جنگ رواني جنبه هاي مثبت و منفي دارد .بقول طرفداران فضيلت اخلاقي بسته به اين دارد كه چه كسي آن را بكار مي گيرد و بقول كساني كه طرفدار مكتب وظيفه در اخلاق هستند به اين نيز مربوط است كه در فرآيند ان چقدر اصول اخلاقي ديده شده است .در هر صورت متخصصين اين موضوع براي دسته بندي تاريخي آن را به سه دوره تقسيم مي كنند كه عبارت است از :
– جنگ روانى در عصر باستان ؛
– جنگ روانى در عصر ميانه ؛
– جنگ روانى در عصر جديد.
البته عده اي نوع ديگر از دسته بندي تاريخي را نيز پيشنهاد مي دهند كه در اين طبقه بندي به قبل از شكلگيري تمدن هاي بشري نيز اشاره مي شود . همچون به زمان جنگ ها و مبارزات قبایل و اشخاص با همدیگر که علاوه بر عملیات جنگیدن ( فیزیکی ) از اداها و نمود های خاصی نیز برای ترساندن حریف. اين طور بنظر مي رسد كه بشر این فن را از طبیعت عاریه گرفته و به تکمیل آن پرداخته است . طبیعت که شامل موجودات غریزی دور و بر انسان می شود , با کاربرد قوانین ساده و ابتدایی در دل همدیگر رعب و وحشت ایجاد می کردند تا از مردن خود جلوگیری کنند .
جنگ روانى در عصر باستان
. لاين برگر استفاده از وحشت و هـراس تـوسـط كـيـدون در جـدال هـاى او در بـرابـر مـيـديـانـيـت هـا (Midianies) حـوالى سـال 1254 قـبل از ميلاد ذكر مى كند. استفاده از (اسب تراوا) توسط يونانيان براى تصرف تراوا، يكى از مشهورترين نمونه هاى تاريخى اين شيوه مى باشد.
سون تزو، متفكر ارتش چين در سال 500 قبل از ميلاد مسيح ، در كتاب خود با نام (هنر جنگ ) مى گويد:
(در جـنـگ هـا با استفاده از صداى طبل ها و افراشتن پرچم ها و متاءثر كردن اذهان نيروهاى دشمن بـا اسـتـفـاده از جـاسـوسـان بـايـد آنـچـنـان وضـعـيـتـى را بـه وجـود آورد كه موجب شكست دشمن گردد.)
وى همچنين در مورد دستيابى به اطلاعات به هنگام جنگ مى گويد:
(اگـر از نـيـروى دشـمـن و از نـيـروى خـودى اطلاع كافى داشته باشى ، صدها جنگ نبايد ترا بـتـرسـانـد. اگـر خـودى را بـشـنـاسـى امـا دشـمـن را نـشـنـاسـى ، در مقابل هر پيروزى يك شكست را متحمل خواهى شد. اگرنه خودى و نه دشمن را بشناسى ، يك احمق بيش نيستى و در هر جنگى شكست خواهى خورد.)
اندرزهاى (سون تزو) پس از قرن ها هنوز هم در جنگ هاى روانى عصر حاضر به كار مى رود؛ زيرا انجام جنگ روانى در تمامى سطوح به اطلاعات نيازمند است . جان گونتر، نويسنده كتاب (جوليوس سزار) مى نويسد: پس از تصرف رُم و اسپانيا، نوبت آن فـرا رسيده بود كه سزار خود را براى مقابله با پومپيوس در يونان مهيا سازد. سزار هنوز هم به پومپيوس ارج مى نهاد و او را به عنوان يك انسان دوست مى داشت . اما به محض اين كه از وضـعـيـت ارتـش او آگـاهـى يـافـت درصـدد حـمـله بـه يـونـان افـتـاد. او قـبـل از شـروع جـنـگ ، بـه رجـزخـوانـى و تـضـعـيـف روحـيـه دشـمـن پـرداخـت . او قبل از جنگ مى گفت :
(مـن در اسـپـانـيـا ارتـشـى بـدون فـرمـانـده را شـكـسـت داده ام و حال مى روم فرماندهى بدون ارتش را شكست دهم .)
