين از خصوصيات مستمر چند موج راديويي مانند بي.بي.سي است كه همواره از اين شگرد استفاده كرده‌اند . در اين شيوه، نظر مخاطبان به اخباري كاملا صحيح جلب مي‌شود و پس از ايجاد اطمينان اوليه نسبت به اين منبع ، يك خبر نادرست اعلام و القاء مي‌شود .يك تحليل‌گر حرفه‌اي مي‌تواند اخباري كه براي مخالفان خود داراي هويت درست و مشخص‌شده است ، به گونه‌اي با اخبار نادرست آميخته كند كه نهايتا نظر خود را در قالب تحليل و تفسير مورد نظر خود القا نمايد .

استفاده از دوخبر واقعي براي طرح يك‌خبرساختگي (18)

ارتباط بخشيدن بين دو واقعه ، نتيجه‌گيري غلط و غيرواقعي از آن ، از شيوه‌هاي ديگر در مطبوعات و خبرگزاري‌ها و راديوها به شمار مي‌رود . مثلا راديو بی.بی.سی اعلام مي‌كند كه دو هيات سياسي از آمريكا و ايران همزمان در سوريه با مقامات سوري ديدار و گفت‌وگو كردند . در اين پيام هدف اصلي، القاء خبر ارتباط بين اين دو هيات سياسي در سوريه و تضعيف دولت جمهوري اسلامي است

استفاده از عاطفه گيرندگان پيام (19)

در اين روش تلاش مي‌شود تعابيري در خبر مورد استفاده قرار گيرد كه به كارگيري آنان احساس عاطفي مخاطبان را به طور ساختگي تحريف و تهييج كند . كلماتي نظير تبعيض ، ظلم به زنان ، فشار بركودكان ، شكنجه ،بازجويي ، توطئه ، خفقان ، نسل‌سوزي ، دولت‌ستيزي ، قانون‌ستيزي ، فجايع بشري و مانند آن مي‌تواند احساسات يك مخاطب را برانگيخته نمايد . موضع زنان و كودكان هميشه مي‌تواند در اين روش كارآمد باشد . پخش برنامه‌هاي تلويزيون و استفاده از عكس‌هايي كه كودكان را در وضعيتي بسيار بد نشان مي‌دهد ، همچنين استفاده از زنان به عنوان عناصر زجركشيده در اخبار مي‌تواند در مسير ايجاد هيجان بسيار مؤثر و پرنفوذ باشد

از سوي ديگر خبرگزاريها از عاطفه غريزي گيرندگان پيام استفاده مي‌كنند . گيرندگان پيام درمقابل يك‌سري مسائل مشترك با هم داراي همبستگي‌هاي عاطفي هستند . مباحث مشتركي نظير دين ، نژاد ، سرزمين ، مليت ، جنسيت ، محيط اجتماعي ، رنگ پوست ، مباحث مشترك قاره‌اي و مباحث انسان دوستي از جمله اين مباحث است كه در خيلي از خبرها هدف قرار مي‌گيرند و سعي مي شود به نوعي در خبرها روي يكي از اين همبستگي‌ها تاكيد شود . مخصوصا روي مسائل ناسيوناليستي بسيار تاكيد مي‌شود ، مثلا كردها در تركيه ، عراق ، ايران ، سوريه و .. سعي مي‌كنند از رابطه عاطفي كردها استفاده كنند ، به نوعي كه تحريك‌‌‌كننده باشد . كردها يك نوع رابطه معنوي ، جدا از همبستگي‌هاي منطقه‌اي با هم دارند و فشار به هر گروه در هر منطقه بر بقيه تاثير مي‌گذارد .

استفاده از خبر براي تبليغات (20)

وقتي خبري از رسانه‌ها منتشر مي‌شود ، نيازي به اثبات آن وجود ندارد . چرا كه اولين اصل براي دهنده پيام اينست كه ادعايي كه كرده ، اصل مي‌باشد . منبع خبر زماني‌كه خبري را مي‌دهد ، هيچگونه تلاشي براي اثبات آن نمي‌كند و مدنظر او اطلاع‌رساني صرف است .

در مورد خبر اگر كسي فكر كند يا ادعا كند كه خبر درست نيست ،لازمست براي رد آن مدركي ارائه دهد

 

(1)  منبع

تلخيص شده از مقاله آقاي دکتر محمد سلطانی فر  به تاريخ ۰۹ اسفند ۱۳۸۵

پي نوشت :

Censorship (2)

Disortion(3)

 To  Make  A  Supposed Enemy (4)

To release a part of  truth (5)

 To  Test  for  Confirm (6)

Pretention  instead of  truth (7)

 Rumour (8)

Spinning The Message (9)

Generality  Tactic(10)

 Timing  Tactic (11)

Omission  Tactic (12)

Dribble  Tactic (13)

  Big – Lie  Tactic (14)

To  Create  High  Priority   For  A  News (15)

To  Tangle  a  Canard (16)

To  Take  The  News  Out  of  Its  Proper  Context (17)

To  use  Two Factual  News  Items In  Order  To  Legitimize A  False  News    (18)                                                        

To  Play  On  The  Emotions  Of  The Audience (19)

Promoting Special Interests Through News (20)

 

 

 تفکر متعالی شماره 12