جنگ روانى در عصر ميانه
در نـيـمه اول سده هفتم ميلادى با پيدايش اسلام و تعاليم حضرت محمد(ص )،دگرگونى عميقى كـه از لحـاظ بـيـن المـللى اهـمـيت فراوانى داشت در سرنوشت كشورهاى كناره مديترانه و آسياى غـربـى پـديـد آمد، كه از لحاظ بين المللى اهميت فراوانى داشت . در اين ايام بخصوص از زمان شـروع مبارزه پيامبر(ص )با نظام فكرى ، ارزشى و اجتماعى حاكم بر حجاز، بزرگان قريش و سـايـر دشـمـنـان آن حضرت كه تعليمات وى را در جهت از بين بردن منافع خود مى ديدند با تـوسـل بـه انـواع و اقسام روش ها از جمله تمسخر، استهزاء و ايجاد ترس و وحشت با شكنجه و آزار و ارعاب مردم عليه پيامبر به جنگ روانى پرداختند.
از جـمـله شـيـوه هـاى مؤ ثرى كه بزرگان قريش در جنگ اُحُد با پيامبر به كار بردند، شايعه كـشـتـه شـدن رسـول اكـرم (ص )بـود كه در اين موقع تمام مسلمين پا به فرار گذاشتند؛ حتى هنگامى كه از كنار رسول اكرم (ص )مى گذشتند وى آنها را فرا مى خواند ولى آنها بدون اعتنا از كنار وى مى گذشتند!)
نـكـتـه قـابـل تـوجـه ايـن كـه حـضـرت رسـول اكـرم (ص )نـيـز در مـقـابله با دشمن ، مرعوب و مـسـتـاءصـل سـاخـتـن آنـهـا را بر كشتن ترجيح مى دادند و در اين راه از شيوه ها و تاكتيك هاى جنگ روانى استفاده مى كردند.
نمونه هاى زيادى از بهره گيرى از شيوه هاى جنگ روانى در تاريخ صدر اسلام موجود است . از جمله داستان جاويدانى است مربوط به يكى از رهبران سپاه مسلمين كه به وسيله تاءثير روانى كـلام تـوانـست حيثيت وطن ، شرافت سپاه و سرنوشت امت خود را نجات دهد. او طارق بن زياد است . هـنگامى كه بر قله هاى (ابان ) در اندلس ايستاد و مشاهده كرد كه تعداد صد هزار نفر از سپاه دشـمـن آمـاده دفـاع اسـت . در حـاليكه كليه سپاه او فقط دوازده هزار نفر بودند، با شناخت عظمت مـسـئوليـت خـود چـاره اى نـديـد جـز آن كـه كـشـتـى هـايـى را كـه از شمال آفريقا به اندلس آورده بود به آتش بكشد! سپس به سپاهيان اندك خود رو كرد و گفت : (اى سـپـاهـيـان ، دشمن در مقابل شماست و دريا پشت سر شما. به خدا سوگند راهى جز مرگ يا پـيـروزى نـداريـد هـيـچ چـيـز شـما را به اين امر نمى رساند مگر اين كه از دست دشمن خلاصى يابيد.) پس از اين سخنان سپاه طارق بن زياد با پايدارى و مقاومت جنگيد تا اين كـه پـيـروز شد. اين جنگ نمونه اى از جنگ روانى مثبت بود كه به پيروزى منجر شد. از نمونه هاى ديگرى كه مى توان اشاره كرد، جنگ روانى معاويه عليه حضرت على (ع ) بود.
در آن زمـان تبليغات سوئى كه عليه حضرت على (ع ) مى شد به حدى بود كه پس از شهادت آن حضرت در محراب ، عده اى مى پرسيدند: مگر حضرت على نماز مى خواند كه در محراب شهيد شده است ؟! تبليغات عليه حضرت على (ع ) حتى پس از شهادت وى نيز از طرف دستگاه معاويه ادامه يافت و سعى داشتند كه وى را به صورت منفورترين مردم در اسلام درآورند….
جنگ روانى در عصر جديد
. ناپلئون در هنگام حمله به مصر براى اين كـه اهـالى مـصـر را وادار بـه اطـاعـت كـنـد، از شـيـوه هـاى مـخـتلف جنگ روانى استفاده كرد براى مثال ، وى لقب (حامى اسلام ) را بر خود نهاد.
در 1918 جـنـگ روانـى انـگـليـس عـليـه آلمـان و اطـريـش ، مـوجـب پـيـروزى در طـول جـنـگ جـهـانـى اول شـد. در ايـن ايـام ، مـيـليـون هـا اعلاميه تبليغاتى به وسيله هواپيماهاى امـريـكـايـى در جـبـهـه هـاى جـنـگ آلمـانـى هـا ريـخـتـه شـد. در سـرى اول ايـن اعـلاميه ها ادعا مى شد كه هدف متفقين از بين بردن و نابود ساختن مردم آلمان نيست بلكه امريكايى ها براى نابودى پروس گرايى آمده اند.
جـنـگ روانـى در طـى جـنـگ جـهـانـى دوم از چـنـان اهـمـيـتـى برخوردار گشت كه طرفين جنگ در به كـارگـيـرى آن بـراى رسيدن به اهداف خود، با يكديگر به رقابت پرداختند. اين تلاش ، جنگ روانى يا جنگ اعصاب ناميده شد. به اين ترتيب ، بعد از اين دوره اهميت جنگ روانى به اندازه جنگ مـسـلحـانـه و حـتـى در مـواردى بيش از آن گرديد، به طورى كه جنگ مسلحانه در خدمت جنگ روانى درآمد در جـنـگ جـهانى دوم ، سياست جنگ روانى آلمان در داخل بر مبناى متحد ساختن مردم آلمان زير لواى انديشه واحد و ثابت استقرار گرديده و هدف جنگ روانى عليه كشورهاى متفق عبارت بود از ايجاد تفرقه ، ايجاد هرج و مرج ، تحريك پذير ساختن و استفاده از تضادهاى داخلى جوامع خارجى در جـهـت افزايش تضادهاى نژادى و عدم اعتماد به دولت ها و تشويق به هر مساءله اى كه منجر به بـرهم زدن وحدت ملى شود، تقويت تنفّر مذهبى ميان مردم يك كشور و پشتيبانى از هر حركتى كه مانع تحقق وحدت اراده در كشورهاى مورد نظر گردد.
در جـنـگ هـاى مـعـاصـر، بـراى جـنـگ روانـى از روش هـاى روانشناختى استفاده مى شود؛ به عنوان مـثال در جنگ ويتنام طورى عمل نموده بودند كه وقتى دهكده اى در ويتنام به وسيله امريكا با خاك يـكـسـان شـد، مـردم آمـريـكـا بـى تـفـاوت بـودنـد در حـالى كـه وقـتـى روانـشـناسان جهت آزمون روانشناسى مردم سر كبوترى را در جلو كليسا از تنش جدا مى نمايند، با اعتراض شديد مردم و رسانه هاى گروهى كشور روبرو مى گردند!
در حال حاضر پـيشرفت هاى تكنولوژيك در علم ارتباطات ، امكاناتى را در اختيار جنگ روانى قـرار داده اسـت . ايـن امـكـانـات يـعـنـى گـيرنده ها و فرستنده هاى راديويى ، فيلم ، گـسـتـرش گـيـرنـده هـاى تـلويـزيـونـى ـ مـاهـواره و ازديـاد مـطـبـوعـات مـوجـب شـده انـد تـا احتمال در معرض قرار گرفتن مخاطبان جنگ روانى افزايش يابد.
پيشرفت هاى حاصل در روش هاى سنجش افكار عمومى ، نمونه گيرى مخاطبان مصاحبه گروهى ، تـحـليـل اطـلاعـات ، ارزيابى خصائص فرهنگى و روانى گروه هاى خارجى نيز امكانات لازم را براى اعمال جنگ روانى جديد با پيش بينى و كنترل بيشتر فراهم آورده است . پس بايد قبل از اينكه تحت تاثير هر خبر و تحليلي قرار بگيريم تفكر و كامل انديشي پيرامون آن داشته باشيم .
تفکر متعالی شماره 12
